تجربه‌های ترجمه‌ی خاک غریب [۲]



خب، در ترجمه‌ی کتاب جدید لاهیری، اگر همه چیز به همین سرعت پیش برود احتمالا اینجا سرشار از این چیزها خواهد شد:

- اصطلاحات جالب انگلیسی که من در طول ترجمه‌ی اولیه بهشان بر می‌خورم مثل turn in  که در زبان عامیانه به معنی «رفتن خوابیدن/ رفتن گرفتن خوابیدن» است.

- واژه‌ها و اصطلاحات هندی که برای ما به دلایل مختلف جالب است؛ یکی مثلا به دلیل نزدیک بودن به فارسی. مثلا Begum همان بیگم خودمان است به معنای خانم.

- غذاها و اماکن جالبی مثل Floating Market که در تایلند است و بازاری است توی آب؛ این شکلی:

- سوال‌هایی که در طول کار ممکن است برای خودم پیش بیاید و خوشحال می‌شوم اگر کسی جوابشان را بداند و بدهد. مثل ضبط فارسی و تلفظ واژه‌ی medici که کاخی است در ایتالیا. واینکه مدیچی است یا مدیسی یا چیزی دیگر.

- و تجربه‌هایی از معادل‌هایی که در حال ترجمه‌ی اولیه به ذهنم می‌رسد مثل این:

His patience was wearing thin را گذاشتم: حوصله‌اش داشت سرمی‌رفت.

 

۱۹ نظر

  1. من احساس میکنم که هیجان زده ای!
    هستی؟!
    خوب ما رو هم هیجان زده میکنی اینجوری و هی باید منتظر بمونبم خوب.

  2. «مدیچی» درست است: c در ایتالیایی اگر پیش از e یا i بیاید «چ» خوانده می‌شود.

  3. تا جایی که من دیده‌ام medici هم مدیسی تلفظ شده هم مدیچی. اما شخصاً دومی را بیشتر می‌پسندم.

  4. آن واژه ایتالیایی را می دانم که مدیچی است. اما ضبط فارسی؟ منظورت رو نفهمدیم.

  5. دقیقا به چیزایی اشاره کردی که تو ترجمه همیشه جذاب و متفاوتند. ماحصل کلی تلاشتو داری رایگان در اختیار مخاطب می ذاری. ستودنیه.

  6. یا صبرش داشت سر می آمد

    آقای حقیقت می شه بگید آیا میشه فقط یه مترجم بود

    یا برای گذران زندگی باید شغل دیگه ای را دست و پا کرد

  7. مدیچی

  8. مدیچی درسته آقای حقیقت . در زبان ایتالیایی حرف سی بعد از i و e اگر قرار بگیره چ خونده میشه .

  9. حسین حیدری تبریزی

    سلام . در فرهنگ تلفظ نام های خاص تالیف فریبرز مجیدی “مدیچی” ثبت شده.

  10. His patience was wearing thin طاقتش داشت طاق می‌شد. داشت آمپر می‌چسبوند. داشت کفری می‌شد. حرصش درآمده بود. داشت می‌زد به سیم آخر…والخ!

  11. فلوتینگ مارکت رو بازار شناور ترجمه کردی؟ یا چی؟

    بازار آبی به نظرم بهتره.

  12. سلام آقای حقیقت ! حال شما ؟
    می خواستم بگم واژه ی merdici در کتاب های تاریخ هنر و … به صورت “مدیسی” نوشته شده . اما بهتره که ” مدیچی ” استفاده بشه . چون حرف c در زبون ایتالیایی تلفظ ” چی ” داره ( البته گویا دوستان قبل از من نظرات کامل تری رو در این باره داده اند … ) و به نظر من در برگردان فارسی هر واژه ای بهتره به ماخذ زبانی اون واژه توجه کرد …
    همینا !

  13. سلام به جای اصطلاح آخری می تونید از کاسه ی صبرش لبریز می شد استفاده کنید.بی صبرانه منتظر کتاب جدید هستم

  14. ۱) مدیچی را در دیکشنری سخنگوی لانگمن چک کردم دیدم با تلفظ بریتیش می شود مدیچی با تلفظ امریکن می شود مِدِچی.
    ۲) طاقتش داشت طالق می شد به نظرم ملموس تر آمد.
    ۳) به نظرم بازارچه آبی یا شناور یا سیال یا هرچی بهتر از بازار آبی یا.. است.
    ۴) منظورتان از ضبط فارسی چه بود؟ نگاهدارنده؟ نگهدارانه؟

  15. سلام. عنوان کتاب اگر خاک غربت باشد آشناتر نیست؟

  16. مدیچی

  17. یکی از جذابیتهای خوندن متن های انگلیسی که انعکاس دهنده داستان های هندی هستند پیدا کردن شباهت هاییه که بین واژه های هندی وفارسی وجود داره . Begum رو که نوشتی ناخود آگاه به یاد Baadshah افتادم که در زبان هندی استفاده می شه و به معنی پادشاه است. جالب اینجاست که این دوکلمه در کنار هم استفاده می شوند وبه پادشاه وملکه اشاره دارند.بد نیست این روهم بگم که خیلی از ضرب المثل ها بین زبان فارسی وهندی مشترک هستند. مثل نیکی وپرسش ( نیک او پوچ پوچ ) و یا اینکه بهشت زیر پای مادران است( ما کی پروکی نیچه جنت هوتی هه ).
    جالبه که خیلی از واژه های فارسی قدیمی هنوز تو هند کاربرد دارند مثل جلدی کرو به معنی عجله کن که تو فارسی ما گهگاه از جلدی برو وبرگرد استفاده می کنیم و یا جمله ” کانا طیار کرو” در زبان هندی می شه غذا رو آماده کن که طیار به معنی آماده کردنه ولی ما مدتهاست که دیگه ازاین واژه استفاده نمی کنیم.اگه در خلال ترجمه بازهم به واژه های مشترک بین دو زبان رسیدی ممنون می شم تو وبلاگت بهشون اشاره کنی.

  18. سلام.
    مدیچی درست است.
    (رشته خودم ایتالیایی بوده)
    البته من تو کتابای زیادی خوندم
    که نوشته بودن “مدیسی”.

    در واقع این گونه مترجما ترجیح دادن به جای استفاده از تلفظ دقیق از تلفظ “شایع” اون کلمه استفاده کنند.

  19. به نظر من معمولا حوصله آدم وقتی سرمی رود که هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشد، ولی در این اصطلاح، انگلیسی زبان ها معمولا منظورشان این است که طاقت شان تمام شده است. “کاسه صبرش لبریز می شد” شاید جایگزین بهتری باشد. علاوه بر تطابق معنایی هر دو به نوعی اصطلاح نیز هستند. به نظر من وقتی می توانیم به جای ضرب المثل از ضرب المثل استفاده کنیم یا اصطلاح معادل برای عبارت هایی که مصطلح هستند استفاده کنیم به زیبایی و صحت کار ترجمه می افزاید.

نظر بدهید