«رواج» واژههای نادرست «مباح»شان میکند (؟)
دوشنبه, شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ | آشفتگی های زبانی, ویرایش

نزدیک به دو دهه است که کتاب «غلط ننویسیم» استاد ابوالحسن نجفی مهمترین منبع درستنویسی در زبان فارسیست. چه خلایی احساس میکردید که با وجود تجدید چاپ مداوم این کتاب مفصل، به تالیف کتاب «فرهنگ درستنویسی سخن» اقدام کردید و تفاوت این کتاب با «غلط ننویسیم» چیست؟
تعداد مدخلهای «فرهنگ درستنویسی سخن» از مدخلهای «غلط ننویسیم» بسیار بیشتر است و علاوه بر این در اغلب موارد حکمی که ما کردهایم برخلاف حکمی بوده که استاد نجفی ارائه کردهاند. به این علت که ما تحول زبانی را در نظر گرفتیم و بر مبنای نظرات زبانشناسان و مطابق نیازهای امروزی عمل کردیم. زبان یک امر ثابت نیست و همواره در حال تغییر و تحول است. در کتاب «غلط ننویسیم» با بعضی واژهها مواجه میشویم که چون در متون گذشته به کار نرفتهاند یا مغایر قواعد و دستور زبان فارسی هستند، غلط پنداشته شدهاند و به مخاطبان توصیه شده که از به کار بردن آنها پرهیز کنند. در حالی که در اینگونه موارد حتماً باید به یک نکتهی ظریف و مهم که همان زنده بودن زبان و تحول آن است توجه داشته باشیم.
به عنوان مثال به کلمهی «سلامتی» اشاره میکنم. استاد نجفی گفتهاند که «سلامت» خودش مصدر است و نیازی نیست که ما یک «ی» مصدرساز به آن اضافه کنیم و به همین جهت این کلمه را غلط دانستهاند. از نظر قواعد زبان کاملاً حق با ایشان است اما این نکته در نظر گرفته نشده که امروزه این واژه شیوع عام دارد وعلاوه بر این در گفتار و نوشتار و نیز در آثار استادان برتر ادبیات فارسی از جمله دکتر خانلری، دکتر زرینکوب و دکتر اسلامی ندوشن به کرات به کار رفته است. پس چهطور میتوانیم حکم کنیم که کلمهی «سلامتی» غلط است؟ یا مثلاً استاد نجفی کلمهی «نوین» را غلط دانستهاند و دلیلشان هم این بوده که «نو» صفت است و نیازی به «یاء» و «نون» صفت ساز ندارد. در حالی که ما امروزه در گفتار و نوشتار «نوین» را استفاده میکنیم و من از کاربرد این کلمه در نوشتههای استادان هم چهار نمونه در کتاب آوردهام.
متن کامل [+]
گفتوگو با دکتر عباس آباد در باب فرهنگ درست نویسی سخن
۳ دیدگاه to «رواج» واژههای نادرست «مباح»شان میکند (؟)
به نظر من اینکه هر چند سال یک بار یکی بیاید و نظری بدهد و کتابی منتشر کند در مورد «غلط ننویسم» یا «درست بنویسیم» و جز اینها، راه بجایی نمی برد. چاره ای نیست که ما هم مثل کشورهای دیگر (انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا) نهادی برای این منظور داشته باشیم. اما نه مثل «فرهنگستان» که متاسفانه جنبه های دولتی/سیاسی اش بیشتر از جنبه های علمی اش است. موسسه ای مثل دودن آلمان یا آکادهی فرانس. وگرنه این کتابها که منتشر می شوند چاره ساز نیست. حال خواهید دید که بنای انتقاد و ایرادگیری شروع خواهد شد و هر که هر چه دل تنگش بخواهد می گوید. یا تصور می کنید که از فردا تمام ادارات دولتی و دانشگاه ها و مدارس و صدا و سیما و روزنامه ها و نشریات این کتاب را راهنما و مرجع خود قرار خواهند داد؟! زهی خوش خیلی. در این مملکت اگر سه نفر دور هم جمع شوند و درباره موضوعی صحبت کنند آخر سر هشت تا نظر و نظریه بیرون می آید. می بخشید زیاد دردسرتان دادم.
سلام مترجم بزرگ! سلام ای معروف در گوگل! به توصیه شما عمل شد و وبلاگ آماده شد. منتظر حضور سبزتان هستم! (علامت خنده!)
شهریور ۱۴, ۱۳۸۶
با سلام …خسته نباشید دوست عزیز و قدیمی
خواستم فقط ترجمه ی جدیدتان را تبریک بگویم..همیشه کارهای شمارا دنبال می کنم …آرزئی موفقیت روز افزون برایتان دارم…
با تشکر…
فروغ.خ.
شهریور ۱۲, ۱۳۸۶