۳ دیدگاه to همه چیز درباره نشر ماهی
در این وادی بدبختی فقیرین و تحقیرشده ترین و سرگردان ترین آدم ها شاعران و نویسندگان و مترجمان ادبیات معاصراند. از همه طرف ستم می بینند و از ناشرهای رذلی که ژست مردمداری و روشنفکری می گیرند بیشتر از همه . اینها که کار دوم شان بساز و بفروشی و دلالی است چه رابطه ای با فرهنگ دارند؟ کارخانه ها و پیمانکارها این مملکت دراند ورشکست می شوند آن وقت ناشر هایی مثل چشمه و نگاه و افق و نیلوفر و مرکز و ثالث و آگاه و طرح نو و نی این همه ثروت را از کجا آورد ه اند ؟ از راه فروش کتاب ؟ باید خیلی احمق باشیم که به این سوال جواب مثبت بدهیم
–
ناشر بد در ایران کم نیست. یا به قول شما ناشر کاسب مسلک. اما به نظر من نباید این گونه یکطرفه و تند به قاضی برویم و همه این ناشران را کنار هم ردیف کنیم.
تیر ۱۲, ۱۳۸۶
چه کامنت مقرضانه ای این هموطن "اهل قلم" ما از خود بجا گذاشته است! پاسخ شما هم که به گونه ای تأئید نظر ایشان است البته با اندکی رودربایستی. از "ناشر کاسب مسلک" منظورتان چیست؟ یعنی ناشری که نشر و پخش کتاب را به عنوان کسب و کار خود برگزیده است و از این راه زندگی می کند؟ خُب، چه عیبی دارد این کار؟ اقای حقیقت شما که ماشالله خودتان با این ناشر و آن ناشر سر وکار دارید و می دانید ناشرانی که این دوست "اهل قلم" ما ردیف کرده است همه از ناشران معتبر و فعال اند. من نمی دانم، اما اگر این ناشران در کنار مؤسسه انتشاراتی که دارند "بساز و بفروشی و دلالی" هم می کنند ولی این همه کتاب خوب و خواندنی در کارنامه خودشان دارند چه باک. حالا اجازه بدهید تا چند سال دیگر که ان شاالله نشر ماهی هم با این کوشش و تلاشی که دارند چند و چندین کتاب ماندگار در کارنامه اش پیدا کند و قد راست کند، بعد حسودان و مغرضان به پر و پای او هم می پیچند. حالا من نمی دانم که چرا در این فهرست نام ناشرانی چون امیرکبیر، سروش، خوارزمی، علمی فرهنگی و صدها ناشر حوزوی نیست که بیت المال را هزینه کتابهای نه چندان پُرخواننده می کنند؟
–
پرویز عزیز! آن چند ناشر که در آخر نام بردید که اساسا بیشتر ناشرنما شده اند. ناشر کاسب مسلک یعنی ناشری که برای رسیدن به سود بیشتر خودش را به آب و آتش می زند و ملاحظه هیچ اصل حرفه ای را نمی کند. مثلا ملاحظه ی اینکه ترجمه خوب باشد، غلط نداشته باشد، کیفیت چاپ و کاغذ استاندارد باشد، دوباره کاری نباشد، یعنی اگر کتابی را پیش از این کسی ترجمه کرده دوباره چاپ نکند مگر اینکه ترجمه بهتری باشد و از این دست موارد. نشانه دیگر کاسب مسلکی به رفتار ناشر با مولف و مترجم بر می گردد. استثمار کردن پدیدآورنده به هر بها، بی در نظر گرفتن این واقعیت مهم که تولید اصلی با پدیدآورنده است و ناشر در این میان بی مولف و مترجم دست خالی است.
اما بخش دیگر حرفها به این بر می گردد که ناشر کار دیگری هم می کند مثلا به قول آن دوست، بساز و بفروشی. که این به نظرم فی نفسه ایرادی ندارد و چه بسا راهی جز این نیست چرا که فروش و سود کتاب چنان ناکافی است که مخارج اولیه نشر را هم تامین نمی کند. و از این جهت کسی که سود اقتصادی کار دیگری را به فضای نشر تزریق می کند شاید خدمتی هم کرده باشد.
تیر ۲۱, ۱۳۸۶
شگفتا از آن نظردهندهی “اهل قلم” که درست دست گذاشته است روی همان ناشران فرهیختهای که فرش زیر پاشان را فروختهاند و سرمایه کردهاند برای چاپ و نشر آثار امثال این “اهل قلم”. هیهات. راستی آیا حضرت آقای “اهل قلم” مثل برخی از ناشران نامبردهاش کارش به دادگاه هم کشیده است برای چاپ بعضی از آثارش؟ ناشر اگر بسازوبفروشی میدانست که ناشر نمیشد.

تیر ۱۲, ۱۳۸۶