14 شهریور 1386
از متنی ترجمههای متعدد وجود دارد و طبیعتا مترجم جدیدی که میخواهد این اثر را باز هم ترجمه کند علاوه بر آن که باید حقانیت کار خویش را ثابت کند، با اضطراب تاثیر مترجمان پیش از خود نیز مواجه است و باید کاری کند تا از ترجمه پیشینیان خود در کارش اثری باقی نماند؛ و در چه تلهای که مترجم بیچاره گرفتار نمیشود. سادهترین و معمولترین معادلها را میترسد در ترجمهاش به کار ببرد و سراغ معادلهای غریب میرود زیرا واژههای سرراست را قبل از او مترجمان دیگر به کار بردهاند. مجموعه اینها حال و فضایی را به وجود میآورد پرتنش و گاه خصمانه که هر مترجمی که میخواهد اثری را برای چندمین بار ترجمه کند باید همه را از سر بردارد یا دست کم با آنها سخت بجنگد. حتا خوب که دقت کنیم میبینیم آن مترجمهایی که وانمود میکنند ترجمههای مترجمان قبل از خود را از اثر مورد نظر نخواندهاند و برایشان اهمیت ندارد، یا این ترجمهها را پیش رو داشتهاند یا گوشهی چشمشان به آنها بوده است. همهی این دیدنها و ندیدنهای اضطرابآور موجب دشمنی میشود و به همین دلیل بورخس با همان طنز همیشگی خود، از کینهی خاندانی مترجمان سخن گفته است.
مستعارنویسی و شبه ترجمه/ ترجمه و تالیف احمد اخوت/ نشر نی
شهریور 14, 1386 at 7:30 ب.ظ
آقای حقیقت، اول اینکه خیلی از کارهای شما ممنون مخصوصا بابت خوبی خدا که کلی برای ما علاقمندان به ادبیات داستانی غیر منتظره و خوشایند بود! و بعد درباره ترجمه دوباره مخصوصا درباره شاهکارهای ادبی می خواستم بدانم چرا کارهای بزرگ مثل جنایت و مکافات مثلا، دوباره ترجمه نمی شود؟ این آثار اصولا در کتابفروشیها گیر نمی آید و اگر هم پیدا شود ترجمه های قدیمی و پر از اشکال است آنقدر که خواندنشان به راستی کاری طاقت فرساست. مگر می شود نسل ما ادبیات جدید را بشناسد بی آنکه شاهکارهای ادبی را بخواند؟ می دانم البته مقصر شما نیستید ولی خواستم تنها دردلی کرده باشم! برایتان در کارهای خیلی خوبتان آرزوی موفقیت بیشتر دارم.
شهریور 16, 1386 at 4:47 ق.ظ
فكر مي كنم هيچ وقت بد نباشد كه كتابي دو بار ترجمه بشود .
شهریور 17, 1386 at 4:10 ق.ظ
خب چه اشكالي دارد؟ منظورم اين است كه گاهي احساس فشار باعث مي شود كه انسان دست به كارهاي بزرگ و غير معمول بزند. البته خودم هم مي دانم كه هميشه اين طور نيست؛ اما شايد تجربه هاي جديدي در ترجمه ايجاد شود.
ضمناً انتشار دو جلد جديد از ترجمه هايتان را به شما تبريك مي گويم.