creamy plate
کسی میداند creamy plate یعنی چه؟
معمولا در غذاهای ایتالیایی به کار میرود. مثلا میگویند creamy plates of pasta یا
a creamy plate of Chicken Alferedo .
آیا منظور بشقاب چرب [و چیلی] است یا ربطی به خامه یا رنگ خامهای دارد یا چی؟
–
cafe con leche چیزی است شبیه کافه لاتهی خودمان(!) ولی اسپانیاییاش. چطور بنویسیم؟ کافه کن لچه؟ کافه لچه؟ قهوه لاته؟ قهوه لاتهی اسپانیولی؟
![]()
۰۶/۱۰/۱۳۸۷ at ۴:۲۲ ب.ظ
در رستوران های ایتالیایی معمولن منظور از creamy plate سسی هست که با استفاده از خامه درست شده است. دوجور سس معمولن دارند. یک شیوه که با استفاده از گوجه فرنگی درست می شود و نوع دیگر همین creamy که از خامه است.
۰۶/۱۰/۱۳۸۷ at ۶:۳۹ ب.ظ
برای دومی همان کافه با شیر از همه مناسب تر به نظر می رسد.
۰۶/۱۰/۱۳۸۷ at ۸:۴۹ ب.ظ
Creamy plate یعنی اون غذا با خامه. مثلا یک بشقاب اسپاگتی با خامه.(که خیلی هم متداوله).حالا این جا یک بشقاب جوجه آلفردو با خامه .
آقای حقیقت عزیز نوش جان وموفق باشید .از طرف های نشر ماهی هم رد شدید سلام فراوان برسانید.
۰۶/۱۱/۱۳۸۷ at ۱۲:۲۲ ق.ظ
سلام.
منظور از creamy plate of pasta ـ که البته کمتر به آن برخوردهام ـ یک بشقاب پاستا با سس غلیظی است که اصلیترین سازندهاش خامه است و برای پاستاهای گوناگون با سسهای مختلف با مواد دیگری مخلوط میشود.این سس با تمام غذا مخلوط شده، نه این که فقط روی آن را پوشانده باشد.
نمونه رقیقتر چنین سسی را در بیفاستروگانف میتوان تجربه کرد. اما اگر مایل هستید یک creamy plate of pasta را ببینید و طعم آن را بچشید، توصیه میکنم سری به تنها رستوران باقیمانده از مجموعه جامجم بزنید: رستوران “روما” که غذای ایتالیایی سرو میکند و به نظر میآید تا امروز این کار را تا حد ممکن خوب انجام داده که همچنان مشتری دارد و میدان را برای گسترش “بوف” خالی نکرده است.
پ.ن: در تهران رستورانی هم به نام pasta وجود دارد که تعریفش را زیاد شنیدهام.
۰۶/۱۱/۱۳۸۷ at ۷:۰۹ ق.ظ
برای من امیرمهدی حقیقت هنوز روزهای خوب سروش جوان و شاهکارهای دن چاون است.در بین کتاب های ویترین شده سایت معظم شما جای گمشدگان خالی است.ابراهیم حقیقی با آن طرح جلد حرامش کرد.
۰۶/۱۱/۱۳۸۷ at ۲:۰۳ ب.ظ
سلام،
ما جوان که بودیم، در ایران، گهگاهی میرفتیم ـــ جای شما خالی ــــ، «شیرقهوه» میخوردیم. فرنگ که آمدیم به «شیرقهوه» خوردنمان ادامه دادیم. منتها این جا باید به گارسن بگوئیم «کفه اُله» café au lait تا بفهمد. گاهی هم که ــــ جای شما خالی ــــ، مسافرت میرویم، بسته به مملکتش، مجبوریم بگوئیم «کافه لاته» یا «کافه کن لچه» که باز گارسن آنجائی بفهمد ما «شیرقهوه» میخواهیم.
و اما پارسال که به ایران رفتیم یک روز، در یک قهوهخانهی تیتیشمامانی، به یاد ایام شباب، «شیرقهوه» سفارش دادیم. چشمتان روز بد نبیند. گارسن، ضمن آن که توضیح داد که اسم چیزی که ما میخواهیم «کافه لاته» است نه «شیرقهره»، با توضیحاتش قشنگ حالیمان کرد که ما یا از پشت کوه قاف آمدهایم یا از عهد دقیانوس. کلی پیش جوانها خجالت کشیدیم که به «کافه لاته» گفتهایم «شیرقهوه». بعد هم صبر کردیم تا باز برگردیم فرنگ که یک فنجان «شیرقهوه» به خوشی از گلویمان پائین برود.
ارادتمند شما
۰۶/۱۴/۱۳۸۷ at ۶:۵۳ ق.ظ
I think Farzaneh is by far the most accurate. Just out of curiosity though –and obsession! — I went to Signor Carlo, the best pasta maker in the neighbourhood, if not in town, to see what his take on this is. He is of the opinion that “creamy” in this phrase is sort of redundant, as Alfredo is already a rich creamy sauce, with butter, cream, and cheese as the main ingredients. Check out this link for a fairly authentic recipe of the sauce:l
http://www.agferrari.com/index.php/paul_archive.html
۰۶/۱۴/۱۳۸۷ at ۶:۵۹ ق.ظ
And clearly, ‘creamy’ is a modifier for the ‘Chicken Alfredo’ and not the ‘plate’. l