معادل jacket
یکشنبه, فروردین ۱۲م, ۱۳۸۶ | تجربه هایی در ترجمه
Jacket:
Webster’s:
A garment for the upper body usually having a front opening, collar, lapels, sleeves, and pockets
A short coat usually extending to the hips.
نمیدانم چرا نه فرهنگ هزاره و نه باطنی هیچ کدام jacket را «کاپشن» معنی نکردهاند و فقط به معادل «کت» اکتفا کردهاند. در حالی که الان کاپشن معادل رایجی است و معنای عامی دارد. باقی فرهنگها را ندیدهام.
اینها که در زیر آوردهام همه مصداق jacket است:



۷ دیدگاه to معادل jacket
ما هم سوآل داشته باشیم میتوانیم بپرسیم همین جا؟ اگر سوآل بلند بود و یادداشتی جدا میخواست چه؟
–
بله. اگر بلند بود ایمیل کنید.
امیر مهدی عزیز . تو دست به کار شو .
نیمتنه هم معادلی است که استفاده شده است که بیراه هم نیست.
موقع ترجمه در استفاده کردن این طور کلمهها مثل «کاپشن» و «کنترل» و … کلی دست و دل آدم میلرزد که این کلمه که معلوم نیست کس و کارش کی هستند را استفاده کند یا نه.
به نظر شما فرهنگ یعنی چی؟
سلام امیر مهدی نازنین .
در ۲ تا از سایتها که وبلاگهای برتر را انتخاب کرده بودند . نام تو و وبلاگت بود .
عزیز جان بهت تبریک می گویم . واقعا لایقش بودی . بسیار عالی کاری می کنی . انشالله پاکنویس کتاب جدیدت هم تمام شود و زودتر به دست انتشار بسپاری .
به فعالیت اینترنتیت هم ادامه بده .
با آرزوی موفقیت روز افزون برایت .
راستی واژه ی معادل را چه پیدا کردی؟ چه می خواهی بگذاری؟ نظرت چیست؟
ایام به کام
اون جمله ی بالا که نظر های مرتبط در اولین فرصت ثبت می شود تاثیری تو تصمیم من برای نوشتن حرفم نداره !
اول خوبی خدا رو خوندم، بعد از اون مترجم دردها !
و هفته ی پیش همنام !
عالی بود ! هم داستان عالی بود و هم ترجمه ی خوب و دوست داشتنی شما ، لذت خوندن کتاب رو صد چندان می کرد !
مادر من معلم ادبیاته و سخت ترجمه می پسنده و سخت تر رمان های امروز می خونه ، کتاب رو با اصرار فراوون دادم بهشون ، دو روز تمام زندگی رو تعطیل کرد و برگه های دانش آموزان رو رها کرد که کتاب رو تمومکنه !
تموم که شد گفت : ترجمه عالی بود !
می دونم شما تایید زیاد می شنوید و دونستن و ندونستن اینا زیاد براتون مهم نیست !
اما خواستم به عنوان یه خوره ی کتاب ، از شما تشکر کنم به خاطر لذتی که بردم از خوندن کتابی با ترجمه ی شما !
اردیبهشت ۸, ۱۳۸۶
بگمان من ” میان پوش” بدک نیست
فروردین ۱۳, ۱۳۸۶