برابریابی یا ارائه تعریف و توضیح

دوشنبه, دی ۱۱م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, در باب فرهنگ‌ها

علی محمد حق شناس با اشاره به تفاوت روش در فرهنگ‌نویسی دوزبانه و یک‌زبانه گفته: وظیفه‌ی فرهنگ یک‌زبانه در درجه‌ی اول، ارایه تعریف روشنی از مفهوم کلمه است. اما درباره‌ی فرهنگ دوزبانه وضع به‌کلی فرق می‌کند. شما می‌خواهید ببینید برای فلان کلمه و مفهوم چه کلمه‌ای وجود دارد؛ پس در فرهنگ دوزبانه فقط برابریابی مهم است. بسیاری از این فرهنگ‌های دوزبانه که وجود دارند، کار فرهنگ یک‌زبانه را انجام می‌دهند و به‌جای ارایه دادن برابر، مفهوم را برای شما تعریف می‌کنند. [+]

با خواندن این سخنان، یاد جستجوی خودم در فرهنگ‌ها برای معادل امروزی واژه bodystocking  افتادم در داستان "جذاب" مجموعه  مترجم دردها - که در چاپ جدید چه بلاها سرش خواهد آمد.

در آریانپور آمده بود: جامه تنگ که به بدن می‌چسبد (معمولا کشباف) و بالاتنه و (گاهی) پاها را تا زانو می‌پوشاند.

این همان نکته است که دکتر حق شناس فرهنگ نویسان دوزبانه را بابتش هشدار می‌دهد. جنابان آریانپور در ارائه معادل شکست خورده‌اند. (هم در آریانپور قدیم و هم در شش جلدی جدید همین معادل آمده. تنها فرقش توضیح "معمولا کشباف" است که پنج جلدی پدر ندارد و در شش جلدی پسر اضافه شده.)

در فرهنگ معاصر ویراست دوم چنین آمده بود: تن‌جوراب (لباس چسبانی که رقاصان می‌پوشند.)

آن زمان (سال ۷۹) " فرهنگ هزاره" هنوز درنیامده بود و معادل دکتر باطنی هم به تنم نمی‌چسبید، خصوصا با آن توضیح عجیب و دِمده، چرا که امروزه پوشش(؟) رایجی است و تنها رقاصان نمی‌پوشندش. این بود که از لباس‌فروشان پرسیدم و سرانجام "جوراب بادی" گذاشتم.

اکنون در سال ۸۵، می‌بینم که هزاره چنین آورده: [لباس] بادی ساقدار، جوراب تن‌پوش

در ویراست سوم فرهنگ باطنی (پویا) هیچ تغییری در معادل این مدخل صورت نگرفته. به نظر من تن‌جوراب معادل غریبی است و من همان سال هم از هر فروشنده‌ای که می‌پرسیدم برایش نامفهوم بود.

باز هم به مقایسه فرهنگ‌ها به ویژه این دو فرهنگ (هزاره و پویا) خواهم پرداخت؛ در حین ویرایش رمانم، گاه به هر دو سر می‌زنم. 

۵ دیدگاه to برابریابی یا ارائه تعریف و توضیح

همکار
دی ۱۱, ۱۳۸۵

«جوراب تن‌پوش» به نظرم از بقیه معادل ها بهتره.

حمید
دی ۱۲, ۱۳۸۵

واژه ی بادی در “جوراب بادی” در ذهن خواننده باد را تدائی می کند. به نظر من ادغام یک واژه ی فارسی با واژه ای انگلیسی کار درستی نیست. من هم فکر می کنم “جوراب تن پوش” و یا “جوراب تنی- بدنی” برابر نهادهای بهتری باشند.

حمید فرخ
دی ۱۲, ۱۳۸۵

سلام،
چوب‌پنبه را از پوست نوعی درخت بلوط درست می‌کنند (انگـ: cork oak یا cork tree ، فر: chêne-liège یا surier، آلم: Kork eich یاkorkbaum ، لاتین: qercus suber
Cottonwood ظاهرا نوعی سپیدار(poplus) است. به فرانسوی به آن «سپیدار سیاه» می‌گویند (این هم یکی دیگر از شیرین‌کاریهای ترجمه‌ی تحت‌اللفضی: سپیدار سیاه.) اسم علمی (لاتینی)اش populus aegirosمی‌شود.

مهرداد
دی ۱۲, ۱۳۸۵

فکر کنم آوردن واژه‌ی «جوراب» در ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی کمی گمراه‌ کننده است، چون برای ما فارسی‌زبان‌ها جوراب چیزی است که دستِ کم از انگشت پا تا قوزک پا را می‌پوشاند. اما این لباسی که گفته‌ای لزومآ این طور نیست و معمولآ از بالاتنه تا زیر زانو را می‌پوشاند.
شاید «تن‌پوش چسبان» یا «تن‌پوش کشی» بد نباشد.

رامین
دی ۱۳, ۱۳۸۵

سلام. ببخشی این کامنت را اینجا می گذارم آخر مربوط به چند پست قبلتان است ولی چون دیر شده اینجا می گذارم:
ترجمه بهاءالدین خرمشهای از این آیه سوره نور چنین است:
خداوند نور آسمانها و زمین است. داستان نورش همچون چراغدانی است که در آن چراغی هست، و چراغ در آبگینه ای هست، که آبگینه گویی ستاره ای درخشان است، که از درخت مبارک زیتون- که نه شرقی است و نه غربی- افروخته شود. نزدیک است که روغنش، با آنکه آتشی با آن نرسیده است، فروزان گردد، نور در نور است. خداوند به نور خویش هر کس را که خواهد هدایت کند، و خداوند برای مردم مثلها می زند و خداوند به هر چیزی داناست.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image