کارگاه ترجمه
The house always maintained an impersonal quality, full of built-in cupboards concealing the traces of our everyday lives.
**
این impersonal quality را "فاقد جنبه های شخصی" گذاشتن واقعا ستم است!
The house always maintained an impersonal quality, full of built-in cupboards concealing the traces of our everyday lives.
**
این impersonal quality را "فاقد جنبه های شخصی" گذاشتن واقعا ستم است!
۰۶/۲۹/۱۳۸۷ at ۱:۲۱ ق.ظ
«خانه با انبوه قفسههای توکاری که همهی نشانههای زندگی روزانهمان را پنهان میکردند، همیشه حس و حالِ بیروحش را حفظ میکرد»، مثلا!
چون impersonal معنیِ نداشتن ارتباط انسانی یا احساسی رو هم میده.
۰۶/۲۹/۱۳۸۷ at ۵:۳۱ ق.ظ
سلام احتمالاً منظورتان "فاقد جنبههای شخصی" است. "خانه، که پر بود از گنجههایی که آثار زندگی روزمرهی ما را پنهان میکردند، هیچوقت رنگ و بوی آدم خاصی را نداشت". چطور است؟
اگر بخواهید جمله را مثبت در بیاورید شاید "حال و هوا" هم جای quality بد نباشد.
ارادت.
–
بله. اصلاح شد. ممنون.
۰۷/۰۱/۱۳۸۷ at ۶:۲۹ ب.ظ
خانه که هیچ وقت “منزل” نبود…