تجربه‌های کوتاه [۱]

سه شنبه, اسفند ۱م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه

I’ll see you tonight.

«شب می بینمت»، به جای «امشب می بینمت.»

۴ دیدگاه to تجربه‌های کوتاه [۱]

زهرا ابراهیم پور
اسفند ۲, ۱۳۸۵

سلام.
تجربه ی جالبی بود،از این مطالب واقعا استفاده
می کنم!
موفق باشید.

عبدالرضا شهبازی
اسفند ۲, ۱۳۸۵

جالبه.
راستی آقای حقیقت با توجه که می دانم سخت مشغول سر و سامان دادن به ترجمه اتان هستید. سری هم به ” مترجم ” بزنید. خوشحال می شوم.

farzane
اسفند ۳, ۱۳۸۵

خیلی عالی بوید.مرسی. کاش هنوز کوچولو کوچولو همین جوری می گفتید.

M. Z.
اسفند ۳, ۱۳۸۵

امشب می‌بینمت بهتر است.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image