1 اردیبهشت 1386
Cho family: ‘He has made the world weep’

"We pray for their families and loved ones who are experiencing so much excruciating grief. And we pray for those who were injured and for those whose lives are changed forever because of what they witnessed and experienced," said Cho’s sister. "Each of these people had so much love, talent and gifts to offer, and their lives were cut short by a horrible and senseless act." [+]
اردیبهشت 2, 1386 at 5:12 ب.ظ
جناب حقیقت، البته سؤالی که میخواهم مطرح کنم، ربطی به مطلب تأثرانگیز بالا ندارد. اما شما نوشتهاید که ترجمهتان را پاکنویس میکنید و باز در حین پاکنویس حک و اصلاح میکنید و مجبورید درد گردن و غیره را تحمل کنید. ضمن آنکه امیدوارم همیشه سالم و تندرست و نیرومند باشید، میخواهم بپرسم که چرا از کامپیوتر استفاده نمیکنید و ترجمهتان را تایپ نمیکنید تا دچار این همه مشکل نشوید و از طرفی هم کارهاتان سریعتر پیش بروند.
در ضمن پیشنهاد میکنم که همین مطلب را تبدیل به یک مسأله تحقیق کنید و از مترجمان صاحب نام بپرسید که کدامها با کامپیوتر کار میکنند و این کار چه مزیتهایی دارد و کدامها ترجیح میدهند که با دست بنویسند و چه مزیتی در این کار میبینند. باز هم آرزوی توفیق و بهروزی و سلامت برای حضرتعالی و خانواده محترمتان دارم.
اردیبهشت 2, 1386 at 11:24 ب.ظ
از بین رفتن انسان ها توسط یک عده آدم دیوانه همیشه تراژدی است. اما چرا این تراژدی ها زمانی که برای آمریکائی ها اتفاق می افتد باعث تاسف ما می شود اما وقتی که این اتفاق برای عراقی ها، دیگر آسیائی ها، آفریقائی ها و آمریکای جنوبی ها می افتد هیچ اشاره ای به آن نمی کنیم. برای هر آمریکائی که در 11 سپتامبر کشته شد خانواده اش ده ها میلیون دلار دریافت کرد، اما وقتی آمریکا ایرانی های بی گناه را در هواپیما کشت، پانزده هزار دلار در ازای هر کس پرداخت. این قیمت برای عراقی ها از این هم کمتر است. آمریکا هر گاه یک عراقی بی گناه را به اشتباه به قتل می رساند 2500 دلار غرامت می پردازد. از نظر امریکائی ها خون آمریکائی ها هزار ها بار پر رنگ تر (یعنی گرانتر) از خون ما خاورمیانه ای ها است. امیدوارم لااقل ما این طور فکر نکنیم.
اردیبهشت 3, 1386 at 11:53 ق.ظ
سلام . قشنگ بود . به ما هم سر بزن: http://halghe_baran.mihanblog.com
اردیبهشت 3, 1386 at 2:07 ب.ظ
سلام…تازگي ها خوبي خدا را خوانده ام. بي نهايت به خاطرش بايد ازتان تشكر كنم .عالي ست هم انتخابهايتان و هم ترجمه هايتان .
اردیبهشت 4, 1386 at 10:34 ق.ظ
امیر مهدی عزیز
1-بی صبرانه منتظر انتشار ترجمه جدیدت هستم.
2-نمی دونم چرا نمی تونم حسی نسبت به کشته شدن دانشجوهای آمریکایی داشته باشم.
3-به نظرم”اندوه بار” برای وقایع استفاده میشه و اندوهگین برای ادما.مثلا “خواهر اندوهگین” یا “حادثه اندوه بار”