ترجمه قرآن؛ بخشی از یک آیه؛ ترجمه های مختلف



وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا [کُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ]

سوره انعام- آیه ۱۴۲

و از چارپایان برخی را باربردار و برخی را دست‌آموز آفریده است.

ترجمه‌ی آقای خرمشاهی

پس چارپایان را برخی بزرگ باربردار و برخی دیگر را کوچک آفریده است.

ترجمه‌ی آقای گرمارودی

از چارپایانی که بار می‌کشند یا توان بار حمل ندارند.

ترجمه‌ی آقای پورجوادی

و از چارپایان برخی باربردار هستند و برخی از گوشتشان استفاده می‌شود.

ترجمه‌ی خانم صفارزاده

و از بعض حیوانات استفاده‌ی باربری و سواری کنید.

ترجمه‌ی  آقای قمشه‌ای

و نیز از دام‌ها حیوانات بارکش و حیوانات کرک و پشم‌دهنده را پدید آورد.

ترجمه‌ی آقای فولادوند

از چارپایان برای شما حیوانات باربر و حیوانات کوچک برای منافع دیگر آفریدیم.

ترجمه‌ی آقای مکارم

و از چارپایان حیواناتی بزرگ و کوچک و پشم و کرک‌دِه و سواری و بارکش و خوراکی پدید آورد.

ترجمه‌ی  آقای مشکینی

و چهارترجمه‌ی انگلیسی:

SHAKIR: and of cattle (he created) beasts of burden and those which are fit for slaughter only.

PICKTHAL: and of the cattle (he produceth) some for burdens, some for food.

QARIB: and of the cattle, some are for carrying burdens, and others for slaughter.

YUSUFALI: of the cattle are some for burden and some for meat.

قضاوت در باب این ترجمه‌ها کار من نیست و قصدم صرفا نشان‌دادن این همه تفاوت در ترجمه‌ی یک عبارت چهارپنج واژه‌ای است.

به نظر می‌رسد در ترجمه‌ها‌ی انگلیسی اختلاف‌ها زیاد نیست و دست کم، دیگر کسی حرف از کرک و پشم نزده؛ یا همچون آخرین ترجمه‌ی فارسی، همه‌ی احتمالات را کنار هم و در عرضِ هم نیاورده.

  • Share/Bookmark
Tags:  

۲۹ نظر

  1. این نشان می دهد که در ترجمه چقدر سلیقه مترجم و دانش قبلی او دخالت دارد.

    آقای حقیقت ، هنوز فرصت نکرده اید داستان او هنری مرا بخوانید؟

  2. سلام

    به طور اتفاقی به سایت شما برخوردم. من دنبال کتابی از احمد شاملو می گردم که گیر نمیاد. کتاب “خزه” یا همون “زنگار”.

    “خزه” رو انتشارات زمانه منتشر کرده که متاسفانه بیشتر مطالب رو سانسور کرده. من نسخه ی قدیمی “خزه” رو دارم. اما دنبال “زنگار” می گردم. نمی دونم شما می تونید به من کمک کنید یا نه. می خواستم ببینم شما این کتاب رو دارید که از طریق اینترنت به صورتی اون رو به من بدید یا نه؟ منتظر جوابتون هستم.

    دوست عزیز. من دارم ولی دست یکی از دوستان است. بهتر است زودتر، از کتابفروشیهای دست دوم حوالی انقلاب تهیه کنید. این کتابها را بهتر است آدم خودش داشته باشد. می‌ارزد.

  3. استیو کارل رو اگه دوست داری فیلم The 40 Year Old Virgin رو حتما ببین.ببین با موضوع ویرژین چه قدر خوب بازی کرده.

  4. سلام
    خیلی جالب بود !!!
    راستی یه پیشنهاد : اگه واقعا تو کار ترجمه عربی هم واردید چرا دست بکار ترجمه قران به زبان انگلیسی یا حد اقل از همون عربی به فارسی نمی شید ؟ مطمئناً با تواناییهایی که من در شما سراغ دارم کار جالبی در میاد.
    (راستی اگه پیشنهاد من مقبول افتاد و خواستید شروع کنید منو بی خبر نذارید کم و بیش طرح های جالبی برای این کار دارم. فکر می کنم به دردتون بخوره.)
    پیروز باشید . آرمین

  5. می‌دانید این همه تفاوت از کجا ناشی می‌شود؟ از عدم درک لحن اثر (قرآن) است که البته امری طبیعی است چون دیگر پیامبر و یا امامی در کار نیست تا بتوان به استناد آنها لحن و خوانش درست قرآن را دریافت.

    دیگر این که شاید قرآن اثری ترجمه‌پذیر نیست؛ دست کم به زبان فارسی. متنی است سهل و ممتنع که ترجمه‌اش به نظر آسان است اما وقتی وارد کار می‌شوی اگر شرم و حیایی داشته باشی، از خودت خجالت می‌کشی.

    چاره چیست؟ اگر قرآن چاره‌ساز است و دوای همه دردها، زبان عربی بیاموزیم و این همه دکان و بازار را تعطیل کنیم. اگر غیر از این است ـ یعنی قرآن صرفا کتابی حکمی و پندآموز است ـ به همین ترجمه‌ها اکتفا کنیم!

  6. ای باباږاینقدر از این اختلافات و تناقضات هست که آدم میمونه کدومش درسته

  7. حیف خانم صفارزاده هم رفت، روحش قرین رحمت

  8. سلام استاد ارجمند.خسته نباشید از ترجمه های خوبتون لذت می برم .من هم برای پر کردن اوقات فراغتم و آموزش بهتر زبان خارجی از زبان فرانسه و انگلیسی گاهی داستانکی انتخاب می کنم و تمری ترمه ای می کنم و چند لغت جدید یاد می گیرم . در داستانی از ” گریم” نویسنده المانی جمله ای به این صورت هست : Il y a bien longtemps, alors que le bon Dieu voyageait encore lui-même sur terre parmi les hommes.
    ***bon Dieu***یعنی خدای خوب . آیا در ترجمه باید باید گفت:در روزگاران قدیم که خدای خوب در میان انسانها بود ….یا اینکه خدا را اینجا به مسیح ترجمه کرد ؟ ممنون از لطفتون .موفق باشید

  9. آقای قنبری
    با اجازه از آقای حقیقت

    bon Dieu یا به زبان آلمانی der liebe Gott

    همان خدای مهربان است نه مسیح
    پروین

  10. البته قرآن قابل ترجمه نیست بلکه قابل تفسیر است چرا که کلام الهی است. ولی فکر می کنم دلیل اینکه در ترجمه های انگلیسی یکنواختی بیشتری دیده می شود این باشد که نهایتا از دو متن اصلی به عنوان منبع برای ترجمه استفاده شده. از طرف دیگر انگلیسی زبان ایجاز و اختصار است. موفق و موید باشید.

  11. سلام،
    نکته سنجی و باریک بینی قشنگی بود. من کاملاً با نظر آقای جعفری مخالفم. ترجمه پذیری یا ناپذیری قران دلیل موجهی بر ترجمه کردن یا نکردن آن نیست. چون ما مسلملنان به گفته های قران (خدا) ایمان داشته و خود را نیازمند راهنمایی های آن می دانیم پس حق هر غیر عربی زبانی است که صحبت های خدای خود را به زبان خود بخواند. فراگیری زبان عربی هم راهگشا نبوده، که صرف زبان دانی، درک حاصل نمی شود، آن هم درک متنی چون قران. کما اینکه این نظریه، آموختن زبان عربی، را نمی توان به همه ی مردم بسط داد. غیز علمی و غیر عملی است.
    همه معترفیم که قران ترجمه ناپذیر است. ولی به نظر من، مترجم باید با قبول این باور، دست به ترجمه زند و بکوشد بهترین فهم خود را در قالب مناسب ترین واژه ها بریزد. نه اینکه مثل ترجمه ی آخری تا می تواند واژه به خورد ترجمه اش بدهد که خدایی ناکرده حق مطلب ادا نشود! اتفاقاً به نظر من این گونه ترجمه کردن از ترس سهل ممتنع بودن قران ناشی می شود. باید نخست پذیرفت که قران ترجمه ناپذیر است و بعد در کمال دقت نثری زیبا و خواندنی به خواننده تحویا داد.
    به نظر من قران مجد (ترجمه به شعر) هم ترجمه ی زیبایی برای طیف دیگری از خوانندگان ارائه داده است.

  12. راستی امیر مهدی عزیز
    من آمده بودم که سئوالی از شما بکنم، که این پست زیبای شما را دیده و ترغیب شدم که کژفهمی خود را از مطلب، در اینجا ثبت کنم.
    سئوال من درباره ی کتاب “زبان باز” داریوش آشوری است. خواستم نظر شما را از دید فردی که در یافتن معادل برای واژه ای سمج می شود! و واژه برای تان خیلی عزیز است، درباره ی آن بدانم. البته من نقد دکتر حق شناس، کامران فانی، و صلح جو را خواندم، ولی نه ارضا شدم و نه به نظرم نقدشان خیلی وارد بود. بیشتر به چیزی پرداخته بودن که اصلاً قصد و منظور آشوری نبوده.

  13. هووم! عجب! اما هیچ چیز بهتر از خوندن خود متن اصلی نیست…

  14. Unter dem Vieh sind Lasttiere und Schlachttiere

    ترجمه این آیه به زبان آلمانی با ترجمه خانم صفارزاده همخوانی دارد

  15. salam amir mehdi ye aziz . chetori? modati azat bkhabar boodam . khoshhlam ke hamchenaan f’al o …zendeii . k zende boodanemaan khaarist dar chashm e mardom e zavaal paras !

    moghayeseye jalebi bood . dar doreye lisans , kheli dargire in moghayesaat boodim shirin taresh tarjomye shaazde koocholoo ghaazi va shamloo bood .

    dar taeed ya hazfe nazar mohtari . khastam ha beporsam

  16. بهنوش عافیت

    I like you weblog

  17. بهنوش عافیت

    داشتم آرشیو مطالب شما رو می خوندم که به اسم صالح حسینی برخوردم. من از شاگردان استاد بودم و هستم. در مورد مطلبی که نوشته بودید برای گردآوری معادلهای ناب از مترجمان خبره، من پایه هستم. من در مورد جنبه هایی از زبان فارسی و قابلیت های خاص آن خصوصاٌ در ترجمه در حال گردآوری مطالبی هستم. Actually me too is looking for someone to work with.
    I’m looking forward to heariing from you

  18. ممکن است درباره ترجمه آقای منوچهر بدیعی از کتاب آدم اول نوشته آلبرکامو مطلبی بنویسید ؟

  19. سلام.
    من مترجم نیستم اما مهمترین دلبستگی ام زبان است. زبان نشانه ها و سمبل ها به مقتضای زمان و مکان و شناخت موقعیت سیستمهای محاط و محیط بر موضوع.
    از جمله ترجمه های متنوع و گاه متناقض و عجیب واژه های دخیل در قرآن یکی کلمه ی تقوی است.
    که ظاهرا از ریشه ی ” ق ” برگرفته شده است.
    یک معنایی نزدیک به دارمت! یا حواسی که ویژگی و خواص یک پدیده را در نظر دارد که گاه باید از آن فاطله بگیرد گاهی به آن بپردازد.
    به همین دلیل یک جا پرهیز معنا میشود یک جا پرداختن و حق مطلبی را ادا کردن.
    بله، وقتی ماهیت و یا خاصیت چیزی همچون آتش نابود کننده و از بین برنده و کاهنده و منقبض کننده و متلاشی کننده باشد باید از آن پرهیز کرد تا کم نشد، و وقتی خاصیت و ماهیت آن چیز افزاینده و توسعه دهنده و منبسط کننده باشد باید بدان پرداخت.
    به گمان حقیر ( که البته گمان راهی قطعی به حقیقت نمی برد)ترجمه در دو حالت می تواند قرین به اصل معنا باشد( نه الزاما عین آن چرا که احصاء دو موقعیت جدا از هم نمی ـواند یکی باشد):
    ۱-ترجمه توسط و یا همراه با خالق اثر.
    ۲-ترجمه با توجه کاربرد واژه در زمان و مکان خلق اثر اصلی.
    هر کس بهای رسیدن به این دو منبع را نداشته باشد ترجمه اش قابل اعتناء نیتواند باشد.
    با پوزش از جسارت در تخصصی که ندارم.

  20. سلام آقای حقیقت.
    من دنبال کتاب سفرهای نیکلا کوچولو می گردم. به کتاب فروشی رفتم که کتابی با اسمی دیگه می خواست به من بده: “… به سفر می رود” … اسم شخصیت داستان است که الان یادم نمی اید. می خواستم اسم نویسنده و مترجم سفرهای نیکلا کوچولو رو ازتون بپرسم.
    و همینطور اگه لینک متن انگلیسی یازده دقیقه پائولو کوئیلو را دارید ممنون می شم بهم بدین

  21. روی نکته جالبی انگشت گذاشتید. راستش شناخت من از موضعوع عمیق نیست، ولی به نظرم ماجرا به حضور تاریخی قرآن در ایران بر می گردد. قرآن در زبان ما حضوری دیرینه داشته است. تفاسیر زیادی برای آن نوشته اند. در حل معضلات و مشکلات آن تلاش زیادی کرده اند. درباره همین لغت ساده که مترجمان زبان های اروپایی به سادگی از آن گذشته اند احتمالا در زبان فارسی بین اهل فن کلی بحث صورت گرفته است. و مترجمین هم به این سابقه بی توجه نیستند و حتما برای درک بهتر قرآن به سراغ متون تفسیر قرآن می روند.
    راستی بد نیست به کتاب قرآن مایکل کووک نگاهی بیندازید، شاید کمک کند که بفهمیم زبان قرآن حتی برای اعراب هم خالی از ابهام نیست. کتاب محمد او هم از همان مجموعه آکسفورد خیلی خواندنی است. می شه روزی ترجمه این کتاب ها را در کتابفروشی ها دید؟ شاد باشید، محمد

  22. سلام. پست عجیبی بود… و جالب. آدم آخرش مجبور میشه بره عربی یاد بگیره!!! (واقعا) تازه اگه شبهه ها رو هم بذاریم کنار.

    کتاب “خوبی خدا”ی شما را خیلی دوست می دارم. پیشنهادش را هم برای صفحه آخر روزنامه امان نوشته بودم. احوالتان را از خانوم جویا می شویم همیشه.
    قلم و فکرتان همواره مستدام. شاد زی.
    یا علی

  23. سلام
    دانشجوی سال آخر مترجمی زبان انگلیسی هستم و همیشه مطالب فوق العاده ی وبلاگتون رو دنبال میکنم.کارتون عالیه.

    من یه تحقیق در مورد ترجمه religious text و به طور ویژه قران دارم.جسارتا میشه منو راهنمایی کنید که مراحل کارم چه طوری باشه بهتره؟
    متشکرم

  24. سلام. من دانشجوی ترجمه هستم .می خواستم نظر شما را راجع به ترجمه ی کلمه ی “آیه” در ترجمه های انگلیسی قران بدونم.ممنون

  25. salam.khubin ?
    bache ha man ye komak mikhastam … ye tahghigh daram dar morede ( tajrobeye motarjemane arabi )…komak mikham:(akhe harkari kardam natunestam peida konam…harki mitune komakam kone be in ID pm bede : saharo0o
    mamnun misham … !

  26. I have quite recently come across your blog, and I have to say that it is a great hub for people into translating. I enjoy reading your posts which I find very informative. Your post on several translations of a portion of a verse from Quran seemed very intriguing. I hope you do keep up the good work.

  27. مردم از خنده………..
    بالاخره یکی فهمید مشکل دنیا چیه!
    خوب شد که خدا انسان را با زبان آفرید و گرنه دکان من تخته بود!
    و اما برای تو ای دشمن من:
    spranto !!!

  28. خیلی بد بود

  29. Thanks for placing up this article. I’m unquestionably frustrated with struggling to research out pertinent and rational commentary on this matter. everyone now goes in the direction of the amazingly much extremes to possibly generate home their viewpoint that either: everyone else within earth is wrong, or two that everyone but them does not genuinely recognize the situation. pretty numerous many thanks for the concise, pertinent insight….

نظر بدهید