1

برای مطلب جناب خسرو ناقد و معادل برای macho (+) نظرات همچنان می‌رسند؛ جناب داریوش آشوری هم در اینجا نظر تکمیلی خود را فرموده.  

2

از غرایب روزگار، یکی هم این است که یکی دو فصل از رمانی که در دست دارم در طویله و گاوداری می‌گذرد! فرهنگ‌های لغت دوزبانه در این زمینه شدیدا فقیرند و فرهنگ لغت یک زبانه هم ابدا به کار نمی‌آید. تصویر بسیاری از واژه‌های این فصل را در گوگل و فرهنگ‌های مصور دیده‌ام اما نام فارسی آنها را در هیچ فرهنگی نمی‌یابم. حتا آکسفورد دودن هم جواب نمی‌دهد. یک دلیلش این است که گاوداری‌ها الان مجهزتر شده‌اند و تکنولوژی پیشرفته‌تری دارند با ابزارهای پیشرفته‌تر، و یک دلیلش هم این است که بسیاری از فرهنگ‌ها عوض ارائه معادل، واژه‌ها را تعریف کرده‌اند. یک دلیل دیگرش هم این است که چه بسا خیلی از این ابزارآلات و تکنولوژی وارد ایران نشده یا به طور بسیار محدودی شده و اساسا معادلی برایش نداریم و کوووو تا فرهنگستان به خودش بیاید و بعد از روشن کردن تکلیف این همه واژه‌ی روی زمین مانده، تکلیف واژه‌های این حوزه را روشن کند؟

اگر کسی فرهنگ دامداری سراغ دارد یا دوست و آشنای دامدار می‌شناسد یا در دامداری کار کرده یا می‌کند لطفا خبر بدهد. هر کدام اینها قطعا تعبیری رایج در میان اهلش دارد.

واژه‌ها این‌هاست:

squeeze chute / smudge pot / lot / holding pen / loading pen/ dehourner/ prod/ hot shot / corral / alley / bawl

گاوها هم مثل اسب‌ها trot می‌کنند اما گمانم نمی‌شود از یورتمه رفتن استفاده کرد.