wish you’d been a bit more exact about the context of the mentioned proverb because I in person couldn’t work out any clear meaning out of it.
I’ll be grateful if you do.
فکر می کنم معنی آن بیشتر این است: هر جا آدمی در تنگنا گیر کند شانس خدا بیشتر می شود (یعنی شانس خدا برای این که به عنوان یک موجود قادر مطلق حضورش به رسمیت شناخبه شود) فکر می کنم از این اصطلاح شاید حتی فلاسفه امروزی به عنوان یک جور فحش و برای بی منطق جلوه دادن اعتقاد به خدا استفاده می کنند.
سلام
یه جورایی باهم همکاریم
شما هم مثل من ترجمه میکنی
ولی من هر چی از مخم بیرون میاد به زبونی که بقیه هم بفهمن ترجمه میکنم
باید ذخیره کرد…..وبلاگ رو میگم
موفق باشید
سلام و روز بخير يه جوجه مترجم را بپذيريد؛
نظرات ساير دوستان رو هم خواندم اما با لفظ “فرصتي براي خدا”نمي تونم کنار بيام.به نظر من (و با احترام به نظرات ساير دوستان)،opportunity نه به Godبلکه به man بر ميگرده؛(در صورتيکه بخواهيم opportunity براي خداوند در نظر بگيريم ،مفهوم عبارت به نظر من غير منطقي و نا معقول به نظر مي رسه؛انگار خدا پيش از آن، اين فرصت را نداشته و تازه بدست آورده).هر چه فکر کردم نتوانستم عبارت موزوني را مطابق عبارت انگليسي آن بدست بيارم ،اما اگر بخواهم بصورت idiomatic و تنها براي رساندن مفهوم مورد نظرم پيشنهادي داشته باشم ،آن پيشنهاد اين است:
بهمن 11, 1385 at 4:10 ب.ظ
تنگنا می تونه مناسب باشه برای
extremity
تنگنای آدمی؛ فرصتی برای پناه بردن به خدا.
بهمن 11, 1385 at 4:55 ب.ظ
wish you’d been a bit more exact about the context of the mentioned proverb because I in person couldn’t work out any clear meaning out of it.
I’ll be grateful if you do.
Keep going with your great job.
بهمن 13, 1385 at 7:47 ب.ظ
به گمانم بتوان گفت:
درماندگی انسان، فرصتی برای اقدام خداست
جایی که انسان درمانده می شود، نوبت به چاره جویی خدا می رسد
هرج انسان، نوبت فرج خداست
بهمن 14, 1385 at 12:42 ب.ظ
فکر می کنم معنی آن بیشتر این است: هر جا آدمی در تنگنا گیر کند شانس خدا بیشتر می شود (یعنی شانس خدا برای این که به عنوان یک موجود قادر مطلق حضورش به رسمیت شناخبه شود) فکر می کنم از این اصطلاح شاید حتی فلاسفه امروزی به عنوان یک جور فحش و برای بی منطق جلوه دادن اعتقاد به خدا استفاده می کنند.
بهمن 14, 1385 at 7:13 ب.ظ
سلام
من تازه کتاب همنام “جامپالیری” را که به ترجمه شما بود خواندم
خیلی لذت بردم…درود بر شما به خاطر نثر و ترجمه روانتان
بهمن 14, 1385 at 8:45 ب.ظ
سلام
یه جورایی باهم همکاریم
شما هم مثل من ترجمه میکنی
ولی من هر چی از مخم بیرون میاد به زبونی که بقیه هم بفهمن ترجمه میکنم
باید ذخیره کرد…..وبلاگ رو میگم
موفق باشید
بهمن 15, 1385 at 10:38 ق.ظ
دوستان نظرات جالبی ارائه کردند اما من همچنان مصر هستم که ترجمه ی هر خطی بی توجه به جملات پسین و پیشین اشتباهی در ترجمه است تا چه برسه به ضرب المثل!
بهمن 16, 1385 at 2:58 ق.ظ
بذبختی بشر، فرصتی برای خداست.
بهمن 17, 1385 at 10:50 ق.ظ
میتوانیم از معادل فارسی ( فرج بعد از شدت ) استفاده کرد
بهمن 23, 1385 at 11:15 ق.ظ
سلام و روز بخير يه جوجه مترجم را بپذيريد؛
نظرات ساير دوستان رو هم خواندم اما با لفظ “فرصتي براي خدا”نمي تونم کنار بيام.به نظر من (و با احترام به نظرات ساير دوستان)،opportunity نه به Godبلکه به man بر ميگرده؛(در صورتيکه بخواهيم opportunity براي خداوند در نظر بگيريم ،مفهوم عبارت به نظر من غير منطقي و نا معقول به نظر مي رسه؛انگار خدا پيش از آن، اين فرصت را نداشته و تازه بدست آورده).هر چه فکر کردم نتوانستم عبارت موزوني را مطابق عبارت انگليسي آن بدست بيارم ،اما اگر بخواهم بصورت idiomatic و تنها براي رساندن مفهوم مورد نظرم پيشنهادي داشته باشم ،آن پيشنهاد اين است:
آدم ها وقتي به تنگنا(بن بست)مي رسند،تازه ياد خدا مي افتند.
بيش از پيش موفق باشيد.
بهمن 23, 1385 at 9:52 ب.ظ
تنگنای بشر، فراخنای خداوند است
اسفند 15, 1385 at 1:15 ب.ظ
That’s graet.Thank you for your excellent works.