فریادرسان



گاهی وقت‌ها معادل خشک و رسمی جواب نمی‌دهد. در این جور وقت‌هاست که ناگهان معجزه‌ای رخ می‌دهد. معجزه‌ای به نام زبان عامیانه.

 

چند نمونه و معادل برای چند کلمه و اصطلاح انگلیسی:

 

Walking distance

مثلا

۲ day walk

از این جا تا آنجا پیاده دو روز راه است.

 

Not enough

مثلا: غذا به همه نرسید.

 

Disappear

مثلا: عطر لیلی گاهی به دست‌هایم می‌ماند و دیگر نمی‌خواستم دستم را بشویم مبادا بوی او برود. (دایی جان.)

 

Handle

رفع و رجوع کردن

 

Blush

رنگ به رنگ شدن

 

Ok

روبه‌راه

 

Get angry

آن روی کسی بالا آمدن

 

Grow beard

مثلا: چه ریشی گذاشته‌ای!

 

Please

زحمت بکش (و)…

و نیز: بی‌زحمت

مثلا: افسانه جان! زحمت بکش یک بطری شراب دیگر وردار بیار. (طوطی)

 

Pretend

زدن:

 

خودش را به ناخوشی زد.(سگ ولگرد)

 

Seem

زدن:

خاله جان با چادر مشکیش که می‌نشیند دم قهوه‌خانه، میان آن همه مرد، غریبه می‌زند. (دخیل بر پنجره)

آن‌قدر قیافه‌اش آشنا می‌زند که…

 

Everywhere

Everything

زمین و زمان

 

مثلا: دید زمین و زمان از برف پوشیده شده. (افشانه‌های کهن)

به زمین و زمان فحش می‌داد. (پیشامدها)

 

Can

Could

 

تا زورشان رسیده مردم را چزانده‌اند. (پشه‌ها)

پ.ن: البته اینها قطره‌ای از دریاست. منبع فارسی من در این موارد فرهنگ عامیانه ابوالحسن نجفی است. معادل‌ها تقریبی است. و منبع فارسی ایشان هم کتاب‌های داستانی است. باز هم هست. خرد خرد می‌گذارم.

 

  • Share/Bookmark
 

۱۰ نظر

  1. عالی بودند :)

  2. walking distance تا آنجائی که می دانم یعنی که مقصد نزدیک است (در واکینگ دیستنس است) و می شود حتی پیاده به آن رفت. پس بهتر است از معادل “نزدیک” استفاده شود. برای Blush هم “گل انداختن صورت” یا “سرخ شدن از شرم” را پیشنهاد می کنم.

  3. فریادرس. خب، می دونیم که این هم صفت است و هم اسم. اما من جایی ندیدم که جمع ببندند: فریادرسان!!

  4. سلام. اشتیاق من برای یادگیری زبان انگلیسی تمامی ندارد. متشکرم.

  5. seams یا seems؟ :(

  6. عالی بود. من هم چند تا اضافه می کنم:
    ۱٫ early in the morning : صبح علی الطلوع، صبح اول صبح، صبح اول وقت
    ۲٫ The house is too small for us: جامون توی این خونه تنگه
    ۳٫ He didn’t accept: زیر بار نمی رفت
    ۴٫ gradually: کم کمک
    ۵٫ exactly: مو به مو
    ۶٫ yes, of course: صد البته
    ۷٫ He was a religious man: مرد باخدایی بود
    ۸٫ I fell in love with her: مهرش به دلم افتاد

  7. well done

  8. مفید بود.
    چند تا هم من دارم.
    Well done!: دست مریزاد!
    software : نرم‌افزار، نرم‌افزارها
    a software package : یک نرم‌افزار
    software packages : نرم‌افزارها
    secret or something : راز-ماز
    sort of, kind of, in a way : یه جورآیی
    incubator : دستگاه ِ جوجه‌کشی

  9. Well done! : دست مریزاد!
    software : نرم‌افزار، نرم‌افزارها
    a software package : یک نرم‌افزار
    software packages : نرم‌افزارها
    secret or something : راز-ماز
    sort of, kind of, in a way : یه جورآیی
    incubator : دستگاه ِ جوجه‌کشی

  10. عالی بود.

نظر بدهید