معادلی دیگر برای macho

پنجشنبه, بهمن ۵م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه

ماجرای معادل یابی برای macho ادامه یافته و دوستی معادلی پیشنهاد کرده و به جناب ناقد خبر داده. من در سفرم و چندان فرصتی برای سروسامان دادن به این مطلب ندارم. از همین رو عینا متن نامه‌ها را می‌گذارم.
و حالا ادامه ماجرا:
 
آقای امیر مهدی حقیقت عزیز
ظاهراً کار «لغت» بازی شما و من بالا گرفته است!
افزون بر پیام هایی که به دست شما رسیده است، امروز ایمیلی «پینگولیش» از یکی از همو.طنانمان رسید با پیشنهادی تازه. (در پایین می بینید!)
دیدم که پیام کوتاهی هم در پای نوشته ی مربوطه گذاشته است.
رسم ادب را به جا آوردم و پاسخی نوشتم که در زیر می بینید.
گفتم شما را هم خبر کنم!
پایدار باشید.
خسرو ناقد
-

raje be moadele macho ziad fekr kardam. moadele monasebi dar farsi peyda nakardam ke tamame javanebe manaee mancho ro pooshesh bede amma kalameye biganei hast ke ham dar farsi kamelan ja oftade va ham moadele khoobi baraye mancho mitoone bashe. khobish ham injast ke asle kalame ham be in mani nist va az ro ye film eghtebas shode va in mani faghat to farsi karbord dare:"SHEZEM" in kalame az roye filmi be hamin esm to farhange ma ja oftade va shezem esme naghshe avvale in filme ke khososiate ye mancho ro dare.
omidavram tooneste basham komaki konam barye in ke bebinid in kalame be mani mazkoor cheghadr to farhange ma ja oftade mitoonin ba emlaye farsi (شزم)to google search konin va ntijasho bebinin.

خسرو ناقد:
آقای جلایی (؟) عزیز
با سلام و سپاس از توجه ای که به «بازی لغت» وبلاگ «ترجمه» امیر مهدی حقیقت نشان دادید.
 پیشنهاد «شزم» برای معادل  macho نظرم را جلب کرد.
به توصیه شما، در Google جستجویی مختصر کردم و دیدم که ظاهراً «شزم» بیشتر شخصیتی شبیه «رابین هود»، «سوپرمن»، «مرد عنکبوتی» یا چیزی شبیه اینهاست.
در صورتی که معنای لُغوی macho همانطور که اشاره کردم یعنی «نَرّه حیوان». همان «نره‌خر» و «نره‌گاو» و «نره‌شیر» مصطلح در زبان فارسی که به «نری» و «رجولیت» خود می‌نازند. بر این اساس به‌مردهایی گفته می‌شود که به «مردانگی» و «رجولیت» خودشان می‌بالند و «عاشق مردی» خودشانند. یا در یک کلام: «کسی  که به‌گونه‌ای مبالغه‌آمیز مردی خود را به‌رخ می‌کشد». به خصوص در رفتار و حرکات ظاهری؛ مثل در طرز راه رفتن و حرف زدن و چشم و ابرو آمدن و لباس پوشیدن. 
حال با این تفاصیل اگر بخواهیم شخصیت سینمایی مناسبی برای macho در نظر بگیریم، شاید «قیصر» بیشتر مناسب باشد.
متأسفانه من هنوز سعادت آشنایی با «شزم» را نداشته ام، اما از شما چه پنهان در دوران جوانی چند بار فیلم «قیصر» را تماشا کردم! حرکات و رفتار و منش «قیصر» تقریباً همان ویژگی های macho ما را دارد!
شما چطور؟ فیلم «قیصر» را دیده اید؟ اگر دیده اید با مقایسه ی «قیصر» با «شزم» ببینید کدام بیشتر خصلت macho را دارند.
پایدار باشید و شادکام.
خسرو ناقد

۴ دیدگاه to معادلی دیگر برای macho

نخودی
بهمن ۱۱, ۱۳۸۵

در پاسخ به مسأله ای که طرح کردید از روی جسارت سرکی به فرهنگ های نزدیک دست کشیدم. گویا این واژه در اصل ریشه در زبان اسپانیایی دارد به اصطلاح همان (masculus) یا مردانه معنی دهد و تاریخش به سال ۱۹۲۸ برگردد که با این اوصاف کلمه ای قدیمی است و تا آنجا که دریافتم همان جاهل مآب خودمان باشد. به ویژه که برابر آن در فرهنگ وبستر (machismo) آمده به معنای مردی گری و جاهلی گری و جاهل مآبی.
پاینده باشید.

amir
بهمن ۱۶, ۱۳۸۵

من یک معادل خوب به ذهنم رسیده… البته فکر نکنم در ترجمه هاتون بتونید ازش استفاده کنید.

معادل مورد نظر من «دودول طلا» است. یعنی کسی که زیادی به آلت رجولیتش بها می دهد!

ناشناس
اسفند ۵, ۱۳۸۵

سلام
نمی دونم که چی شد سر از این سایت و این صفحه در اوردم واسم خیلی جالب بود با اینکه سرم شلوغه و یه عالمه کار دارم اما یه ساعتی هست که دارم اینتو می چرخم !
حالا هم دلم می خواد نظرم رو بدم بنظر من می شه گفت که Macho یجورایی همون داش مشدی خودمونه !
این آقای داش مشدی فک کنم خودش باشه!!!!

hootan
دی ۲۷, ۱۳۸۶

سلام
گذاشتن نظر بعد از یک سال هم از آن کارهاست.در هر حال اگر تاکید روی نری و نرینگی است واژه نریمان شاید بد نباشد. کلمه نریان هم برای اسب نر به کار میرود در مقابل مادیان.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image