تجربه‌های کوتاه [۱۱]

چهارشنبه, فروردین ۱م, ۱۳۸۶ | تجربه هایی در ترجمه

They are nice, enough.

خوبن، آره.

*

این معادل در وهله اول کمی دور از ذهن می‌رسد اما خوب که فکرش را بکنی می‌بینی این «آره» آخری حسی را منتقل می‌کند شبیه همان حس که در جمله انگلیسی است. من هم بیشتر منظورم تاکید بر همان آره در انتهای جمله است وگرنه درباره nice حرف و حدیث زیاد است و بسته به متن و فضا معادلهای زیادی می‌پذیرد.

۷ دیدگاه to تجربه‌های کوتاه [۱۱]

بهار
فروردین ۱, ۱۳۸۶

سال نو مبارک! :)

ناشناس
فروردین ۱, ۱۳۸۶

خدا به خیر کنه!!!

ayda
فروردین ۱, ۱۳۸۶

آقا عزیز، نوروزی گفتن، عیدی، جشنی، تبریکی، شادباشی. نکند خدای ناکرده ادبیات و ترجمه بشود ایدئولوژی ات! که هر چه - حتی زیباترین چیزها و لطیف ترین مضامین - اگر صورت ایدئولوژی به خود بگیرد، زشت می شود و منفور. پس به خوانندگان وبلاگت سلامی دوباره کن و نوروز را شادباش گو! باشد که نوروز تو هم فرخنده و سال نو برای تو عزیزانت سالی سرشار از پیروزی باشد و تندرستی.

سید مصطفی حسینی
فروردین ۱, ۱۳۸۶

سلام با اجازه شما آدرس خونتونو قاب کردم گوشه‌ی خونمون. سر بزنید به خونمون. موفق باشین. و یک سئوال: اون کاما تو جمله ی انگلیسی هست؟ فکر می‌کردم این جوریه:they are nice enough بگذریم.

دوست عزیز. آن کاما در متن اصلی هست.

شاد باشید

نوید
فروردین ۲, ۱۳۸۶

fare enough چه ترجمه می کنید؟

م لنگرودی
فروردین ۳, ۱۳۸۶

عزیز جان، سال نو مبارک. گمانم جمله انگلیسی می گوید به قدر امکان خوبند. من می گذاشتم “بدک نیستن”. ولی باز باید کل متن رو دید. شاد باشید، محمد

Asosh
فروردین ۱۳, ۱۳۸۶

But it seems that the English sentence is more formal, or the Farsi one is more informal

So I don’t think we can translate that English sentence or any other similar sentences this way, and of course other sentences and the context are important, too

Have a good time

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image