خمر شیراز و فرنگ
یکشنبه, خرداد ۲۷م, ۱۳۸۶ | محض تنوع, یک حبه قند پارسی
ای رُخت گنجی چه گنجی؟ گنج حسن دلربا
ای لبت لعلی چه لعلی؟ لعلی از کان ادا
زلف تو ماری چه ماری؟ مار گنج حسن تو
سایهات ظلی چه ظلی؟ ظلی از بال هما
خندهات خمری چه خمری؟ خمر شیراز و فرنگ
جلوهات شمعی چه شمعی؟ شمع ایوان علا
هجر تو دردی چه دردی؟ درد سخت و لادوا
وصل تو دولت چه دولت؟ دولت هر دو سرا
زیب شد عاجز چه عاجز؟ عاجز قید فراق
نالهاش شوری چه شوری؟ شور میدان غزا
شاعر هندی، میرگل محمدخان مگسی، متخلص به زیب، متوفی ۱۹۵۳
*
ماخذ: مقاله ادبیات فارسی در شبه قاره هند و پاکستان/ دکتر محمد ریاض / مجله هنر و مردم/ دهه ۵۰ شمسی
۳ دیدگاه to خمر شیراز و فرنگ
سایت هفتان چند روز پیش یک نقدی به ترجمه داستان جهنم بهشت از کتاب خوبی خدا منتشر کرد . ممکن است نظراتتان را در مورد آن نقد در این جا بنویسید .
سلام. خسته نباشید. واقعا وبلاگ جالب و مفیدی است. مخصوصا تجربه های ترجمه خیلی جالب و مفید هستند. تمام آرشیو موضوعی را سیو کردم که سر فرصت بخوانم. موفق باشید.
سلام دوست عزیز
من یک وبگرد هایپر لینکی(اقیانوس نشئه)هستم در پیوندهای سایتی لینک شما را یافتم و از تورق نوشته هایتان لذت بردم.منتظر کتاب جدیدتان می مانم…”تمام ماجرا یک اتفاق غیر منتظره بود؛یافتن ویراستار و ناشر،بستن قرارداد و بعد هم…”
ترجمه ی داستان “من فقط نگاه میکردم” را در سایت جن و پری خواندم و آن جا هم از شما تشکر کردم اما نمی دانم چرا آن روز نوشتم سرزمین گوجه های سبز اثر هرتا مولر را هم خوب ترجمه کرده اید و شما را با غلامحسین میرزا صالح اشتباه گرفتم…سوتی…نمی دانم چرا.
خرداد ۲۷, ۱۳۸۶