فحش‌ها [۴]

یکشنبه, اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۶ | تجربه هایی در ترجمه

bas.tard

Son of a/the  b.itch

معناهای خیلی نزدیک، اینهاست: حرامزاده/ بی پدر/ بی پدر و مادر/ تخم حروم/ مادر به حرام

و گاه: ولد الزنا/ بی بُتِه.

**

از دیکشنری کرنرمان، محض اطلاعات عمومی:

Arabic: ، إبْنُ سِفاح، إبْنُ زِنى
Chinese (Simplified): 私生的
Chinese (Traditional): 私生的
Czech: nemanželský
Danish: uægte; bastard-
Dutch: bastaard-
Estonian: sohi-
Finnish: avioton
French: bâtard
German: unehelich
Greek: μπάσταρδος, νόθος
Hungarian: fattyú
Icelandic: óskilgetinn
Indonesian: anak haram jadah
Italian: bastardo
Japanese: 私生児の
Korean: 사생의
Latvian: ārlaulības-
Lithuanian: nesantuokinis
Norwegian: uekte, født utenfor ekteskap
Polish: nieślubny
Portuguese (Brazil): bastardo
Portuguese (Portugal): bastardo
Romanian: bastard, nele­gi­tim
Russian: внебрачный
Slovak: nemanželský
Slovenian: nezakonski
Spanish: bastardo
Swedish: oäkta
Turkish: piç

**

Bit.ch

Slu.t

جز یکی دو واژه زننده‌ی رایج، اینها هم هست: 

هرجایی/ ولنگار/ لاشی/ لکا.ته/ بی بندوبار/ دریده / سلیطه/ و معنای اصلی bitch هم که ماچه سگ و ماده سگ است. 

**

F… you

که امریکن هریتیج آن را معادل Go f.. yourself و Get f..ed دانسته.

تف تو روت/روحت - خاک به گورت- مرده شورتو/ ریختتو/ هیکلتو/شکلتو ببرن- گندت بزنن- ری..م به هیکلت- گورتو گم کن- برو به جهنم

و عباراتی مرکب از امر به «خفه شدن»/ «گم شدن» و «یک یا چند فحش» نظیر:

خفه شو آشغال. و بسته به موقعیت می‌توان با اضافات ِ فحشی ِ (!) بیشتر، خشم بیشتر گوینده را منتقل کرد: خفه شو/ گم شو آشغال ِ عوضی ِ …

**

در همه‌ی موارد بالا پیشنهادهای دیگر خود را ثبت کنید.

۵ دیدگاه to فحش‌ها [۴]

قصه‌های عامه‌پسند
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶

دوبله‌ی فیلم: مادربه‌خطا
عامیانه: ننه‌خیط

Asosh
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶

سلام و ببخشید پیشاپیش!:
fu-ck you:
گه به هیکل‌اِت، قبرت، روح‌اِت؛ گه‌اِت بگیرند؛ تف به قبرت.

bitch:
پاپتی، هرزه.

محسن امینی
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۶

مادر به خطا/ننه سگ/تخم مول/بی پدر/مادر سگ
بسته به موقعیت از واژه بی شرف و نامرد هم می شود استفاده کرد.

دردو/لکاته/لاشی/هرزه/التماسی/

برو کشکتو بساب/برو درتو بزار/برو پی دادن/بسته به موقعیت هری با تشدید ر با بزن به جاده برو کنار بز باد بیاد

علی یوسفی
خرداد ۲, ۱۳۸۶

امیر جان معادل نسبتا درست و مودبانه هم برای bastard . و هم son of a bitch . حرامزاده است . درست است که معمولا هر دو برای آقایان به کار می رود . و معمولا bitch به معنای سگ هرزه یا زن هرزه . برای خانم ها . اما مواردی نیز دیده شده که برعکس به کار رفته . به نظرم همان حرامزاده . در ترجمه کفایت می کند . اگر چند سال پیش بود . ولدزنا بیشتر می چسبید ! باید با فرهنگ مردم سنجید . ممنون که این مسائل را اینجا و بدین شکل مطرح می کنی و ما نیز از دانش تو و دوستان استفاده می کنیم .

یا حق

ائلشن
خرداد ۷, ۱۳۸۶

در ترکی آذربایجانی هم بیج گفته می‌شود.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image