22 اردیبهشت 1387
نویسندهای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پور.نوگراف پایین نمیآورد… یعنی، اینکه هم و غم آفرینندهی اثر این باشد که همهی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئلهی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همهی ابعاد انسانی بخشی را هم به این رابطه میپردازد، پ.و.ر.ن.و. نیست. این کتاب واقعگرایی است و به این بعد انسان هم میپردازد. عبدالله کوثری پ.ن: حرفهای چند نویسنده و مترجم از جمله من را در کارگزاران دربارهی حرفوحدیثهای تازه بخوانید:[+]
اردیبهشت 22, 1387 at 2:21 ب.ظ
اين ديگر خداييش از آن حرف هاست. مثل حرف استاد ادبيات ماست كه مي گويد ! اولا، اگر كسي بيايد و كتابي راجع به غذا و غذا خوردن كه آن هم يكي از ابعاد وجود انسان است بنويسد، آيا كسي بر مي گردد كه فقط روي اين مسئلهی خاص تمرکز نكن؟ دوم، از كجا كه آن جنبه مهم ترين بعد وجود انسان نيست (البته نه لزوما به زعم من)؟
خرداد 13, 1387 at 4:53 ق.ظ
اوه. پس شما همنام رو ترجمه کردید. مترجم ها خیلی وقت ها ناشناس میمونن!!! البته میگن همین جور هم باید باشه
خوشحالم از اشنایی!
خرداد 13, 1387 at 5:01 ق.ظ
ای وای اشتباه شد. نظرم مرتبط به متن نبود! حالا نظرم را میگویم : جناب کوثری : از کجا معلوم نویسنده نخواهد با پرداختن به توصیف تمایلات و اعمال جنسی به بعد های ناشناخته انسان بپردازد ؟ والله ما هنری میلر را که خواندیم همچین اب کشیده نبود. ولی خوب عیبی ندارد ادم توصیف اعمال جنسی را وسیله ای قرار بدهد برای بیان مسایل دیگر. یک خورده نظرتان قدیمی است به نظر من !