فحشها [۴]
یکشنبه, اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۶ | تجربه هایی در ترجمه
bas.tard
Son of a/the b.itch
معناهای خیلی نزدیک، اینهاست: حرامزاده/ بی پدر/ بی پدر و مادر/ تخم حروم/ مادر به حرام
و گاه: ولد الزنا/ بی بُتِه.
**
از دیکشنری کرنرمان، محض اطلاعات عمومی:
|
|
**
Bit.ch
Slu.t
جز یکی دو واژه زنندهی رایج، اینها هم هست:
هرجایی/ ولنگار/ لاشی/ لکا.ته/ بی بندوبار/ دریده / سلیطه/ و معنای اصلی bitch هم که ماچه سگ و ماده سگ است.
**
F… you
که امریکن هریتیج آن را معادل Go f.. yourself و Get f..ed دانسته.
تف تو روت/روحت - خاک به گورت- مرده شورتو/ ریختتو/ هیکلتو/شکلتو ببرن- گندت بزنن- ری..م به هیکلت- گورتو گم کن- برو به جهنم
و عباراتی مرکب از امر به «خفه شدن»/ «گم شدن» و «یک یا چند فحش» نظیر:
خفه شو آشغال. و بسته به موقعیت میتوان با اضافات ِ فحشی ِ (!) بیشتر، خشم بیشتر گوینده را منتقل کرد: خفه شو/ گم شو آشغال ِ عوضی ِ …
**
در همهی موارد بالا پیشنهادهای دیگر خود را ثبت کنید.
۵ دیدگاه to فحشها [۴]
دوبلهی فیلم: مادربهخطا
عامیانه: ننهخیط
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶
سلام و ببخشید پیشاپیش!:
fu-ck you:
گه به هیکلاِت، قبرت، روحاِت؛ گهاِت بگیرند؛ تف به قبرت.
bitch:
پاپتی، هرزه.
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۶
مادر به خطا/ننه سگ/تخم مول/بی پدر/مادر سگ
بسته به موقعیت از واژه بی شرف و نامرد هم می شود استفاده کرد.
دردو/لکاته/لاشی/هرزه/التماسی/
برو کشکتو بساب/برو درتو بزار/برو پی دادن/بسته به موقعیت هری با تشدید ر با بزن به جاده برو کنار بز باد بیاد
امیر جان معادل نسبتا درست و مودبانه هم برای bastard . و هم son of a bitch . حرامزاده است . درست است که معمولا هر دو برای آقایان به کار می رود . و معمولا bitch به معنای سگ هرزه یا زن هرزه . برای خانم ها . اما مواردی نیز دیده شده که برعکس به کار رفته . به نظرم همان حرامزاده . در ترجمه کفایت می کند . اگر چند سال پیش بود . ولدزنا بیشتر می چسبید ! باید با فرهنگ مردم سنجید . ممنون که این مسائل را اینجا و بدین شکل مطرح می کنی و ما نیز از دانش تو و دوستان استفاده می کنیم .
یا حق
در ترکی آذربایجانی هم بیج گفته میشود.
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶