کتاب تازه‌ای از علی صلحجو درآمده. بسیار خواندنی آموزنده و سرگرم‌کننده. به نام نکته‌های ویرایش. علی صلح‌جو با کتاب گفتمان و ترجمه دانش وسیع و ذوق وافر و زبان شیوای فارسی خود را بروز داد- دست کم من تا آن زمان چیز دیگری از او نخوانده بودم- و این کتاب هم باز نشانگر دقت فراوانش است در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران، و نیز حضورذهنش در احضار نمونه‌های کاملا روشن و گویا از سخنی که در سر دارد و نیز ذوق و زبان طنازش در تیترهای جذابی که برای بیش از ۱۵۰ نکته‌ی کاربردی و خواندنی زده و البته در متن نکته‌ها.

چندتا از تیترها را ببینید: راز پیروزی ذبیح الله، کلمات ناجور، الف و لام‌های ماندنی، از سعدی تا آراگون، ویراستار صرفه‌جو، و  نقش «چیز».

چند بخش اصلی کتاب این‌هاست: اِعراب/ پاراگراف/ پانوشت/جنسیت/ را / رسم الخط/ رقم نویسی/ سبک/ فرهنگ لغت/ واژه‌نامه/ گفتمان/ متن/ مرجع/ موقعیت خواننده در برابر متن/ مرجع/نحو/ نشانه گذاری/نمایه/ واژه/ ویرایش، ما و دیگران

واژه‌سازی

گاه برای برخی اصطلاحات در زبانی دیگر نمی‌توان معادل مناسب و دقیق پیدا کرد. در چنین مواردی می‌توان حدس زد که آن پدیده در آن زبان و، در واقع، در آن فرهنگ وجود ندارد. یکی از این موارد اصطلاح «واژه‌سازی» است که ظاهرا در زبان انگلیسی معادل مناسبی ندارد. در انگلیسی دو اصطلاح وجود دارد که به این پدیده نزدیک‌اند اما به نظر نمی‌رسد که هیچ‌یک معادل سرراستی برای آن باشد: neologism و word formation.

اصطلاح اول به مواردی اطلاق می‌شود که در آن کلمه‌ای کاملا جدید ساخته می‌شود؛ مانند آسپیرین و گاز. در این حالت اجزای کلمه روشن نیست و اصلا معلوم نیست واژه‌ی ساخته شده بسیط است یا مرکب. بنابراین کلماتی نظیر بالگرد، فضانورد و ابرمرد را نمی‌توان از این زمره دانست.

اصطلاح دوم (ورد فرمیشن) نیز به روال‌های تکوین واژه به طور طبیعی گفته می‌شود نه به جلساتی که افراد جمع شوند و تعدادی واژه یا اصطلاح خارجی به میان بگذارند و برای یافتن معادل فارسی آن رایزنی کنن. در ورد فرمیشن، مثلا، گفته می‌شود که واژه‌های جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه، و غیره ساخته می‌شود… بنابراین «واژه‌سازی» به مفهومی که ما در فرهنگستان زبان و نهادهای دیگر داریم، باید خاص جهان سوم باشد زیرا جهان اول زبانی بالای سرخود ندارد تا به آن متوسل شود. مثلا ما واژه‌ی انگلیسی superman را می‌گیریم و از روی آن ابرمرد را می‌سازیم…

واژه‌های «بساز و بفروش» و «مسافرکش» در زبان فارسی به طور طبیعی ساخته شده‌اند نه از طریق جلسه‌های واژه‌‌سازی…

××

این را هم بخوانید. جالب است:

وظیفه‌ی کیست؟

در مقاله‌ای خواندم که قتیبه ابن حارث هفت فرزند داشت که نامشان در روایات چنین ذکر شده است: احمد، حاتم، عمرو، نواس، معاذ و هشام. ویراستار محتوایی وظیفه‌اش این است که بداند قتیبه هفت فرزند داشته است. ویراستار صوری یا فنی نیز وظیفه‌ی خود می‌داند که ویرگول‌های بین نامها و «و»ی بعد از ویرگول آخر را چک کند. پس وظیفه‌ی کیست که نامها را بشمرد و ببیند که شش تاست نه هفت تا؟ آیا در تقسیمات ویرایشی می‌توان به «ویراستار شمارشی» نیز قایل شد؟

نکته‌های ویرایش/ علی صلح‌جو/ نشر مرکز/ اسفند ۸۶