7 اردیبهشت 1387
گاهی وقتها میشود قیدی را تبدیل به صفت کرد و بالعکس؛ در مواقعی که آن یک حالت در زبان فارسی مصطلحتر است؛ مثلا:
وقتی میگویم خرگوش ممکن است فکر کنید دارم درباره یک خرگوش واقعی حرف میزنم.
را میشود گفت:
وقتی میگویم خرگوش ممکن است فکر کنید واقعا دارم درباره یک خرگوش حرف میزنم.
***
برای رسیدن به معادلی برای surprise فکر میکردم که به چند معادل دیگر رسیدم که به نظرم در موقعیتهای مختلف به کار میآید ولی نه الزاما در همه جا. بهخصوص که گاهی با در نظر گرفتن همین نکته که میشود قیدی را به صفت یا صفتی را به قید یا کلمهای را به جمله یا شبه جمله تبدیل کرد، گاهی اوقات این معادلها جواب میدهد:
یکی «مژده» است. یکی «خبر خوش» و بهتر از آن «خوشخبری». مثلا میگوییم: «یک خوشخبری!» که میتواند معادلی باشد برای :
I have a surprise for you!
اردیبهشت 9, 1387 at 11:37 ب.ظ
عبارتي كه به عنوان جملهي معادل انتخاب كردهايدآنچنان مصطلح بهنظر نميآيد. جز اين، كمي مبهم نيز هست.وقتي در فارسي تنها راه تشخيص [نسبي]تكيه و آهنگ، تجربهي خواننده است، بهكار بردن معادلهايي كه به تلفظ شخصي نويسنده ـ يا مترجم ـ نياز دارند، راه به جايي نميبرد.
اردیبهشت 11, 1387 at 10:30 ق.ظ
اما معنای اين دو جمله در کل با هم فرق می کند! در جمله اول “يک خرگوش واقعی” (که البته بهتر است “خرگوشی واقعی” نوشته شود) يعنی خرگوشی که در واقع وجود ندارد ولی تو فکر می کنی من درباره خرگوشی حرف می زنم که واقعاً وجود دارد.
در صورتی که معنای جمله دوم اين است که من دارم درباره خرگوشی حرف می زنم که تو راستی راستی (واقعاً) فکر می کنی اين خرگوش وجود دارد.
در جمله اول صفت “واقعی” به خرگوش برمی گردد در حالی که در جمله دوم قيد “واقعاً” به طرف مخاطب برمی گردد.