تجربههای کوتاه [۹]
سه شنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه
I’m going in.
من رفتم [تو].
-
به جای: من دارم میرم تو.
۱۴ دیدگاه to تجربههای کوتاه [۹]
دارم میرم چی؟ بهتر نیست؟ رفتم دلالت بر گذشته داره بیشتر. البته استاد شمایید.
اسفند ۱۶, ۱۳۸۵
برو دارمت!
آن «من»ش را حذف کنی، بهتر است به نظرم. صلاح مملکتِ خویش، خسروان دانند البته!
چه قدر خوبه که نگفتی داخل. اهوازی هابه تو می گن داخل.
رفتم تو بهتر نیست؟
اسفند ۱۸, ۱۳۸۵
سلام و روز یا شبتون بخیر؛
“چشم هایی که باز و بسته می شوند “را تازه تمام کردم.امیدوارم که این حرفی که الآن می زنم را به حساب مته به خشخاش گذاشتن من نگذارید و ان اینکه برایم سوال بود که چرا Utah را “یوتاه “ترجمه کردید؟؟مسئله اینه که آیا native speaker هم واقعا “ه” آخرش را تلفظ می کند؟؟
payam ke mane avalesham vardari bemoone: raftam
مهدی نازنین به نظر من هردوتا ! ( اگه میشه حداقل اون ۲-۳ خطی که این توشه رو بذار تا کمی دستمون واسه ترجمه باز باشه . مرسی
برایِ Think about itهم به نظرم «فکر کن!» کفایت میکند. من اگر باشم، اینجوری مینویسم…
سلام . داستان چشم ها باتز و بسته می شوند رو توی همشهری جوانخوندم. روون بود و برخلاف داشتانهای ایرانی با مفهوم….مرسی از انتخاب تون.
به نظرم in ترجمه تداره و فقط حالت رو نشون میده .من دارم میره ! یا در جوابی من دارم میام ! بستگی به جای استفاده داره و در جایی به کار برده میشه که مقصد رفتن در اون مشخصه .
——–
و زندهگی
مرا تکرار میکند
بهسان ِ بهار
که آسمان را و علف را.
سال نو مبارک
فروردین ۱۳, ۱۳۸۶
نمیشود مثلاً یک «ا» هم گذاشت آخرش و گفت «رفتماا»؟ بی من اوّلش. این «ا»ی آخر فعلها که گاهی میگوییم در زبان روزمره، کمی حالوهوای پیوستاری(استمراری) میدهد به جمله.
گمان میکنم نمیشود «من رفتم» را بهخاطر تهمایهی ماضیای که دارد همه جا به کار زد.
اسفند ۱۵, ۱۳۸۵