سلام و روز یا شبتون بخیر؛
“چشم هایی که باز و بسته می شوند “را تازه تمام کردم.امیدوارم که این حرفی که الآن می زنم را به حساب مته به خشخاش گذاشتن من نگذارید و ان اینکه برایم سوال بود که چرا Utah را “یوتاه “ترجمه کردید؟؟مسئله اینه که آیا native speaker هم واقعا “ه” آخرش را تلفظ می کند؟؟
به نظرم in ترجمه تداره و فقط حالت رو نشون میده .من دارم میره ! یا در جوابی من دارم میام ! بستگی به جای استفاده داره و در جایی به کار برده میشه که مقصد رفتن در اون مشخصه .
——–
و زندهگی
مرا تکرار میکند
بهسان ِ بهار
که آسمان را و علف را.
نمیشود مثلاً یک «ا» هم گذاشت آخرش و گفت «رفتماا»؟ بی من اوّلش. این «ا»ی آخر فعلها که گاهی میگوییم در زبان روزمره، کمی حالوهوای پیوستاری(استمراری) میدهد به جمله.
گمان میکنم نمیشود «من رفتم» را بهخاطر تهمایهی ماضیای که دارد همه جا به کار زد.
۱۲/۱۵/۱۳۸۵ at ۹:۳۰ ب.ظ
دارم میرم چی؟ بهتر نیست؟ رفتم دلالت بر گذشته داره بیشتر. البته استاد شمایید.
۱۲/۱۶/۱۳۸۵ at ۶:۱۵ ب.ظ
برو دارمت!
۱۲/۱۶/۱۳۸۵ at ۹:۳۲ ب.ظ
آن «من»ش را حذف کنی، بهتر است به نظرم. صلاح مملکتِ خویش، خسروان دانند البته!
۱۲/۱۶/۱۳۸۵ at ۹:۴۱ ب.ظ
چه قدر خوبه که نگفتی داخل. اهوازی هابه تو می گن داخل.
۱۲/۱۷/۱۳۸۵ at ۹:۳۹ ب.ظ
رفتم تو بهتر نیست؟
۱۲/۱۸/۱۳۸۵ at ۹:۴۴ ب.ظ
سلام و روز یا شبتون بخیر؛
“چشم هایی که باز و بسته می شوند “را تازه تمام کردم.امیدوارم که این حرفی که الآن می زنم را به حساب مته به خشخاش گذاشتن من نگذارید و ان اینکه برایم سوال بود که چرا Utah را “یوتاه “ترجمه کردید؟؟مسئله اینه که آیا native speaker هم واقعا “ه” آخرش را تلفظ می کند؟؟
۱۲/۲۰/۱۳۸۵ at ۴:۲۵ ق.ظ
payam ke mane avalesham vardari bemoone: raftam
۱۲/۲۰/۱۳۸۵ at ۸:۰۳ ب.ظ
مهدی نازنین به نظر من هردوتا ! ( اگه میشه حداقل اون ۲-۳ خطی که این توشه رو بذار تا کمی دستمون واسه ترجمه باز باشه . مرسی
۱۲/۲۰/۱۳۸۵ at ۸:۵۸ ب.ظ
برایِ Think about itهم به نظرم «فکر کن!» کفایت میکند. من اگر باشم، اینجوری مینویسم…
۱۲/۲۲/۱۳۸۵ at ۹:۰۳ ق.ظ
سلام . داستان چشم ها باتز و بسته می شوند رو توی همشهری جوانخوندم. روون بود و برخلاف داشتانهای ایرانی با مفهوم….مرسی از انتخاب تون.
۱۲/۲۳/۱۳۸۵ at ۲:۳۹ ب.ظ
به نظرم in ترجمه تداره و فقط حالت رو نشون میده .من دارم میره ! یا در جوابی من دارم میام ! بستگی به جای استفاده داره و در جایی به کار برده میشه که مقصد رفتن در اون مشخصه .
——–
و زندهگی
مرا تکرار میکند
بهسان ِ بهار
که آسمان را و علف را.
۱۲/۲۴/۱۳۸۵ at ۱۲:۵۴ ب.ظ
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=187596&t=book
۰۱/۰۱/۱۳۸۶ at ۵:۴۱ ق.ظ
سال نو مبارک
۰۱/۱۳/۱۳۸۶ at ۱:۱۱ ق.ظ
نمیشود مثلاً یک «ا» هم گذاشت آخرش و گفت «رفتماا»؟ بی من اوّلش. این «ا»ی آخر فعلها که گاهی میگوییم در زبان روزمره، کمی حالوهوای پیوستاری(استمراری) میدهد به جمله.
گمان میکنم نمیشود «من رفتم» را بهخاطر تهمایهی ماضیای که دارد همه جا به کار زد.