26 اسفند 1385
پسر به دختر همکلاسیاش که راهی مدرسه است میگوید:
Want a ride?
برسونمت. (الزاما نیازی به علامت سوال هم نیست.)
*
دختر نمیپذیرد.
پسر میگوید:
You had your chance.
از دستت رفت.
26 اسفند 1385
پسر به دختر همکلاسیاش که راهی مدرسه است میگوید:
Want a ride?
برسونمت. (الزاما نیازی به علامت سوال هم نیست.)
*
دختر نمیپذیرد.
پسر میگوید:
You had your chance.
از دستت رفت.
اسفند 26, 1385 at 2:39 ب.ظ
mibakhshid ke a savade nachiza englisham ezhare nazar mikonam vali dar morede “want a ride?” man migam bayad be alamate soal tavajoh beshe va tarjome beshe : mikhay beresunamet? intori ham pishnehade ham soali budan jomleye asli hefz mishe
khoshhal misham nazaretuno bedunam
اسفند 26, 1385 at 6:42 ب.ظ
سلام! بسيار جالب بود ولي پسره راست گفته
اسفند 26, 1385 at 10:14 ب.ظ
chera niyazi be alamat soal nist?
oun kamelan porseshiye!
اسفند 27, 1385 at 11:33 ق.ظ
لگد زدی به بختت.
اسفند 27, 1385 at 9:59 ب.ظ
ba Azar movafegh nistam.be nazaram dar in mored hich niazi be alamat soal nist chon pesare be ma’naye vaghei soal nakarde. engar faghat mikhaste ye juri ezhare vojud karde bashe!
be nazaram ziad nabayad dar bande in mas’ale bud ke chon dar matne asli “?” umade dar tarjome ham in mored hatman bayad reayat beshe.
اسفند 28, 1385 at 12:59 ق.ظ
فکر کنم با علامت سئوال بهتر است هر چند بدون این علامت هم کاملا وافی به مقصود است.
در مورد جمله دوم” از دستت رفت ” اصلا حس you had a chance را منتقل نمی کند.” از دستت رفت ” بیشتر آمیزه ای از سرزنش و حسرت به دل نشاندن است در حالی که you had a chance این حس را ندارد.
اسفند 28, 1385 at 1:04 ق.ظ
خُب، اينجا مثل اينکه يه بحث در مقوله ی منطق لازمه! وقتی «پسر به دختر همکلاسیاش که راهی مدرسه است ميگه:برسونمت.» مثل اينه که خودش نمی خواد بره مدرسه و فقط ميخواد دختره رو برسونه. اما چون اين سئوال رو از «همکلاسی اش» ميکنه يعنی خودش هم ميخواد بره مدرسه. تا اينجا درست؟ اما پرسش «برسونمت» وقتی بجاست که پسره مقصدش با دختره فرق کنه. يعنی مثلاً وقتی که مدرسه تموم شده و دختره ميخواد بره خونه اش و حالا پسره ازش می پُرسه: «برسونمت». تا اينجا هم اومدی؟ به نظرم اگه پسره بپرسه: «ميخوای سواره بری؟» سئوالش منطقی تره. اما «از دستت رفت» يا «از کف ات رفت» قشنگه!
اسفند 28, 1385 at 10:15 ق.ظ
بسته به پايين و بالاي داستان و قرائت هاي مختلف متن مي توان پيشنهاد هايي كرد.
-بپر بالا
نوچ _
به يه ورش
سوار ميشي
نه نميشم
از من گفتن.
برسونمت./؟
ممنون.
خودت نخواستي
البته همه اين ها بستگي به متن دارد. سال خوبي برايتان آرزو مي كنم همرا با كتاب ها و داستان هاي خوب.
اسفند 29, 1385 at 1:38 ب.ظ
جناب حقيقت، عرض سلام و خسته نباشيد:
ابتدا سال نو رو تبريك ميگم و بعدش انتخاب به جا و شايسته ي وبلاگ شما در هفت سنگ.
ما منتظر ((خوبي)) هاي بيشتري از ((خدا)) هستيم!!!
يا حق…/
فروردین 1, 1386 at 1:31 ق.ظ
درود بر مترجم عزیزمان .آقای حقیقت …
ایام به کامتون ..و سال نو را هم تبریک می گم .. سال خوبی داشته باشید…
تجربه های کوتاهتون را خیلی دوست دارم..مثل همیشه می خوانم… البته نسبتن کمتر به نت می یام…
بعضی وقت ها تجربه هاتون برخلاف چیزی هست که توی ترجمه ی تحت الفظی حدس زده می شه ..و وقتی می بینی فرق داره ..والبته درستش هم همینه … برات جالب تر می شه … منم در مرود این دختر و پسره با خانم میترا موافقم…لحن پرسشیه ..چون انتظار بلی یا خیر از دختره داره …
در ضمن امیر مهدی عزیز… خیلی خوشحال شدم در وبلاگ ها ی فرهنگی اول شدی … بهتون تبریک می گم..امروز تبریک باران شد…!!!
به امید موفیقت های بیشتر … باز هم عیدتون مبارک ..الان چند ساعت دیگه تحویل می شه …
بدرود
فروردین 1, 1386 at 6:34 ق.ظ
خوشا نوروز و شادباد بهار نو