سه نکته
پنجشنبه, مرداد ۲۵م, ۱۳۸۶ | تجربه هایی در ترجمه
۱
I’m afraid what they’re going to say.
از چیزی که میخوان بگن میترسم (؟)
نه، انگار این جمله جواب نمیدهد. میترسم یه چیزی بگن شاید بهتر باشد اما شاید کمی از اصل دور شود. شاید هم نشود.
–
۲
میخواهم بنویسم اینجا مثل قبل است. محاورهایش میشود: اینجا مثل قبله.
خواننده ممکن است ناخودآگاه یاد قبله (جهت نمازگزاردن) بیفتد.
میگویم به جای قبل از سابق استفاده کنم. میشود اینجا مثل سابقه.
آدم ممکن است یک لحظه یاد کارگزینی ادارات و برگه عدم سوء سابقه بیفتد.
قبلئه و سابقئه هم خوب نیست.
اینکه دنبال یک جایگزین ثالث هم بگردیم راهش نیست.
همه چیز در متن معنا میگیرد اما به هر حال این جور چیزها ممکن است یک لحظه مثل دستانداز عمل کند.
–
۳
I thought it would be.
به جای فکر کردم همین جور است یا چیزی شبیه این، میخواهم بگذارم گفتمها!
اما دست و دلم میلرزد کمی. خواننده راحت "میگیرد"؟
۲۲ دیدگاه to سه نکته
اولی؛ نگرانم چی میخوان بگن/ نگرانم چی بگن… یا چنین چیزی… اگر محاورهای باشه مفهوم میشه.
در مورد دومی فکر نمیکنم این مشکلی که گفتین پیش بیاد ولی ایرادی داره از مثلا یه فتحه استفاده کنیم برای “قبل”؟ یا میشه گفت اینجا مثل قبلاًهاست، یا مثل قدیمه، مثل گذشتهست…
شاید بشه جای سومی بنویسی: میدونستم اینجوری میشه.
۲- اینجا همونجوره که بود
۳- فکرشو می کردم… یا …حدس زده بودم
مرداد ۲۵, ۱۳۸۶
سلام
چطوری آقا؟
ایمیلم را از ترس جانک میل نگذاشتم.
I’m afraid
معمولاً معنی I’m sorry
می دهد وقتی که این تأسف ما تقصیر ما نیست، از کار فرد دیگری متأسفیم یا از چیزی که در کنترل ما نیست( حالا تأسف نه، هر واژه ای که برای sorry می گذارید). مثل وقتی که دربان یک مغازه می خواهد محترمانه بگوید که مغازه بسته است:
It is closed, I’m afraid
جسارتاً عرض شد.
مرداد ۲۵, ۱۳۸۶
باز هم سلام!
“گفتم ها” معمولاً می شود:
I told you
یعنی من که همیشه به این صورت شنیده ام. “گفتم ها”، بار ِ “شماتت” دارد و I told you هم همینطور گرچه کمی دو پهلو. شاید این حرف من باعث شود دنبال ترجمهء بهتری بگردی، عبارت تو را که ترجمه نکردم!
بیفاصلهنویسی میتواند مشکل “اینجا مثل قبل است” را حل کند: “اینجا مثل قبله”. یک “ه” کوچه اضافه میکنم به صورت بیفاصله.
سلام.
برای اولی میشه گذاشت: هول حرفی رو دارم که میخوان بگن
برای دومی: اینجا مثل قبلترهاست
برای سومی: میدونستم [با لحن همون یاور توی «سفرهای گالیور» که هی میگفت «من مــــیدونستــــــم...»] نه؟
۱- از چیزی که مممکنه بگن نگرانم.
۳- حدس می زدم این طوری بشه.
اولی: می ترسم چی برن بگن.
دوم: اینجا مث قبل هس.
سوم: می دونستم! یا میدونستم اینجوریه!
مرداد ۲۶, ۱۳۸۶
۱
شاید بشود از ساختار شبهاصطلاحی مثل «مردم چی میگن» (بدون لحن پرسشی) و امثال آن الگو گرفت
۲
«اینجا مث همیشهس»
یا
«اینجا هیچ فرقی (با قبلش) نکرده»
چطوره؟
۳
اگر در متن بنشیند به گمانم که بله
مرداد ۲۶, ۱۳۸۶
در مورد شمارهی ۳ “گفتمها” رو میشه نوشت “گفتما” یا “گفتم ها” [با فاصله]. به نظرم با نیمفاصله بیشتر دستانداز میافته. ولی خواننده میگیره به هر حال.
سومی؛ به احتمال زیاد میگیرد. گرچه شاید “گفتم که” را بهتر بگیرد…
سلام
من یک سوالی برام پیش اومده.شما وبلاگتون آموزشی یه؟
یا جدی سوال می کنید؟۲/اینجا مثله قبلناس.
برای دومی میشه گفت:اینجا همه چیز مثله گذشته هاست
برای اولی میشه گذاشت: هول حرفی رو دارم که میخوان بگن
برای دومی: اینجا مثل قبلترهاست
برای سومی: میدونستم [با لحن همون یاروئه توی «سفرهای گالیور» که هی میگفت «من مــــیدونستــــــم…»، نه؟]
—
استاد چرا این نظر ما رو پابلیش نمیکنی؟
“گفتم ها ! ” خیلی تفاوت دارد با ” فکر کردم اینجور است ”
“گفتم ها! ” حالت هشدار دارد ولی “فکر کردم اینجور است ” یک توضیح است که حتی ممکن است با شرمندگی بیان شود ، باید دید context چه مفهومی را میرساند!
شما زیاد مته به خشخاش گذاشتید ،
” اینجا مثل قبله .” با آن نقطه ی پایان ” .” مفهوم است . اگر واقعا وسواس دارید پیشنهاد سولوژن عالی بود!
“دارم فکر می کنم چی می خوان بگن ”
” یعنی چی می خوان بگن “
I thought it would be
را من می گویم :
” فکر کردم همینه ” حتی می شود گفت :
” فکر کردم خودشه ” اما این دومی خیلی بسته به لحن حاکم راوی است .
می شود گفت ” اینجا مثل قدیماس .” در صورتی که فاصله ی زمانی بین دو دیدار راوی از آن محل کوته نباشد .
راه حل سولوژن انگار راهگشا ست. یعنی راستاش الهامبخش من برای رسیدن به چنین الگویی، طرز نوشتن informal فعلها در انگلیسی بوده؛ مثلاً it’s. این است که به نظرم اگر بخواهیم کمی رادیکالتر هم باشیم و درعوض مشکل را عمیقتر حل کنیم، میتوانیم حتّا از آپاستروف هم درست مانند انگلیسی استفاده کنیم، یعنی اینجور: «اینجا مثِ قبل’ه». خوبی این راه این است که اگر مثلاً بخواهیم، میتوانیم بنویسیم «اینا همهش زر زر’ه» و آن وقت کلمهیمان دیگر زره (zerehh) هم خوانده نمیشود.
امّا دربارهی آن «گفتم ها»: راستاش چندان مطمئن نیستم، امّا گمان میکنم شاید اگر کسی پنج سال بعد، یا حتّا دو سه سال بعد این کاربرد را ببیند، معنایی که ما حالا ازش میفهمیم، نفهمد. یعنی فقط در حد گمانه است، امّا این کاربست شاید بستگی تام داشته باشد به زمان ما، و لحن ما، که چون در نوشتنمان چندان بازتابی ندارد، بد خوانده شود در زمان یا مکانی دیگر.
۱/ موندم چی می خوان بگن! / کپ کردم که چی بگن!
۲/ این جا عین قدیمه(قدیمهاست).
۳/ گفتم این جوری می شه ها!/ گفته بودما!
منم دقیقا مشکل کامنت شماره ۱۳ رو دارم! نمی دونم باید پیشنهاد بدم یا ساکت بشینم یاد بگیرم! ![]()
مرداد ۲۵, ۱۳۸۶