macho و معادل جدید داریوش آشوری + اصطلاحات دامداری
شنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه
۱
برای مطلب جناب خسرو ناقد و معادل برای macho (+) نظرات همچنان میرسند؛ جناب داریوش آشوری هم در اینجا نظر تکمیلی خود را فرموده.
–
۲
از غرایب روزگار، یکی هم این است که یکی دو فصل از رمانی که در دست دارم در طویله و گاوداری میگذرد! فرهنگهای لغت دوزبانه در این زمینه شدیدا فقیرند و فرهنگ لغت یک زبانه هم ابدا به کار نمیآید. تصویر بسیاری از واژههای این فصل را در گوگل و فرهنگهای مصور دیدهام اما نام فارسی آنها را در هیچ فرهنگی نمییابم. حتا آکسفورد دودن هم جواب نمیدهد. یک دلیلش این است که گاوداریها الان مجهزتر شدهاند و تکنولوژی پیشرفتهتری دارند با ابزارهای پیشرفتهتر، و یک دلیلش هم این است که بسیاری از فرهنگها عوض ارائه معادل، واژهها را تعریف کردهاند. یک دلیل دیگرش هم این است که چه بسا خیلی از این ابزارآلات و تکنولوژی وارد ایران نشده یا به طور بسیار محدودی شده و اساسا معادلی برایش نداریم و کوووو تا فرهنگستان به خودش بیاید و بعد از روشن کردن تکلیف این همه واژهی روی زمین مانده، تکلیف واژههای این حوزه را روشن کند؟
اگر کسی فرهنگ دامداری سراغ دارد یا دوست و آشنای دامدار میشناسد یا در دامداری کار کرده یا میکند لطفا خبر بدهد. هر کدام اینها قطعا تعبیری رایج در میان اهلش دارد.
واژهها اینهاست:
squeeze chute / smudge pot / lot / holding pen / loading pen/ dehourner/ prod/ hot shot / corral / alley / bawl

گاوها هم مثل اسبها trot میکنند اما گمانم نمیشود از یورتمه رفتن استفاده کرد.
۵ دیدگاه to macho و معادل جدید داریوش آشوری + اصطلاحات دامداری
از گاوهایی که می شناسم حتما خواهم پرسید! ولی از شوخی گذشته و ناگهان چقدر زود دیر شد استاد!
سلام آقای حقیقت.این مطلبی رو که گذاشتید هنوزنخوندم .اما فعلا فقط آمدم به خاطر ترجمه های بسیار خوب و روان شما تشکر کنم.مترجم درد ها رو تازه تمام کردم واز این همه ظرافت و پختگی در کار لذت فراوان بدم.مشخص است که ترجمه شمابسیاربا متن اصلی هماهنگ است.
برای شما آرزوی موفقیت بیشتر دارم
کردها به دویدن گاوها می گویند لوقه
سلام
برای آقای ناقد هم ایمیل زدم ولی گفتم اینجا هم بگم به نظر من کلمه “شزم” خیلی برازنده ماچو خواهد بود هرچند که خود شزم هم فارسی نیست ولی فقط در فارسی به این معنا به کار برده شده
سلام ما رو یادتون می آد؟ اون کلمه ها بود که برای دامداری بود ایناها:
squeeze chute:محل یا وسیله ای برای مهار کردن حیوانات بزرگ مثل گاو
smudge pot:ظرف مخصوص ضد عفونی گازی یا ظرف مخصوص دود دادن
lot:گله یا گروه حیوانات
holding pen:محل نگخداری حیوانات (برای گاو بهار بند برای اسب اصطبل)
dehorner:شاخ بز
prod:شوک الکتریکی(برای وادار کردن حیوان به حرکت)
hot shot:تزریق دارو با دوز بالا alley:راهرو(بین ردیف های استال)
bawl:نعره کشیدن،زوزه کشیدن خوشحال میشیم اگه اینا بهتون کمکی کرده باشه!
بهمن ۱, ۱۳۸۵