دو ترجمه از یک ترانه
یکشنبه, مرداد ۷م, ۱۳۸۶ | ویرایش, چنین کنند بزرگان
۱
همه عشق و اندوه مرا بار کن
دارم میرم و آهسته میخونم
رختخوابم رو آماده کن، چراغ رو روشن کن
دارم میآم،
امشب دیروقت
بای بای بلک برد.
*
آن که دوستش دارم از آن دیگری است. ترانههای لطیفش برای دیگران است.
بیلی باتگیت/ نجف دریابندری/ انتشارات طرح نو
**
۲
دلواپسیها و اندوههایم را کوله کن
که اکنون میروم
با آوازی حزین،
بدرود پرنده سیاه.
بسترم را آماده کن، چراغ بگذار بر سر راه
خواهم آمد امشب
اما دیرگاه
بدرود پرنده سیاه.
*
محبوب من دلباختهی دیگری است. آوازهای دلنشینش را برای او میخواند.
بیلی بتگیت/ بهزاد برکت/ نشر قطره
**
You really had me going, baby, but now I’m gone
این هم بخشی از یک آهنگ کانتری است در رمانی که در دست دارم که در کافهای پخش میشود.
ترانهها را چگونه باید ترجمه کرد؟ آهنگین؟ موزون؟ با لحن ادبی یا عامیانه؟
۶ دیدگاه to دو ترجمه از یک ترانه
سلام . امیدواریم حالتون خوب باشه . ممنون از مطالب زیباتون . ما حدود ۱۲ نفریم که وبلاگی داریم به نام حلقه ی باران ( http://www.halghe_baran.myblog.ir ) خوشحال می شیم به ما سر بزنید و ما رو لینک کنید . ضمنا” شما لینک ما هستید . موفق . پاینده باشید .
تقصیر خودت است که می پرسی و یکی هم مثل من از راه می رسد و اظهارنظر می کند.
می گویم وقتی بعد از ترجمه چیزی قرار نیست از شعر باقی بماند پس وفاداری صددرصد به هیچ دردی نمی خورد. برای همین آهنگین و ساده بودنش ملاک است. در دو ترجمه بالایی شعر آقای دریابندری شعر است، آن پایینی یک راه سنگلاخ.
سلام.نظر من ظاهرا بی ربطه.من دانشجوی مترجمی زبان هستم.شما بهتر میدونید توی دانشگاه به کسی چیز زیادی یاد نمیدند.می خواستم اگه میشه منابع و کتاب هایی رو به من معرفی کنید که به تقویت ترجمه و مهارت گفتگو کمک کنه.
بسیار ممنون.
خیلی زیبا بود
ممنون بخاطر تلاشتون
من بر خلاف نظر دوستمون، میرزا، دومی رو بیشتر شعر می دونم، اولی اصلا شعر نیست معلوم نیست چیه….
البته کاش زبان اصلیش هم بود تا می تونستیم با توجه به متن اصلی قضاوت کنیم.
دومی خیلی قشنگه و ابهام مورد نیاز شعرای سپید رو در بر داره ولی اولیه نه آهنگینه و نه ادبی
البته بازهم به نظرم تو اولی «دارم می خونم» ادامه داره که یا شما یا تو چاپ حذف شده (بای بای بلک برد)
اولیه خیلی مسخرس اصلا شعر رو به مسخره گرفته نمی دونم شاید شعر تو مایه های راک و مسخره باشه من متاسفانه شاعرش و سبک شعریش رو نمی شناسم ولی در هر صورت
حس شعری خودم به دومی مایل تره
بدرود
مرداد ۲۳, ۱۳۸۷
شاید واسه نظر دادن خیلی دیر باشهاما من تازه وبلاگتون رو پیدا کردم و الان این ترجمه ها رو خوندم!
به نظر من شعر دوم عمیق تره و بیشتر آدم رو به حال و هوای شعر نزدیک می کنه.
مرداد ۷, ۱۳۸۶