اول مینویسم او خوشحال/ خرسند/ مشعوف/ شاد بود
چهارشنبه, دی ۲۰م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, درباره ترجمه
پاریس ریویو: شما آیا معمولا از صفحهی یک شروع میکنید تا به آخر کتاب برسید، یا ممکن است که از یک جای کتاب به جای دیگری بروید و باز برگردید؟
–
ویور (مترجم آثار کالوینو، اکو و … به انگلیسی): همیشه از صفحهی یک شروع میکنم، و حتی در مورد این کتاب هم ممکن است از صفحهی یک شروع کنم، چون که مرتب دارم دربارهی این مسئله فکر میکنم. به طور خلاصه عرض کنم: شیوهی کار من این است که کار را شروع کنم و تا حد مقدور با سرعت تمام پیش بروم، و گاه چند صفحهای جا بیندازم. اگر مسئلهای باشد، پرانتزی باز میکنم و توی آن مینویسم که جملهای را جا انداختهام. یا جملهی مربوطه را ترجمه میکنم و مثلاً مینویسم "او خوشحال / شاد / خرسند / مشعوف بود،" و تصمیم قطعی را در مورد انتخاب کلمهی مناسب به بعد موکول میکنم. اگر عبارتی باشد که معنیاش را نفهمم، از روی آن میپرم تا بعد به سراغش برگردم. جمله را به ایتالیایی و با حروف درشت تایپ میکنم تا بعد که ترجمه را مرور میکنم، بدانم که اینجا یک مسئلهی بغرنج وجود دارد. بعد، در فرصت مناسبی دربارهی آن با خود نویسنده (مثلا امبرتو اکو) صحبت میکنم تا راهحلی برای آن پیدا کنم. این پیشنویس اول را که خیلی سریع (معمولا در یکی دو ماه) به دست آمده است، چاپ میکنم، و بعد، مسلح به یک جعبه مداد نرم Ebony و چند پاککن خیلی خوب، به جانش میافتم و با آن مدادها و با دقت کامل به ویرایش متن میپردازم. جاهای خالی را پر میکنم، در مورد کلماتی که چند مترادف برایشان گذاشتهام تصمیمگیری میکنم، و جملههایی را که به دل نمینشینند، عوض میکنم. یک دسته ورق کاغذ سفید دم دستم هست، که بالای آن نوشتهام: "پرس و جو"، و بعد، زیرش نوشتهام: "ص ۳۵"، "ص ۱۰"، و زیر هر یک از این شمارهی صفحات، مسئلهای را که با آن روبرو هستم و بایستی با نویسنده مطرح کنم، یادداشت کردهام. [+]
–
هنوز دیدگاهی داده نشده.