تجربههای کوتاه [۳]
شنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه
در جایی از رمان یکی از شخصیتها به دیگری میگوید مگر سیگار را ترک نکرده بودی؟ چرا دوباره میکشی؟
و او در جواب میگوید:
Things change.
من میگذارم «پیش میآد [دیگه].»
شما چه میگذارید؟
۲۰ دیدگاه to تجربههای کوتاه [۳]
من میگذارم: هزار نقش برآرد و زمانه و نبُوَد/ یکی چنانکه در آیینهی تصور ماست! ;-))))
البته روغنش، یا به عبارت گویاتر، باروتش خیلی زیاد است، اما راستش من باب مزاح نوشتم و در واقع بهانه کردم که پیجوی پاسخ سئوالی بشوم که جند روز پیش پرسیدم. متوجه هم نشدم اونموقع که مطلب از وبلاگ یک مترجم نقل شده اما خوب، سئوالم به جای خود باقیست هنوز ![]()
اگر فرصت و حال و حوصلهای بود ما به یک ایمیل مختصر هم قانع هستیم به والله.
“(خب،) آدم تغییر میکنه”.
این جا تاکید روی تغییر اه بیشتر و نه تصادف. پیشنهاد من این اه:
” خب آدم عوض میشه” یا ” زندگی بالا پایین داره”
آمدم بنویسم دیدم دقیقا مریم همان را نوشته که می خواستم بگویم.
اسفند ۵, ۱۳۸۵
bastegi be shakhsiyate yaroo dare, vali mishe gozasht : aadamizade {dige}.chetore?
به نظر من بهتره بگیم
” خب آدما عوض میشن”
اسفند ۵, ۱۳۸۵
در پاسخ به شاتوت و مریم و میرزا و المیرا: things عوض میشوند نه people. چرا بگوییم آدمها عوض میشوند. «زندگی بالا و پایین میشه» هم به گمانم غلیظ است، البته کم غلظت تر از آنچه آشپزباشی گفته! ![]()
«اوضاع عوض میشه»؛ البته خیلی تحتاللفظیه احتمالاً.
یا «روزگاره دیگه».
اسفند ۶, ۱۳۸۵
به نظر من هم، درست ترین ترجمه این جمله همین است که: خب، آدم عوض میشه،
یا
خب آدم عوض میشه دیگه، یا آدم همیشه که یک جور نیست،
در ضمن در جواب جواب شما باید بگویم: در اینجا وقتی طرف میگوید things منظورش عادتهای انسانی و بنابراین، انسان است و نه خود سیگار!! در ضمن، اگر می بینید که پیشنهادی خوب است، آن را پذیرا باشید دوست عزیز.
اسفند ۶, ۱۳۸۵
درود بر تو امیرمهدی عزیز و خوشقریحه
من با شاتوت و مریم و میرزا و المیرا موافقترم، چون things در عبارت، یا بهتر بگوییم اصطلاح things changeمعنایی وسیع و کلی دارد و به اوضاع و روزگار و زمانه بر میگردد و بنابراین آدمها را هم در بر میگیرد. ضمن اینکه معمولا جمله people change را هم چاشنی جمله فوق میکنند. از همه بیشتر با بهاره همعقیدهام و اصطلاح «آدمیزاده (دیگه)» را بسیار پسندیدم.
اسفند ۶, ۱۳۸۵
من می کذارم” دست خودم نبود”
اسفند ۶, ۱۳۸۵
پیشنهاد من: «می خواستم اما نشد». اگر هم کوتاه تر می خواهید: «نشد دیگه»
بستگی به لحن داستان هم داره. اما با انتخاب شما موافق ترم. همون “دیگه…” هم بد نبود!
زندگیه دیگه- عوض میشه !
( بستگی به دید نویسنده داره ( اگه نویسنده عقاید مارکسیستی داشته باشه . قضیه ی جبر تاریخ مطرح میشه و با گذر زمان تغییر شرایط مطرح میشه . یکی از نظرات فکر می کنم به افکار نویسنده اشاره داشت .
در هر صورت دستت درد نکنه عزیز جان . کار قشنگیست . نمی دانستم اینقدر زود به زود آپ میکنی . حتما مرتب بهت سر می زنم .
موید باشی
دقیقاً با پیمان موافقم.
به نظر من «پیش میاد» یه حالت اتفاقی بودن داره، ولی things change یه مقدار ریشه ای تر و کلی تر هست و نشون دهنده عوض شدن شرایط هست، مثلا در این حالت شاید نشون بده شرایط اون فرد طی این مدت انقدر فرق کرده که مجبور شده دوباره سیگار کشیدن رو شروع کنه
به نظر من «روزگاره دیگه» ترجمه بهتری هست
این بخش فوق العادس
من در این مورد نظرم در مورد روشهاس بیشتر.
دوستان عزیز این جمله Things change در اصل یک جواب typical یا کلیشه ای به این قبیل سوالاس و زمانی استفاده میشه که فرد مورد سوال یا نخواد دلیل ارائه بده یا حوصله جواب دادن رو نداشته باشه و مشابه اینها.
من اگه در موقعیت این سوال قرار می گرفتم (به زبان انگلیسی) دقیقا می گفتم Things change
اما اگه در موقعیت این سوال به فارسی قرار می گرفتم می گفتم “ای بابا”
عصبانی نشید من نه مترجمم نه چنین جسارتی می کنم. چیزی هم که گفتم بیشتر شبیه معادل یابی در فرهنگ روزمرس تا معادل یابی در فرهنگ لغات.
شخصا در این مورد اگه اینقدر بخواهیم پایبند به کلمات باشیم (که ناگفته پیداس من طرفدارش نیستم) “روزگاره [دیگه]” رو قابل انعطاف تر می بینم. نهایتا این مترجم که با کاراکتر های کتابش ماه هاس که داره زندگی می کنه و با شناختی که از امیر دارم میدونم نسبت به اینکه چه جمله ای تو دهن کدوم کرکترش [بهتر] می چرخه هم خیلی حساسیت داره و هم اشراف فوق العاده داره.
اسفند ۷, ۱۳۸۵
به نظرم در عبارت انگلیسی تلخی و تندی ای هست که در “پیش می آد دیگه” نیست. من معادل خوبی به نظرم نمی رسه، ولی جواب مختصر “نشد” یا پیشنهاد “ای بابا” به نظرم بد نیستند.
من هم بودم می گفتم ” همه چی عوض می شه دیگه”. اون کلمه ی تغییر کردن عنصر مهمیه.
فروردین ۹, ۱۳۸۶
به نام خدا
به نظر من چون things یک واژه کلی هستش و اعم است میشه ترجمش کرد به : روزگاره دیگه:اینم یه نظری بود که دادم
اسفند ۵, ۱۳۸۵