تو اصلا خوبی خدا را دیدهای؟
سه شنبه, تیر ۱۲م, ۱۳۸۶ | اخبار کتاب ها
پسرکی از یکی از خبرگزاریها زنگ میزند. میگوید کتاب خوبی خدا که تازگیها تجدید چاپ شده میخواستم درباره ویژگیهای کارور و داستانهاش در این مجموعه سوال کنم. به او میگویم اولا تازگیها تجدید چاپ نشده. ثانیا این کتاب مجموعه داستانهای کارور نیست. میگوید چرا.. من و من میکند میگوید مگر روی جلد اسمش نیست؟ میگویم اسم او کنار اسم چند نفر دیگر است. تو اصلا کتاب را دیدهای؟
سکوت میکند.
پیداست که ندیده. پیداست اطلاعاتی ناقص و سردستی از کسی (مثلا دبیر سرویسی - که احتمالا خودش هم از کسی دیگر شنیده- شنیده و موظف/ محکوم شده مطلبی «تولید کند.») میگویم دوست جان! همیشه اول برو کتاب را ببین، بخوان، بعد به مترجم یا نویسندهاش زنگ بزن که مصاحبه کنی. میخواهد حرف را عوض کند و بکشاند به کارور. میگویم برخی از کسانی که داستانهای بیشتری از کارور ترجمه کرده اند صلاحیت بیشتری برای اظهار نظر دارند. با آنان گفتگو کن. فقط لطفا قبلش کتابهاشان را بخوان!
۶ دیدگاه to تو اصلا خوبی خدا را دیدهای؟
خداوند صبر جلیل عنایت کند.
سلام امیر مهدی عزیز.
این مشکلیست که متاسفانه وجود دارد . و خوشحالم که چنین پاسخش دادی ! من کمی با خبرنگارها و مصاحبه گرها و گزارشگرها مشکل دارم . ضمن داشتن دانش کم و سواد ناکافی و مطالعات غالبا سطحی و ناقص . گمان می برند که علامه ی دهر هستند .
یه جورایی حرکتت بهم چسبید . ( ما کی باشیم ! )
شاد باشی.
مشتاق دیدارت
اگر بگویم دبیر سرویس فررررهنگی یکی از روزنامه ها که مطلبش را داده بود من ویراستاری کنم (افت) را با عین (عفت) نوشته بود باور می کنید؟ این ها از سر نداشتن ایده و حلقه به گوش بودن به این جاها رسیده اند.
روزگار غریبی است نازنین … خبرنگار ها هم دنیای خودشان را دارند، در بی خبری دارند زندگی ما را رنگین می کنند. فکر می کنم یک درد مشترک باشد
با این اوصاف باید منتظر یک نقد منفی خوشگل! از خوبی خدا از طرف همین خبرنگار باشی…
آقا جان سلام!
این همه می گن قولوا قولا لینا
و اذا خاطبهم الفلان قالوا سلاما
چرا گوش نمی دین؟
فکر می کنم بنده خدا بد جوری ضایع شده.
می گم حالا این کارور مارور می گن کی هه؟
تیر ۱۲, ۱۳۸۶