16 خرداد 1386
یکی از دوستان ِ نادیده کتابی ترجمه کرده به این نام (Only the eyes are mine) و میخواهد بداند معادلهایی که سایر دوستان پیشنهاد میکنند چیست؟

16 خرداد 1386
یکی از دوستان ِ نادیده کتابی ترجمه کرده به این نام (Only the eyes are mine) و میخواهد بداند معادلهایی که سایر دوستان پیشنهاد میکنند چیست؟

خرداد 16, 1386 at 2:33 ب.ظ
“چشمها تنها برای من”…گرچه معادل یابی برای کتابی که موضوعش را نمیدانی سخت است.در این معادل البته ابهامی هست که بسته به کتاب ممکن است مناسب باشد.
خرداد 16, 1386 at 2:41 ب.ظ
خیلی واضح نیست؟ ولی حتماً دوست نادیده دلیل خاصی برای پرسیدن داره…شاید ایهام و اینا توشه، ها؟
خرداد 16, 1386 at 3:04 ب.ظ
سلام
اين روزها دارم همنام را مي خوانم با ترجمه ي شما ، دست مريزاد
پيشنهادمن اينه : تنها چشم هايم را دارم
خرداد 16, 1386 at 3:18 ب.ظ
چشمها تنها دارایی من
یا شاید
چشمها تنها داشته من
خرداد 16, 1386 at 3:45 ب.ظ
فقط چشمهایت برایم مانده است.
خرداد 16, 1386 at 6:41 ب.ظ
تنها چشهما مال من انند/ من است
تنها چشمهاست که مال من انند
اگه در مورد شخص دیگه س: تنها چشمات مال من اند
یا: تنها/فقط چشماتو دارم.
بدون دونستن موضوع داستان نامگذاری سخته
خوش باشی
خرداد 16, 1386 at 7:42 ب.ظ
ترجمه بدون دانستن موضوع و کتاب؟
یک جای کار میلنگد..
خرداد 16, 1386 at 8:32 ب.ظ
خیلی ساده: فقط چشمها مال من است. خواننده فارسی زبان با این عبلرت آشناست که : فقط چشمها مال من است، بقیه اش مال دیگران است!
خرداد 16, 1386 at 9:43 ب.ظ
نميشه كه كتاب رو نخونده نظر داد… مخصوصا اين كه ترجمهي دقيقاش انتخاب خوبي براي عنوان يه كتاب نيست… بايد ديد منظورش چيه… مثلا شايد حتي يه چيزي مثل “چشمهايت براي من” كه البته اصلا ممكنه درست نباشه بايد ديد چي ميخواد بگه تو كتاب…
به هر حال من فكر ميكنم با توجه به متن كتاب و كمي دستكاري عنوان خشك “چشمها براي من” - كه دوستان پيشنهاد دادهاند و شايد دقيقترين معادل اين عبارت هم باشه - يه عنوان خوبي بشه از توش درآورد…
خرداد 17, 1386 at 2:04 ق.ظ
تنها چشمها سهم من هستند
خرداد 17, 1386 at 10:28 ق.ظ
“تنها چشمها از آن من”
خرداد 17, 1386 at 10:42 ق.ظ
با تشكر از مهدي جان كه اين فرصت رو در اختيار من قرار داد تا نظر شما دوستان رو داشته باشم و هم تشكراز كساني كه نظر مي دن.
داستاني كه عنوانش رو اينجا براي معادل سنجي گذاشته بودم، يه سوژه عشقي- عاطفي داره كه توهند 40 سال قبل اتفاق مي افته. از محتواي داستان نميشه معادل خوبي كه همخوني با كلمات به كار رفته در عنوان كتاب، پيدا كرد.
خوشحال ميشم نظرات دوستان رو بيشتر داشته باشم تا بهترين معادل بدست بياد.
كتاب ترجمه اوليه اش تموم شده و اگه خدا بخواد ويرايشش حداكثر تا دو ماه ديگه تموم ميشه. ميمونه مسئله چاپش كه نميدونم قوانين اسلامي رايج در افغانستان و ايران اجازه ميده كه چاپ بشه يا نه.
به اميد شادي همه دوستان
رضا پدرام
هرات- افغانستان
خرداد 17, 1386 at 3:45 ب.ظ
شايد منظور نويسنده از عنوان كتاب اين باشد:
سهم من فقط ديدن است از زندگي
يا
فقط ديدن سهم من بود
…
خرداد 17, 1386 at 4:03 ب.ظ
ببخشيد! اين يكي دقيقتر و مناسبتر خواهد بود:
فقط ديدن سهم من شد
خرداد 17, 1386 at 7:17 ب.ظ
تنها چشمهایت مراست
خرداد 18, 1386 at 1:01 ق.ظ
بازی ذهنی خوبی بود. با مشورت یکی از دوستان که ایشون هم تاکید داشتند که باید دید داستان چی می گه به این تعبیر هم می شه اشاره کرد :
فقط من دیده می شم.
نگاهها به سمت من
تنها مرا ببین
یه چیزو مطمئنم _ تقریبا البته _ توی معنی ش اصلا از کلمه ی چشم استفاده نمی شه.
وااااای آاقای حقیقت تورو خدا زود معنی ش رو بگید .من دارم می میرم از فضولی و کنجکاوی.
خرداد 19, 1386 at 12:30 ق.ظ
فقط چشمها مال منند
خرداد 19, 1386 at 8:34 ب.ظ
نگاه،
تنها سهم من!
خرداد 20, 1386 at 1:01 ق.ظ
سلام
دو مورد که کاملاً به همه چیز بی ارتباط هستند به ذهنم رسید:
1- چشمهایم
2- لذت تماشا شدن
خرداد 20, 1386 at 2:03 ق.ظ
تنها چشم ها(یت- یم-یش) از آن من اند
خرداد 20, 1386 at 6:21 ب.ظ
سلام،
در رابط با نام گذاري و ترجمه كتاب تجربه اي ندارم اما مي دانم كه در خيلي از كتابهايي كه ترجمه شده اند به اقتضاي داستان نام رمان كلمه به كلمه معني نشده است ….ايشان هم مجبور نيستند نام كناب را كلمه به كلمه معني كنند …پيشنهاد من اسم” تيام ” است كه به معني چشمهايم در گويش لري ست همچنين نامي دخترانه نيز هست …همتلفظ با كلمه تيامو به معني عاشقت هستم در زبان ايتاليايي مي باشد كه ميتواند در ذهن خواننده با محتواي عشقي داستان نيز ارتباط برقرار كند.
خرداد 20, 1386 at 6:25 ب.ظ
“چشم ها ازآن من است”
خرداد 21, 1386 at 12:41 ب.ظ
برعکس آن چه دوستان پیشنهاد دادند، به نظر من می توان عین خود عبارت را به فارسی ترجمه کرد:«تنها چشمها از آن من است”. فکر می کنم با توجه به محتوای عشقی و عاطفی اثر و با توجه به اینکه اصل ماجراهندی است این عبارت ترجمه ی مناسبی باشد. در ضمن با توجه به محتوا و اصل متن می توان روی هر کدام از کلمات با بزرگ گردن یا پررنگ کردن آن تاکید بیشتری کرد.
خرداد 22, 1386 at 11:17 ق.ظ
Dorud bar shoma.
” Tanha cheshmhayam marast”
Ba ehteram
خرداد 24, 1386 at 3:43 ق.ظ
منم و دو تا چشم!
هيچ مگر دو چشم!
خرداد 28, 1386 at 1:29 ب.ظ
سلام
خوبین؟
“تنها چشمهایی که از آن منند” یا ” یگانه چشمهایی که مال منند”
خرداد 30, 1386 at 5:24 ق.ظ
چشمها از آن ِ من؛ همین!
تیر 1, 1386 at 1:27 ب.ظ
البته بايدي هم نيست. اما حالا بيشتر از خلاصه داستانهايي كه اين طرف و آن طرف ميبينيم، چيزي نبايد خواند كه بشود عنوان را ترجمه كرد؟ اين چشمها، چشمهاي «سيتا» است يا برادرزادهاش يا كي؟ نگاه دوباره است به زندگياش در هندوستان و آمريكا يا تفاوت نگاه دو نسل سيتا است و برادرزاده يا سيتا و برادرش؟ از كجا بايد دانست؟ كاش اگر كل كتاب را نميشود خواند، خلاصهاي بيش از اين خلاصهها كه فقط تسلسل وقايع را ميگويند ميگفتي و بعد پيشنهاد ترجمه ميخواستي.
تیر 2, 1386 at 6:21 ب.ظ
1- چشم ها تاراج نمی شوند
2- تا تو را دیدم…
فروردین 27, 1387 at 9:59 ق.ظ
خیلی ضایع بود بابا معنی تیام بگو چی می سه؟