ترجمه یک شعر
اتل متل توتوله به انگلیسی!

Atal matal "in" "in" le!
How’s Hassan’s Cow? she doesn’t have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman.; you call her name Amghezy…Around her hat reddish. Hachin and Vaachin, cross one of your legs!
۰۲/۱۴/۱۳۸۷ at ۳:۵۰ ب.ظ
WoW. so amazing
۰۲/۱۴/۱۳۸۷ at ۷:۵۴ ب.ظ
ببین استاد، میتونی اندی را هم به انگلیسی برگردونی؟
–
۰۲/۱۴/۱۳۸۷ at ۹:۴۹ ب.ظ
امیر مهدی آخرین کتاب رسید به نمایشگاه
۰۲/۱۵/۱۳۸۷ at ۲:۰۸ ق.ظ
ها ها ها ! عالی بود!
I’ll eat the liver of that translator! ;))
۰۲/۱۵/۱۳۸۷ at ۳:۳۸ ب.ظ
جالب بود خیلی جالب
۰۲/۱۵/۱۳۸۷ at ۱۱:۲۴ ب.ظ
حالا حالاها اینقدر نخندیده بودم.
به ویژه به این بخش:
Marry a Kurdish Woman
۰۲/۱۶/۱۳۸۷ at ۱:۲۸ ق.ظ
salam webloge khoobi darin
az shoma davat mikonam az sitam didan konid va nazar bedid
۰۲/۱۶/۱۳۸۷ at ۱۰:۰۴ ق.ظ
به موضوع هیچ ربطی نداره!
فقط!من دو تا از ترجمه های شما که از نشر ماهی چاپ شده!مال امساله خریدم!
کلی سورپرایز شدم که مترجم محبوبم بازم ترجمه ی تازه رو کرده!
اینم برای تقویت روحیه ی شما!
۰۲/۱۷/۱۳۸۷ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
سلام
خیلی با مزه بود
شاد و پیروز باشید
۰۲/۲۴/۱۳۸۷ at ۱۰:۱۰ ب.ظ
خیلی خوب بود!نوشتید این ترجمه شما نیست. خوب پس هر کسی که این همه به شادی مردم فکر می کنه، انشاءاله زنده باشه همیشه!!!
۰۳/۰۶/۱۳۸۷ at ۶:۴۳ ب.ظ
very good
thanks
۰۳/۰۶/۱۳۸۷ at ۱۰:۰۹ ب.ظ
با سلام
آقا واقعا با حال هستید ،کلی خندیدیم ، دم شما گرم …
۰۳/۰۶/۱۳۸۷ at ۱۱:۱۲ ب.ظ
گاهی بهتره ادم یه چیزائی رو ترجمه نکنه به هر حال جالب بود
۰۳/۰۶/۱۳۸۷ at ۱۱:۱۲ ب.ظ
گاهی بهتره ادم یه چیزائی رو ترجمه نکنه به هر حال جالب بود
۰۳/۱۷/۱۳۸۷ at ۱:۵۱ ق.ظ
الان که ساعت ۱:۴۵ نیمه شبه، یک عده ای از قاه قاه بنده زا به راه(درست نوشتم؟!)شدند، مراعات کنید یک کم آخه، برادر!
اگر کار ترجمه تو همین مایه ها داشته باشیم انجام می شه؟! بی زحمت البته! :))