تجربه‌های ترجمه‌ی خاک غریب [۳]



۱

poker straight hair

به فرهنگ که نگاه می‌کنم می‌بینم این لغت را ندارد. اما ذیل poker  نوشته: سیخ- انبر

حس اولیه می‌گوید لابد می‌شود موی سیخ‌سیخی. اما حس ثانویه می‌گوید یعنی چه؟ بیشتر بگرد! می‌روم توی اینترنت. می‌گردم و عکس‌ها را می‌بینم و دنبال تعریفش می‌گردم. محصولاتی هستند برای poker straight کردن مو. معلوم می‌شود درست عکس چیزی است که فکر می‌کردی. یعنی صافِ صاف. برای poker straight کردن مو باید این کار را بکنی. اگر درست معلوم نمی‌شود چه اتفاقی می‌افتد، فیلم آموزشی را ببینید!  

-

۲

dark meat

در جایی از سومین داستان خاک غریب بحث خوردن white meat می‌شود و dark meat. حس اولیه می‌گوید لابد گوشت سفید است و گوشت قرمز. ولی موضوع این است که هر دو به بخش‌هایی از گوشت بوقلمون و مرغ در مراسم عید شکرگزاری مربوط است. به گمانم معادل نداریم. بخش‌هایی از گوشت حیوانات تیره‌تر است و بخش‌هایی روشن‌تر- به‌دلیل حجم میوگلوبین. ( پروتئینی محتوی آهن قرمز در عضله.) این را پیدا کردم:

The difference between white meat and dark meat is attributable to the amount of Myoglobin in the muscles. Myoglobin is stored in muscles that get exercise, because they need more oxygen. The more exercise a muscle gets, the higher the concentration of Myoglobin. Since a modern domesticated chicken is basically flightless, the breast and wings get very little if any activity, so the muscles develop very little Myoglobin. Where this really becomes evident is in flying fowl like ducks; the meat is more of a reddish color all over, which is why ducks are basically all dark meat.

گوشت تیره باید گذاشت؟ یا همان گوشت قرمز، اما نه به معنای مصطلح؟ این توضیح‌ها را که نباید داد به هر حال! این توضیحات البته تلویحا اجازه می‌دهد همان گوشت قرمز بگذاریم.

۳

brunch

صبحانه‌ی دیرهنگام است به جای ناهار. برخی فرهنگ‌ها «صبحانه‌ناهار» معنی کرده‌اند. خب ما نداریم. ناگزیر بخشی از معنا حذف می‌شود.

تصمیم بگیر: صبحانه یا ناهار؟ brunch معمولا تا حدود یازده و دوازده تمام می‌شود. 

 

۱۲ نظر

  1. پیش‌تر دیده‌ام برای برانچ، معادل نیم‌چاشت را می‌گذارند. شاید دقیقا ترجمه برانچ نباشد اما همان معنا را می‌دهد.

  2. شاید این توضیحات در پاورقی جالب باشد.
    ولی تا آنجا که به خودم مربوط می شود، عاشق این جور پاورقی ها هستم.
    اگر خواستید اینها را از پاورقی حذف کنید، قبلش یک بررسی آماری بکنید. شاید مانند من کم نباشد!

  3. به نظرم اگر از “گوشت قرمز” استفاده کنید، بهتر است بوقلمون یا مثلاً‌ مرغ را هم پس از آن بیاورید و بنویسید:”گوشت قرمز بوقلمون” و “گوشت سفید بوقلمون”.

    Brunch هم حتماً می‌دانید به معنی خوردن همان غذایی است که ما معمولاً روزهای تعطیل وقتی دیر از خواب بیدار می‌شویم و دیگر نزدیک ناهار شده، می‌خوریم.
    من “نیم‌چاشت” و”ته‌بندی” را پیشنهاد می‌کنم.

  4. سلام آقای حقیقت تو روستاهای گیلان به غذایی که کشاورزا ساعت ۱۱ می‌خورن “غیرناهار” گفته میشه. گفتم بهتون بگم شاید بتونین کلمه‌ای مشابه این پیدا کنین.

  5. سلام. خسته نباشید. آقای حقیقت شما فرهنگ انگلیسی به فارسی کدوم فرهنگ رو پیشنهاد میدین؟

    هزاره

  6. چه طوره برای brunch بزنیم نیم چاشت؟

  7. به نظر می‌رسد واژه brunch نوعی چمدان‌واژه است (ساخت یک کلمه ترکیبی با استفاده از کلمات دیگر با معانی مشترک و گاه متفاوت مثل شتر گاو پلنگ به معنی زرافه). brunch احتمالا ترکیبی از lunch و breakfastاست. در چنین مواقعی لازم است تا مترجم با اصول و قواعد واژه‌پردازی و نوواژه‌سازی آشنا باشد و اندکی زبان‌شناسی بداند و آن را با قدری قدرت تخیل که در ترجمه ادبی خیلی به کار مترجم می‌آید درآمیزد و خودش برابرنهادی درخور و متناسب با متن برای چنین واژه‌ای بسازد و در حاشیه برای خواننده قضیه را توضیح دهد و نوواژه به دست آمده را به فرهنگستان زبان و ادب فارسی اطلاع دهد. مگر فارسی را چگونه پاس می دارند!؟ یا اصلا چه کسی پاس می‌دارد!؟

  8. خواندن کتاب را (صدالبته نسخه انگلیسی) را دیروز تمام کردم. بسیار لذت بردم و امیدوارم ترجمه شما هم به زودی وارد بازار کتاب بشود :-)

  9. با سلام و احترام؛
    برای brunch، ساعت دهی رو پیشنهاد می کنم که خودمون هم در گفتارهای غیر رسمی به کار می بریم و همون طور که دوستان گفتن میان وعده بین صبحانه و ناهاره.

  10. سلام دوست نادیده

    من یک زمانی در بشاگرد بودم. اونجا یک وعده غذایی(!) داشتند به اسم دهانه یا دهونه

  11. سلام جناب حقیقت
    در خوزستان وقتی عمله و بنا کار می کنند ،در میان روز غذایی می خورند که به آن “پس ناشتا” می گویند.حدوداًساعت ده.

  12. سلام
    یادمه تو کتاب های آموزش انگلیسی اکسفورد به این dark meat و white meat برخورده بودم. اونجا گفته بود یه اصطلاحیه که از عصر ویکتوریا باقی مونده. dark meat ران مرغه و white meat سینه مرغ.

نظر بدهید