من مثل يه عده كه اين حرفو ميزنن نميخوام بگم ترجمهي ادبيات يا مثلا شعر منحصرا، غيرممكنه - كه نيست… ولي در مورد ترجمه كردن بعضي اثرهاي خاص به نظرم درسته…
البته اين هم هست كه
Some translators, REALLY traitors!
سلام آقای حقیقت من یک سوال از شما داشتم اگر در یک متن به اصطلاح catch 22 برخورد کنید آن را چگون ترجمه خواهید کرد؟ آیا اصطلاحی معدل این در فارسی وجود دارد؟ و در آخر هنگام برخورد با این گونه اصطلاحات که در زبان مقصد معادلی ندارند باید چه کرد؟ ببخشید که از یک سوال بیشتر شد. با تشکر
–
سلام.فرهنگهای بهروزتر برخی از این گونه اصطلاحات را دارند. مثلا فرهنگ هزاره همین واژه را چنین معنا کرده:
اردیبهشت 8, 1386 at 2:11 ب.ظ
من مثل يه عده كه اين حرفو ميزنن نميخوام بگم ترجمهي ادبيات يا مثلا شعر منحصرا، غيرممكنه - كه نيست… ولي در مورد ترجمه كردن بعضي اثرهاي خاص به نظرم درسته…
البته اين هم هست كه
Some translators, REALLY traitors!
اردیبهشت 8, 1386 at 3:17 ب.ظ
espaniayish ham hast : Traduccion, Traicion.
اردیبهشت 8, 1386 at 3:56 ب.ظ
من اصلاحش می کنم به:
Translator, creator
اردیبهشت 8, 1386 at 7:02 ب.ظ
سلام آقای حقیقت من یک سوال از شما داشتم اگر در یک متن به اصطلاح catch 22 برخورد کنید آن را چگون ترجمه خواهید کرد؟ آیا اصطلاحی معدل این در فارسی وجود دارد؟ و در آخر هنگام برخورد با این گونه اصطلاحات که در زبان مقصد معادلی ندارند باید چه کرد؟ ببخشید که از یک سوال بیشتر شد. با تشکر
–
سلام. فرهنگهای بهروزتر برخی از این گونه اصطلاحات را دارند. مثلا فرهنگ هزاره همین واژه را چنین معنا کرده:
مخمصه، گره کور
اردیبهشت 14, 1386 at 5:22 ب.ظ
traduttore è tradittore