شادباش، آرزوها در سال نو و دو داستان

پنجشنبه, فروردین ۲م, ۱۳۸۶ | بدون دسته بندی

سال نو شد. امیدوارم امسال همه آنها که ترجمه می‌کنند بهتر و دقیق‌تر و روان‌تر ترجمه کنند، کتاب رونق (مجوز) بگیرد و این وبلاگ هم که برخی عجالتا آن را بهترین وبلاگ فرهنگی سال ۸۵ دانسته‌اند، [صاحبش] سر ِ پا باشد!

برای همه دوستانم، همه کسانی که شادباش گفته‌اند، خوانندگان کتاب‌هام و خوانندگان این وبلاگ سالی خوش آرزو می‌کنم.

در آخرین روزهای ۸۵، از سام شپارد دو داستان با ترجمه‌ی من در ویژه‌نامه داستان اعتماد و همشهری جوان چاپ شد. فعلا  متاسفانه به فایل word آنها دسترسی ندارم که راحت‌تر بخوانید. اسمشان را هم عیدی نمی‌گذارم:

یک تکه از دیوار برلین

> چشم‌هایی که باز و بسته می‌شود 

۶ دیدگاه to شادباش، آرزوها در سال نو و دو داستان

گنجیشک
فروردین ۲, ۱۳۸۶

سال نو مبارک!

در ضمن، با اجازه لینک شما رو توی وبلاگ‌مون گذاشتیم.

قنبری
فروردین ۲, ۱۳۸۶

سلام استاد
سال نو شما مبارک
امیدوارم همیشه شاد و تندرست باشید

از زندگی
فروردین ۳, ۱۳۸۶

سلام آقای حقیقت عزیز
سال نو رو تبریک می گم. همچنین انتخاب شایسته ی وبلاگ تون رو و براتون آرزوی موفقیت می کنم.

سیدعباس سیدمحمدی
فروردین ۴, ۱۳۸۶

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام ای امیرمهدی ی حقیقت! عیدت مبارک. البته من شما را اسماً می شناسم ولی الان با جست و جوی نام داریوش آشوری به آرشیو وبسایتت رسیدم. خب البته علت «حتا» نوشتن آشوری، به آن سادگی نیست که شما گمان کرده ای. آشوری رسم خط دانی اش بیش از شما است، و البته کمتر از بعضی دیگر.

درباره ی مقاله ی قبل جناب عالی با عنوان «خوبن آره». توصیه می کنم مانند داریوش آشوری نباش که (ظاهراً) از تمام واژه سازی هایش و از تمام تندگوئی هایش دفاع می کند. توصیه می کنم شما استدلال و برهان و نظرت را درباره ی فلان معادل که به نظرت رسیده، بگو، و به فکر تحمیل و تلقین نباش.

ظاهراً «نظرهای مرتبط در اولین فرصت ثبت می‌شود » یعنی:

این وبسایت «کنترلر» دارد. «کنترلر» یعنی «سانسور ابتدائی ی قطعی و حتمی».

***
قسمتی از مقاله ای از من، از http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-196.aspx :

کتاب عناصر ، اثر اقلیدس
بسم الله الرحمان الرحیم.

ناآگاهی از مشهورات، و نادرست ترجمه کردن، دامن اکثر افراد را می گیرد. مشاهیر و غیر مشاهیر. نمونه عرض می کنم:

ریچارد پی برنان، هایزنبرگ احتمالاً اینجا خوابید: زندگی، زمان و اندیشه های فیزیکدانان بزرگ قرن بیستم، ترجمه ی (دکتر) حبیب الله فقیهی نژاد، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۸؛ ص ۲:

… اقلیدس (حوالی ۳۰۰ پیش از میلاد) که نام او تقریباً همیشه مترادف با دانش هندسه است، کتابی درسی بنام عناصر (Elements) نوشت که قرنها متن معیار (استاندارد) بود …

خُب. به نظر می رسد با این که مترجم محترم دارای درجه ی دکتری است، «اصول اقلیدس» (و «اصل پنجم») به گوشش نخورده، و نیز در این دام افتاده که element را سریعاً به «عنصر»، ترجمه کند، به جای این که در جائی به «عضو» و در جائی به «اصل» و در جائی به «جزء» و در جائی به «عنصر» ترجمه کند.

***
مقاله ی فوق تکمله ای دارد که هنوز به اصل مقاله اضافه نکرده ام.
***
همچنین مقاله ای از من، از http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-158.aspx :

نیمه خدایان لنگ دراز؟
بسم الله الرحمن الرحیم.

جیم هولت، «راهزنان زمان: اینشتین و گودل از چه سخن می گفتند؟»، ترجمه ی طاهر سیل سپور، بخش اول، روزنامه ی شرق، شنبه، نوزده آذر ۱۳۸۴؛ ص ۲۲: «پرینستون قطعه فوق العاده ای است از زمین و در عین حال مانداب تشریفاتی مفرحی برای نیمه خدایان لنگ دراز.»

طبق آدرس http://www.csus.edu/indiv/m/mayesgr/einsteingodel.htm اصل متن چنین است:

Princeton is a wonderful piece of earth, and at the same time an exceedingly amusing ceremonial backwater of tiny spindle-shanked demigods

من «نیمه خدایان لنگ دراز» را درک نمی کنم. به آن مشکوکم. به نظر شما ترجمه ی درست spindle-shanked و اصولاً ترجمه درست کلّ جمله چیست؟
***
همچنین مقاله ای از من، از http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-163.aspx :

در مایورکا نزاع بزرگی را شروع کردم که چند ماه در طولها و عرضهای مختلف بشدت ادامه یافت؟
بسم الله الرحمان الرحیم.

برتراند راسل، زندگینامۀ برتراند راسل به قلم خودش،

ترجمه ی احمد بیرشک، تهران: خورازمی، ۱۳۷۷؛ ص ۵۲۰:

در مایورکا نزاع بزرگی را شروع کردم که چند ماه

در طولها و عرضهای مختلف بشدت ادامه یافت.

متن اصلی:

Bertrand Russell, Autobiography, London

And New York: Routledge, 1995; chapter

9 (Russia), p. 332

In Majorca, I began a great quarrel which

raged for many months through many changes

of latitude and longitude.

البته بنده به صحت ترجمه مشکوکم. چند ماه قبل، در چت، فردی انگلیسی که ساکن آمریکا بود به من گفت:

The writer means he has an arguement that went

on as he travelled across the world through many places

علاقه مندم بدانم دقیق ترین ترجمه ی ممکن چه می شود.

***

اخیراً با خانمی آشنا شدم که می گفت دانشجوی کارشناسی ی ارشد زبان انگلیسی در دانشگاه الزهرا است. آدرس وبلاگم را به ایشان دادم و گفتم ان شاء الله به زودی مقاله ای (منظورم همین مقاله بود) در وبلاگم می گذارم. امیدوارم ایشان هم مقاله را ببیند، و ایضاً امیدوارم نظر کمک کننده ای به ذهنش برسد و اعلام کند.

***
ببخشید! خیلی طولانی شد. اگر مایل بودی، اصلاً چاپش نکن.

قربانت.

فاطمه
فروردین ۵, ۱۳۸۶

سلام آقای حقیقت
سال نو و انتخاب شایسته ی وبلاگتان را تبریک عرض می کنم.
سالی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید و همواره شاهد حضور فعالتان در عرصه ی ترجمه باشیم.
در ضمن با اجازه شمابه وبلاگتان لینک دادم.

amirhossein
فروردین ۸, ۱۳۸۶

سلام!با آرزوی موفقیت های بسیار در سال جدید!

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image