20 اردیبهشت 1386
1. نشر کارنامه نسخهی بسیار نفیسی از بازمانده روز نوشته ایشی گورو با ترجمه نجف دریابندری در قطع جیبی منتشر کرده که خریدنش بر هر فرد علاقمند به ادبیات واجب عینی است.
*
2. امروز چند ساعتی در نمایشگاه کتاب خواهم بود، در غرفهی نشر ماهی.
اردیبهشت 20, 1386 at 9:32 ق.ظ
امیر مهدی نازنین . سعادت نداشتیم ببینیمت .
خودم اینجا و دلم جای دیگر است !!
شاد.صبور و موفق باشی
اردیبهشت 20, 1386 at 10:34 ق.ظ
salam agaye haghight eiy kash zotar baraneh hozoretono to namayeshghah migoftin chon ma ke az shahrestan miyayim nemitionim shoma ro bebinim man 3 roz onja boudam az 5 shanbeh ta shanbeh man daneshjoo reshteh motarjemi hastam v adoost dashtam shoam ro az nazadik bebinam valai nationstam be har hal arezoye mofagiyat baraton daram
اردیبهشت 20, 1386 at 4:22 ب.ظ
خیلی وقت پیش این کتاب رو خوندم. ولی انصافاً هنوز لذت خوندنش (به خصوص ترجمه) رو حسمی کنم. من با متن اصلی مطابقتش ندادم تا ببینم چه حد انطباق داره ولی شکندارم اگر یک خدمتکار انگلیسی می خاست با زبان فارسی روایتش را بگوید عیناً با همان لحن می نوشت. ترجمه دریابندری از این کتاب فوق العاده است!
اردیبهشت 20, 1386 at 4:57 ب.ظ
خب خوشبختانه سعادت نصیب ما شد پس!
اردیبهشت 20, 1386 at 5:27 ب.ظ
آخر این را الان می گویند. ما چند روز قبل در ماهی بودیم یک نگاهی انداختیم به این نتیجه رسیدیم هیچ کدام از آن دو نفر شما نیستید، یعنی قیافه شان به مترجم نمی خورد. این دیدارهای مردمی را زودتر اعلام کنید آقا، بیاییم زیارت.
اردیبهشت 20, 1386 at 8:21 ب.ظ
سلام.
شب و روزتون بخیر .
بعد از مدتها که شما را از روزنامه جام جم و نسل سه گمتون کردم و امروز شما را اینجا دوباره پیداتون کردم روزهای زیادی میگذره.
امیدوارم که حالتون مثل سابق خوب و قلموتن همچنان پوینده باشه.
به هر حال ادب حکم میکرد که به یاد دوران گذشته و قلم زنیتان در جام جم بنده عرض ارادتی داشته باشم.
نمایشگاه کتاب خوش بگذره و ایام به کامتان باد.ذکر خیرتان در خیل عاشقان فراموش مباد
ارادتمند شما باران
اردیبهشت 22, 1386 at 12:38 ق.ظ
دستمریزاد واقعاً با این اعلان بهموقع! تا امروز، شش روز آمدهام نمایشگاه و عین شش روزش را هم آمدهام نشر ماهی امّا ندیدهامِتان! دو روز هم با همین لب و دهان خودم از فروشنده پرسیدهام «این طرفها پیدایشان نمیشود آقای حقیقت؟» و جواب شنیدهام که امسال قرار بوده هر روز عصر چند ساعتی آنجا باشید! و اینگونه است که به این نتیجه میرسیم که این سعادت -بدبختانه- مانند راوی، نصیب ما نشده!
پ.ن. این بود گلایه من!
اردیبهشت 22, 1386 at 4:00 ب.ظ
بنده هم سعادت نداشتم