26 آبان 1386
کوشی امیرمهدی حقیقت؟
رمانت کو؟ کی در میآید؟
دنبالهی قصههای جیبی چه شد؟
از ترجمهی داستانهای کوتاه چه خبر؟
کار جدید چی خواندهای؟
رمان جدید دست نمیگیری؟
چرا این طوری شده؟ چرا این جوری شدی؟
کوشی؟
26 آبان 1386
کوشی امیرمهدی حقیقت؟
رمانت کو؟ کی در میآید؟
دنبالهی قصههای جیبی چه شد؟
از ترجمهی داستانهای کوتاه چه خبر؟
کار جدید چی خواندهای؟
رمان جدید دست نمیگیری؟
چرا این طوری شده؟ چرا این جوری شدی؟
کوشی؟
آبان 26, 1386 at 3:53 ب.ظ
با سرعت می رویم و دنبال چیزی هستیم که خودمان هم نمی دانیم چیست.شاید هم روزگار بدی است نمی دانم…
آبان 26, 1386 at 5:13 ب.ظ
چقدر این پست را می فهمم. هیچ خوب نیست این روزها… یعنی تمام میشود؟!
آبان 27, 1386 at 7:28 ب.ظ
امروز با خودم گفتم اگر رفتم و دیدم بازم مطلب جدیدی نبود چند تا علامت سوال تو کامنت بذارم و بیام…. اما انگار این سوال ها برای خودتون هم پیش اومده… چرا؟ از شما بعیده….
آبان 28, 1386 at 2:28 ب.ظ
دقیقا همان زمانی ست که باید نوشت و ترجمه کرد. باید نوشت و ترجمه کرد. آنقدر نوشت و ترجمه کرد …..
آبان 29, 1386 at 12:03 ب.ظ
حالا جوابشون رو هم می نوشتی
آبان 30, 1386 at 6:15 ب.ظ
سلام آقای حقیقت…
واقعا چه پیش آمده؟ قبلا خیلی فعال تر بودید. امیدواریم باز هم آقای حقیقت فعال را ببینیم.
شاد و پیروز باشید.
آذر 2, 1386 at 6:16 ق.ظ
jeddi kooshi?
man kojaam?
آذر 2, 1386 at 1:39 ب.ظ
We should be prepared for the worst while struggling for the best…
آذر 3, 1386 at 1:09 ق.ظ
دروغ که نمیگویند عزیز دل، نیستی. غیب شدهای اساساً. «خوبیت» ندارد! حالا، واقعاً کوشی امیرمهدی حقیقت؟ رمانت کو؟ کی در میآید؟ چرا این طوری شده؟ چرا این جوری شدی؟ حالا باید در «مترجم» ردت را بگیریم؟ فیلمِ «همنام» را دیدی؟ نمیخواهی چند کلمه بنویسی دربارهاش؟ کی از تو صاحبنظرتر؟
یک سئوالِ خصوصی: برایِ ترجمهیِ این رُمانِ آخری، چند گرم قهوه و چای مصرف شده است؟ باور کن مهم است؛ برایِ ثبت در تاریخ میخواهم!
بعد هم اینکه ببینیمت؛ موافقی؟
آذر 3, 1386 at 3:52 ق.ظ
هم نام و مترجم دردها را خوانده ام!
خوب بود!يعني ترجمه ي تميز و رواني داشت!
گقتم بگويم شايد فعال تر شويد همين!!