در کار خاک غریبام
نگارنده درگیر ترجمه خاک غریب است، تا جایی که بشود. لابلای فرازوفرودهای بسیار زندگی. حتا توی هواپیما. توی قطار. توی ماشین. برگهها تند و تند سیاه میشود. تا الان دوازده تا رواننویس تمام شده. کاش همه را نگه میداشتم. بیشتر با سیاه کار کردهام و با سبز یا قرمز ویرایش خواهم کرد. آه که چقدر هنوز کار دارم… آه جزیرهی تنهایی، کوشی!
نکتههای فراوانی از لابهلای ترجمه در آمده و میآید. خواهم نوشت.
وبلاگم به تته پته افتاده. حجم زیاد کامنتهای اسپم فلجش کرده. ورژن برنامه باید آپدیت شود. دنبال راه چاره هستم.
۰۶/۰۲/۱۳۸۷ at ۵:۱۹ ب.ظ
امیر مهدی جان سلام. من هم این مشکل را داشتم. با برنامه های ضد اسپم هم کارم راه نیفتاد تا این که راه حل ساده ای را به کار گرفتم. اگر نرم افزارت ام تی است اسم فایلی که کامنت ها را ثبت می کند را تغییر بده. معمولا اسمش comments است و لذا برنامه های اسپم به طور اتوماتیک دنبال این اسم می گردند. اسمش را بکن چغندر یا غنضفر و دیگر هیچ اسپمی آن را نمی یابد.
سلام برسون
۰۶/۰۳/۱۳۸۷ at ۵:۰۲ ب.ظ
سلام. با ترجمه ی داستانی از هاروکی موراکامی به روز هستم…
۰۶/۰۹/۱۳۸۷ at ۷:۳۶ ب.ظ
به نظرم همین الان همهی اون نکات ترجمهی کتاب رو بنویس. وقتی کار آدم تموم میشه دیگه حوصلهاش نمییاد بیاد اینجا هم بنویسدشون!
۰۶/۰۹/۱۳۸۷ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
فکر می کنم تو شازده کوچولو بود که می گفتن بچه مواظب درختای نمی دونم چی چی باشید.
البته ربطی نداره، ولی شما هم مواظب باش برادرم.