ترجمه متنی است با یک سودا: برانگیختن دیگری به ترجمهی دوباره
سه شنبه, اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۶ | درباره ترجمه
ترجمه بالذاته متن ثانوی است. بنابراین متنی است فطرتاً محکوم به فنا، آگاه به میرایی خود، با تنها یک سودا: ماندگاری در برانگیختن دیگری به ترجمهی دوباره. بیهوده نیست که گفتهاند بهترین و حتا تنها نقد ترجمهی یک اثر، ارائهی ترجمهی دیگری است از همان اثر. مترجمان حرفهیی هرگز از بازترجمهی اثری که ترجمه کردهاند ناراحت نمیشوند. حداقل معنای بازترجمه، صحه بر حسن سلیقهی مترجم اولی است. حتا مترجمانی داشتهایم که خود بازمترجم خویش شدهاند (مانند زندهیاد محمد قاضی که شخصاً ترجمهی اولیهی خودش از شازده کوچولو را مورد تردید قرار داد).
اما نکتهیی هم در این میان مهم است و آن اینکه یک اثر، کل متن است و نه جملههایی از آن. اگر منتقدان توان ادامهی نقدشان تا انتها و ارائهی ترجمهیی کامل و – همچنان ترجمهی کوثری – گیرا از گفتگو در کاتدرال را دارند، این گوی و این میدان وگرنه نه با یک گل بهار میشود و نه با یک آفتاب کلهسوز بهار به پایان میرسد.
-
پ.ن: ماجرا مربوط است به ایرادهای کسی بر ترجمهی عبدالله کوثری بزرگ از یکی دو پاراگراف اول گفت و گو در کاتدرال یوسا در خوابگرد. آقای مدیا کاشیگر ذیل نظرات انتقادی ایشان پاسخ ارزندهی فوق را ثبت کرده. [+]
۱ دیدگاه to ترجمه متنی است با یک سودا: برانگیختن دیگری به ترجمهی دوباره
علاوه بر نکته کاملا مقبولی که نوشتید. نکته دیگری هم اضافه کنم که خود متن ترجمه شده نیز باید در خود همگن باشد و بر خود استوار باشد و این هم می تواند دلیل مقبول دیگری بر فاصله گرفتن مترجم از ترجمه تحت الفظی باشد. به عبارت دیگر متن ترجمه شده، خود، دارای نظامی درونی می شود که باید آن را نیز در نظر گرفت. آقای کوثری از بزرگان ترجمه هستند و برای من مبتدی ترجمه های ایشان آموزنده است، گرچه راه نقد بر همگان باز است.
اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۶