تجربه‌های کوتاه [۶]

چهارشنبه, اسفند ۹م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه

You don’t have to worry.

نمی‌خواد نگران باشی.

۶ دیدگاه to تجربه‌های کوتاه [۶]

عبدالرضا شهبازی
اسفند ۱۰, ۱۳۸۵

مثله ترجمه ی پست قبلی قشنگه. شاید ” به دلت بد نیار ” هم ترجمه ی خوبی باشد.

احمدرضا
اسفند ۱۰, ۱۳۸۵

این است و جز این نیست!

Thani
اسفند ۱۰, ۱۳۸۵

you don’t have,to worry.تو که نگرانی نداری. (اینطوری هم میشه ترجمه اش کرد؟)

شاتوت
اسفند ۱۰, ۱۳۸۵

بهترین انتخابه

حسن علیشیری
اسفند ۱۰, ۱۳۸۵

همون طور که خودتون بارها نوشتید همه چیز به لحن و فضای کار بستگی داره. بدون توجه به context انتخاب شما خیلی خوب و نزدیک به لحن واقعی زندگیه اما به نظرم در بعضی جاها می شه به سادگی “نگران نباش” رو به عنوان معادل انتخاب کرد…مطلبی درباره ترجمه اسم فیلم The Departed نوشتم.خوشحال میشم بخونید و نظرتون رو بگید.

سلما
اسفند ۱۱, ۱۳۸۵

دوباره سلام

"نگرانی نداره" چطوره؟؟

-

خیلی خوبه.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image