11 تیر 1387
مترجم ذیل ِ بندی در یکی از داستانهای چخوف1 در پاورقی نوشته:
اگر از این بند چیزی دستگیرتان شد به بنده هم بگویید!
–
برایم عجیب بود. برای جمعی تعریف کردم. واکنشها متفاوت بود:
بعضی گفتند باز گلی به جمالش که اعتراف کرده دستگیرش نشده.
بعضی گفتند وقتی جملهای که در فارسی آورده مفهوم نیست میتوانست همان اصلش را بگذارد؛ به حال خواننده چه توفیر میکند؟
بعضی گفتند: یعنی چه؟ تو […] میکنی چیزی را که دستگیرت نشده ترجمه میکنی!
بعضی گفتند: یعنی چه؟ تو […] میخوری چیزی را که دستگیرت نشده ترجمه میکنی!
و بعضی را عقیده بر این بود که: این چخوف است و آثارش به آثار کلاسیک پیوسته. شوخی نیست. کسی باید برود سراغ چخوف که خوب زیر و زبر آثارش دستش آمده. مثل اینکه یک آدم ناشی برود شکسپیر ترجمه کند و بعد یک جاهایی را نفهمد و همان طور بگذارد. این همه کتاب، در تحلیل و شرح آثار کلاسیک از جمله آثار چخوف نوشتهاند. وظیفهی کسی که چنین کتابهایی را برای ترجمه دست میگیرد این است که جای ابهامی باقی نگذارد.
-
برای اینکه بحث فروکش کند نکتهی جالب دیگری را گفتم:
روی جلد کتاب، بالای عنوان، نوشته 100 داستان و طنز کوتاه، و بعد توی پرانتز نوشته: ترجمه نشده!
آدم البته میفهمد که منظورش چیست ولی این راهش نیست.
-
اما از حق نگذریم. ترجمهی بدی نیست و مترجم (یا مترجمها) در پاورقیها توضیحات جامع و مفیدی در بیشتر موارد برای خوانندهی فارسیزبان دادهاند؛ از فضای فرهنگی روسیه بگیرید تا معنای اسامی و طنزهای پنهانی چخوف. مثلا دریانکفسکی را در پاورقی آشغالپور معنی کرده و ugar-Debashir را مجنون آباد یا اوباشدره و Dubyakin را کله خری و Lapshin را کلکزاده و قسعلیهذا. و در باب هنرپیشهها و روزنامهها و سالنهای معروف رقص و غیره در روسیه هم توضیحات جامعی آورده.
–
بخشی از طنز «فوت و فنهای خانهداری» را از این کتاب بخوانید:
برای از بین بردن ساسها:
ساس را بگیرید و به او توضیح بدهید که از نظر مقدار مواد ازتدار و چربی، غذای گیاهی هیچ دست کمی از غذای حیوانی ندارد و دوستانه به او توضیح دهید رژیم غذایش را تغییر دهد. اگر آخرین دستاوردهای علمی نیز تاثیری روی او نگذاشتند، برایتان تنها این راه میماند که انگشتتان را بلند کنید و فریاد بزنید:« پس بمون و تو جهل خودت بپوس، ای خونخوار پست!» و سپس او را رها کنید. دیر یا زود عدالت بر ظلم چیره خواهد شد.
برای مبارزه با ککها:
ازدواج کنید. تمام ککهای شما به همسرتان منتقل خواهند شد؛ زیرا ثابت شده است که ککها میل بیشتری به انتخاب خانمها نشان میدهند. دلیل این علاقهی بیشتر هم نه کیفیت خون، بلکه مناسببودن لباس خانمها برای سکنای ککهاست؛ چرا که هم فضایی بیشتر دارند و هم راحتترند.
—
1- داستان قرارداد سال 1844 با انسان/ به سلامتی خانمها، 100 داستان و طنز کوتاه از چخوف، ترجمه حمیدرضا آتش بر آب و بابک شهاب
تیر 11, 1387 at 1:02 ب.ظ
(:
تیر 11, 1387 at 11:41 ب.ظ
راستش امير جان حسابي گيج شدم. نفهميدم كجاها از خود متن بود؟ و كجاها نوشته هاي خودت؟ انگار هدف اصلي يادداشتت همين فورم سرگيجه آور بوده است كه موفق بوده اي. گوگيجه ي فرهنگي كه مي گويند يعني اين. با اين حال كتاب خوبي معرفي كردي.دست مريزاد.
تیر 12, 1387 at 12:16 ق.ظ
از بابك شهاب ـ كه به “ادبيات” ميگويد “ادب” ـ نفهميدن چخوف دور از انتظار است؟!
پ.ن:راستي مگر چخوف را از انگليسي ترجمه كردهاند كه پاورقيها به اين ز بان آمده؟!
تیر 12, 1387 at 6:15 ق.ظ
((: حالا بگین مال کدوم داستان و کدوم پاراگرافش بود ، شاید بشه به مترجم کمک کرد … ! + با توجه به ugarO-debOshir (البته اگه به لاتین نوشته باشه) زبان مبدا ترجمه ، زبان اصلی نبوده … !
-
ا.م.ح: بند مورد بحث این است:
قرارداد برای طرفین باید مقدس و غیر قابل فسخ باشد. نسخه اصلی قرارداد باید در اختیار انسان و کپی آن در اختیار سال 1884 حدید قرار گیرد.
تیر 12, 1387 at 5:40 ب.ظ
جايگاه
تیر 12, 1387 at 6:50 ب.ظ
عجیبه … ! این جمله که تو فارسی هم (نسبتا”) واضحه … !البته غلط داره طبعا” !
“این قرارداد از هر دو سو باید محفوظ نگاه داشته شود . اصل قرارداد در اختیار انسانیت و کپی آن نزد سال نو -1884- خواهد بود . ”
البته خیلی سردستی .
اگه مشکل مترجم تو اون “مقدس” بوده ، (khranit sviato i ninaruhimo) یه اصطلاح بوده که به ترتیب khranit= حفظ کردن ، Sviato=مقدس و ninarushimo= مثلا” خدشه ناپذیر .
اما کل اصطلاح با هم در انتهای قراردادها نوشته می شده تو اون سال ها . که معنی ش طبعا” همون نگهداری و (شاید !!نه لزوما”) رعایت قرارداد می شده .
بهترین راه ترجمه هم احتمالا” پیدا کردن نظیر این جمله تو قراردادهای 100-150 سال پیش در فارسی بوده + توضیح در پانویس !
طولانی شد . شرمنده . D:
تیر 13, 1387 at 3:22 ب.ظ
آمدم سوال کنم جونی بی جونز چی شد؟
راستی سلام!