پوزش و گزارش
دوشنبه, مهر ۹م, ۱۳۸۶ | بدون دسته بندی
۱
مشکلی در بخش نظردهی پیش آمده بود که من خبر نداشتم. از اینکه احتمالا این چند روز نظر میگذاشتید ولی ثبت نمیشده پوزش میخواهم و متاسفم که موفق به دیدن و خواندن آنها نشدم. اگر تمایل داشتید باز بگذارید آن نظرهای دُرر بار را که بسا گذاشته بودهاید زمانی.
۲
دیرزمانی است که کار ترجمه عملا رها شده و مترجم درگیرودار زندگی و پیچ و تابهاش میرود هر جا که خاطرخواه اوست. در این میان کتاب میشائیل کلهاوس را خواندم از نشر ماهی به ترجمهی جالب محمود حدادی که کتابی است بسیار خواندنی شامل چهار داستان کوتاه از هاینریش فون کلایست که توماس مان او را از بهترین داستاننویسان آلمانی میداند و کافکا در نامهای به دلدادهاش مینویسد در حال خواندن داستان میشائیل کلهاوس ِ اوست برای بار دهم و وعده میدهد به او (یعنی دلداهاش، فلیسه) که برایش خواهد خواند و هرمان هسه نیز میشائل کلهاوس را بهترین داستان آلمانی میداند و خود هاینریش فون کلایست، که نویسندهاش باشد، شخصیتی عجیب و جاهطلب و جذاب داشته که در جاه طلبیاش همین بس که - به گفتهی توماس مان در مقدمهای که بر ترجمهی انگلیسی آن نوشته- پنجه در پنجه گوته میانداخته و به قول جوانها با او کل کل داشته، و در شخصیت عجیبش نیز همین بس که همراه زنی مبتلا به مرضی لاعلاج، خود را میکشد در سی و پنج سالگی.
۵ دیدگاه to پوزش و گزارش
می بینم که جمله هایتان شکل جملات نوشته های کلایست شده!
من هم این کتاب را خوانده ام و بسیار لذت برده ام. عالی است در روایت داستان.
درسته که بلاگ رولینگ ابلهه و یه وقتایی خراب میشه ولی چرا پینگ نمیکنی ؟ آدم از کجا بدونه که نوشتی.
(:
سلام
نسل سوم با funglish های جذاب و جالب شمازیبا بود
.
.
.
یادش بخیر
مهر ۱۷, ۱۳۸۶
ta`zim az babate tabligh! ta 35 salegi chand sal munde ?!…
پس مشکل از سایت بوده ، فکر کردم منو ignore کردید . ناراحت بودم خیلی !
مهر ۹, ۱۳۸۶