ترجمه؛ نقش پشت قالی
دوشنبه, بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ | درباره ترجمه
مترجم خوب کسی است که برای
-
Rainbow
-
Hungry for freedom
-
I broke my leg
به ترتیب این معادلها را بگذارد:
-
رنگین کمان (به جای کمان بارانی)
-
تشنه آزادی (به جای گرسنه آزادی)
-
پایم شکست (به جای پام را شکستم)
و بر این کار او علی الظاهر خردهای نمی توان گرفت چه به زبان و هنجار فارسی سخن گفته است. ولی چیزی که در این جا از دست میرود منظری است که انگلیسی زبان بدان مینگریسته و ویران کردن دنیایی است در مقابل ساختن دنیایی بدیل. بر داشتن عینکی و گذاردن عینکی دیگر و البته از رنگی دیگر. مترجم فارسی زبان دنیای انگلیسی را به گونهای می آفریند بسیار شبیه به دنیایی که خود در آن اندیشه میکند. در این رهگذر مفهوم انگلیسی در صافی ذهن فارسی زبان پوست میاندازد و شکلی فارسی به خود میگیرد و البته در این دگردیسی اصل با بدل تفاوت بسیار مییابد.
از همین روی شماری از فلاسفه زبان، ترجمه را امری بسیار دشوار و تقریباً ناممکن میدانند. چه آن چیزی که ما به عنوان ترجمه شاهکاری ادبی میخوانیم چیزی است مسخ شده، دیگرگون شده و برکنده از دنیایی که در آن آفریده شده است و در خوش بینانه ترین صورت ممکن نقشی است از پشت قالی.
وبلاگ مترجم
۷ دیدگاه to ترجمه؛ نقش پشت قالی
سلام دوست و استاد گرانقدر امیر مهدی عزیز .
بسیار مسرورم با وبلاگ / سایتتان یا بهتر بگویم با خودتان آشنا شدم . ( یه لیسانس الکی مترجمی زبان انگلیسی دارم) خیلی دنبال ترجمه نیستم . با کارم مرتبط نیست و دغدغه ام چیز دیگریست ! از کتابهایتان اگر نمونه ای برایتان مانده و اگر مقدور است برایم بفرستید . می خواهم با نحوه ی ترجمانتان آشنا شوم . ( خیلی پر رو هستم . اما خب در خواست است و تیریست که شاید به هدف بنشیند و در غیر آن . محو می گردد.
راستی آن سه معادلی که در این پست نوشتید واقعا ترجمه ی ادبی بود ؟! خب داخل پرانتز ها ( ببخشید که این اصطلاح را با تمام نادانیم به کار می برم ) خیلی افتضاح بود .
من تا حال ( علی رغم تشویق دوستان ) به خود اجازه ی ترجمه ی شعر نداده ام . سوادم بسی ناکافیست .
و واقعا کسانی که ( نه ترجمه ی خوب . بل ) جرات ترجمه ی شعر را به خود می دهند . می ستایم .
به هر حال منتظر پاسخی از جانبتان هستم .
وبلاگی گروهی با بن مایه های زبان بیگانه ! داریم . مایل بودید بدان نیز سر بزنید .
http://www.etrau81.blogfa.com
به امید موفقییت روز افزون شما دوست ارجمند
این مطلب شما، صرف نظر از اینکه یک موضوع اساسی در “ترجمه” را مطرح میکند، مرا بیش از پیش به یاد خاک خوب خانم باک انداخت و ترجمهی غفور آلبا (اگر اسامی خوب به خاطرم مانده باشد).
الان متاسفانه کتاب را در دسترس ندارم و سالهاست که دوباره خوانیاش هم نکردم اما اگر یک وقت فرصتی شد بد نخواهد بود نظرت را در باب ترجمهی این کتاب بفرمایی. در ذهن من اینطور مانده که ترجمهی خوبی بود یعنی با توجه به نکتهی مطرح شده در این پست، حال و هوا (و به تعبیر شما، دنیا)ی “چینی” داستان و دیالوگها و… در حد قابل قبولی به خوانندهی فارسی زبان منتقل میشد. حتی گفته میشد که این خصوصیت در اصل نسخهی انگلیسی رمان به در حد قابل توجهی موجود بوده و آلبا هم در ترجمه توانسته کم و بیش به آن وفادار بماند.
نظرت در این مورد چیست؟
دوست عزیز سلام
بعضی وقتها آدم چیزی میشنود یا میخواند که مثل خوره روح را آزار میدهد. از آنجمله بود ویدیو که در سایت یوتیوب دیدم گزارشی از سیمای جمهوری اسلامی در مقایسه آزادی خبرنگاران در ایران و آمریکا. یک ویدیو ۲ دقیقه ایی در جوابش درست کردم که دعوتتون میکنم ببینید.
اما این ویدیو از یک جهت دیگر هم دیدن داره. عده ایی که خود به غرب پناه برده اند ادعا میکنند که حقوق بشر یک بهانه است برای براندازی. عجب! حرف بس است. فیلم را ببینید.
http://www.youtube.com/watch?v=p-TbAl0-9Go
عالی بود..کاش هر از گاهی از این اصطلاحات کوچولو گوچولو ولی خیلی مهم می ذاشتی توی پست هات……فکر نمی کنم خیلی هم وقتبگیره..همن طوری اگه بتکوننت هزار ت از این اصطلاح حا بلدی..جون من خساست نکن…
بسیار بسیار سپساگزارم
با درود / می خواستم خواهش کنم که در بخش کارگاه ترجمه ، و پس از اخذ نقطه نظرات گوناگون ، حتما نظر شخصی خودتان را هم در باب ترجمه متن یا عبارت مورد نظر ، ذکر کنید.
–
امیرمهدی حقیقت: دوست عزیز. لطفا این را بخوانید: http://www.amirmehdi.com/blog/1384/06/08/244.htm
در آنجا اشاره کرده ام که من هم مثل یکی از اعضای کارگاهم و اگر چیزی بیش از دیگران به نظرم رسید میگویم. به هر حال از تذکرتان ممنون.
بهمن ۲۸, ۱۳۸۵
خانم غزال یا غزاله
آدرس ایمیلتان اشتباه بود. ناگزیر همین جا پیام میگذارم:
من چیزی از جبران ترجمه نکرده ام و نمی دانم این اثر که نام بردید ترجمه شده یا نه، ولی کمی بعید است اثری از او به فارسی ترجمه نشده مانده باشد
امیر مهدی جان
خسته نباشید. از این که بخشی از مطلب ناقابل مرا در سایت خود نقل کردی متشکرم. راستش را بخواهی این موضوع این روزها بشدت دغدغه ذهنم است.
خوشحال می شوم به ” مترجم ” سر بزنی.
بهمن ۲۳, ۱۳۸۵