فراخوان فحش‌ها  تلاشی بود برای جمع‌آوری همه‌ی بدوبیراه‌هایی که در فارسی به زبان می‌آید. طبیعتا با دیدن بد و بیراه رایجی در زبان دیگر باید معادل‌هایی از زبان خودمان پیدا کنیم. و باز طبیعتا میزان انطباق صددرصد مفهوم این فحش‌ها در دو زبان تقریبا ناممکن است، اما کارکردی که فحش‌ها در بیان خشم یا نارضایتی یا توهین دارند دست ما را در انتخاب معادل‌های فارسی کمی بازتر می‌گذارد. من در این پست و چند پست آینده می‌کوشم بدوبیراه‌های فارسی را - تا حد ممکن به طور موضوعی یا با مضمون‌های مشابه- «مجموع کنم». در این راستا از فحش‌های آبدار و بی‌آبی که خوانندگان ذیل مطلب فراخوان فحش‌ها گذاشته بودند هم بهره خواهم گرفت. لازم به یادآوری نیست که لحن، موقعیت داستانی و شخصیت ِ شخص ِ شخیص ِ فحاش در انتخاب معادل فارسی نقش موثری دارد.

*

Shut up!

Cut the crap!

Shut the f.u.c.k up!

 و تا حدی :

 Goddamn you !

 F.u.c.k. off!

Go f.u.c.k yourself!

Go f.u.c.k yourself!

*

معادل‌ها:


خفه شو! 

دهنت رو ببند! 

مرگ!

کوفت

گاله رو ببند! (ببند اون گاله رو!)

چه غلطها!

درت را بگذار!

زهرمار!

قدقد نکن!

خفقون (خفه خون/ خفقان) بگیر!

زر نزن!

زر زر نکن!

کور خواندی!

هارت و پورت نکن!

جمعش کن!

*

افزودن تعابیر و واژه‌هایی با بار معنایی مشابه که از قلم ِ من افتاده به غنای این بانک کثیف کمک خواهد کرد.