کارگاه ترجمه [۲۳]

شنبه, دی ۹م, ۱۳۸۵ | کارگاه ترجمه

An old man came and stood in the doorway looking at her. He scratched himself along his skinny flank, his pajamas moving. He stood watching her.

این از جمله‌های رمانی است که مشغول ترجمه‌اش هستم. جمله‌ی میانی وقت زیادی برده و هنوز درنیامده. پیشنهاد دارید بدهید.

۱۲ دیدگاه to کارگاه ترجمه [۲۳]

پی کو لو
دی ۹, ۱۳۸۵

پیرمردی آمد و توی درگاه ایستاد و به او(زن/دخترک؟) نگاه کرد. طوری پهلویش را می‌خاراند که پیژامه‌اش تکان می‌خورد. همینطور زل زده بود به زن(؟).

البته ترجمه دقیق بستگی به کانتکس دارد.
از متن بر می‌آید که پیرمرد -مثل بیشتر پیرمردان دنیا- پیژامه‌اش را تا نزدیکی سینه بالا کشیده است!

ali l
دی ۹, ۱۳۸۵

مهدی عزیز
پیش از این که به خاراندن خودش فکرکنی، فراموش نکن کهScratch himself alongبه معنی یک جوری بدن یا تنشو سر پا نگاه داشتن… انگار که تلو تلو می خوره وباید پهلوی نحیفشو به سختی راست نگه داره.This is very tricky slang,though it depends totally on whole context of your text.
با مهر
علی

علیمحمد
دی ۱۰, ۱۳۸۵

قربان ما گفتیم یه چیزی بگیم که معنیش این باشه که وبلاگتونو می خونیم! و الا کفش شما به پای ما خیلی گشاده.

چنگی به پهلوی استخوانیش انداخت ، زیر شلواریشو تکونی داد. همینطور زل زد به دختره.

جسارتا خواستم اینم اضافه کنم که stood دوم معنیش با stood اول متفاوت به نظرم اومد. و معنی keep میده به صورت پیشوندی در کنار بعضی از فعل ها البته keep مرسوم تره مثل keep talking

mahmoud
دی ۱۰, ۱۳۸۵

پهلوی استخوانیش رااز بالا تا پایین خاراند. پیژامه اش به تکان آمد. (بعد) پیرمرد به نظاره او ( آن زن) ایستاد

hope i’m not totally mistaken

چندگانه
دی ۱۰, ۱۳۸۵

مرد در حالیکه به او نگاه می کرد، داخل راهرو شد و ایستاد. وقتی تهیگاه لاغرش را می خاراند (می خاروند)، پیژامه اش تکان می خورد. (و) همچنان مراقب او ( شاید استفاده از نام زن) بود. ( یا (و) همچنان او را می پایید.)

پروین
دی ۱۰, ۱۳۸۵

پیرمردی اومد و توی درگاهی وایساد به
تماشاش. پهاوی
لاغرش رو که می خاروند، پیژامه اش بالا و
پایین می رفت.
همونطور به تماشاش وایساده بود.

توضیح: توجه دارند که تنها با اتکا به این
پاراگراف کوتاه،
نمیتوان در مورد فرد مونث مورد تماشا،
چیزی اضافه کرد.
اینجا دیگر بر خواننده است که یک دختر
جوان و زیبا
رو جای “او” تجسمم کنه، یا عجوزه ای
نازیبا.
یکی از دوستانم ترجمه کرده. پروین

میرزا
دی ۱۱, ۱۳۸۵

پیرمردی از چهارچوب در نگاهش می کرد. پهلویش را می خاراند، پیژامه اش بالا و پایین می رفت. همانطور دختر را تماشا می کرد.

تقصیر خودت بود نظر دادم.

کامیار
دی ۱۱, ۱۳۸۵

پیرمرد وارد شد و توی درگاه ایستاد نگاهی به او انداخت و درحالیکه پاچه پیژامش تکان می خورد پهلوی استخوانی اش را با انگشتهایش خاراند. ایستاد و به او چشم دوخت

حمید
دی ۱۲, ۱۳۸۵

در حالیکه پیژاما واژه ای فارسی است که به زبانهای اروپائی وارد شده (اصل آن پای جامه بوده است) این واژه تنها در مورد شلوار استفاده نمی شود. در زبان انگلیسی (و احتمالاً) فرانسوی پیژاما به معنای پیراهن و شلوار خانه است. بنابراین می توان گفت که پیراهنش تکان می خورد. در مورد واژه ی “flank” هم توضیح دهم که گاهی این واژه در جمله جانشین واژه ای که استفاده از آن مودبانه نیست می شود. به عنوان نمونه:

The word flank is used as a substitute to most key words in a sentence, especially swear words

? What the ‘flank’
به جای
what the fuck
بنابراین امکان بسیار کمی هم هست که پیرمرد جای دیگرش را می خاراند .

ناشناس
دی ۱۴, ۱۳۸۵

پیرمردی آمد دم در، زل زد به [...]*. لاغرمردنی چنان خودش می‌خاراند که نزدیک بود پیژامه‌اش بیفتد. همین طور [...]* را می‌پایید.

ربطی نداشت، نه؟
* دخترک، زن، …

sandia
دی ۲۶, ۱۳۸۵

پیرمرد آمد دم در و خیره به…..همانجا ایستاد.پیژامه اش از شدت خارش پهلوی استخوانیش تکان می خورد.همچنان به او زل زده بود.
میشه لطفا دو جمله بعدی رو هم اضافه کنی.این طوری یه چیزایی بیشتر در مورد پیرمرد معلوم میشه

sandia
دی ۲۷, ۱۳۸۵

میشه لطفا به من در ترجمه این جمله کمک کنید
“میکروفون حرمت دارد.”

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image