paskettie

بچه‌های چار پنج ساله به ماکارونی یا اسپاگتی می‌گویند.

refreshments

تنقلات

**


دکتر خزاعی فر در شب ترجمه گفته : ترجمه باید بر اساس قابلیت‌ها و محدودیت‌های زبان فارسی نوشته شود. قابلیت‌ها امکان خلاقیت وامکان هنجارشکنی را ایجاد می‌کنند و محدودیت‌ها اجتناب‌ناپذیرند چون همین محدودیت‌هاست که میان زبان‌ها تمایز ایجاد می‌کند. ما قایل به دو نوع بسط زبانی هستیم. نوع اول بسطی است که فارسی پذیرای آن است، بسطی که در نتیجه‌ی خلاقیت‌های زبانی و هنجارشکنی‌های قابل قبول به وجود می‌آید. یک نوع بسط هم هست که از طریق ترجمه صورت می‌گیرد. بسیاری از بسط‌هایی که از طریق ترجمه صورت می‌گیرد قابل قبولند اما  متاسفانه همه موارد بسط چنین نیست.

حالا سوال:

چقدر حق داریم ساختار جمله انگلیسی را واژه به واژه معنا کنیم؟

All that she wants is a family.

خیلی‌ها ترجمه می‌کنند: همه‌ی چیزی که می‌خواهد یک خانواده است.

در حالی که در فارسی چیزی هم معناش را داریم: تنها چیزی که می‌خواهد خانواده است. یا خانواده تنها چیزی است که می‌خواهد.

اما بعد ممکن است برخی بگویند آن با این کمی فرق دارد.

یا مثلا:

This was the last thing he wanted to hear.

آخرین چیزی بود که می‌خواست بشنود؟

این کمی بو می‌دهد. فارسی‌اش چیست؟ آیا اساس فارسی دارد یا مشکل از تفاوت گفتمانی فارسی و انگلیسی‌ست؟

یا:

My worries ceased to exist


یا مثلا

the suitcases were waiting in the room to be opened

چمدان ها در انتظار باز شدن در اتاق بودند؟

*

آیا اینها خلاقیت نویسنده است و تلاشش برای اینکه مفهومی را با نگاهی متفاوت منتقل کند؟

یا نه؟