9 دی 1385
An old man came and stood in the doorway looking at her. He scratched himself along his skinny flank, his pajamas moving. He stood watching her.
این از جملههای رمانی است که مشغول ترجمهاش هستم. جملهی میانی وقت زیادی برده و هنوز درنیامده. پیشنهاد دارید بدهید.
دی 9, 1385 at 7:05 ب.ظ
پيرمردي آمد و توي درگاه ايستاد و به او(زن/دخترك؟) نگاه كرد. طوري پهلويش را ميخاراند كه پيژامهاش تكان ميخورد. همينطور زل زده بود به زن(؟).
البته ترجمه دقيق بستگي به كانتكس دارد.
از متن بر ميآيد كه پيرمرد -مثل بيشتر پيرمردان دنيا- پيژامهاش را تا نزديكي سينه بالا كشيده است!
دی 9, 1385 at 8:34 ب.ظ
مهدی عزیز
پیش از این که به خاراندن خودش فکرکنی، فراموش نکن کهScratch himself alongبه معنی یک جوری بدن یا تنشو سر پا نگاه داشتن… انگار که تلو تلو می خوره وباید پهلوی نحیفشو به سختی راست نگه داره.This is very tricky slang,though it depends totally on whole context of your text.
با مهر
علی
دی 10, 1385 at 4:33 ق.ظ
قربان ما گفتیم یه چیزی بگیم که معنیش این باشه که وبلاگتونو می خونیم! و الا کفش شما به پای ما خیلی گشاده.
چنگی به پهلوی استخوانیش انداخت ، زیر شلواریشو تکونی داد. همینطور زل زد به دختره.
جسارتا خواستم اینم اضافه کنم که stood دوم معنیش با stood اول متفاوت به نظرم اومد. و معنی keep میده به صورت پیشوندی در کنار بعضی از فعل ها البته keep مرسوم تره مثل keep talking
دی 10, 1385 at 5:00 ق.ظ
پهلوی استخوانیش رااز بالا تا پایین خاراند. پیژامه اش به تکان آمد. (بعد) پیرمرد به نظاره او ( آن زن) ایستاد
hope i’m not totally mistaken
دی 10, 1385 at 3:17 ب.ظ
مرد در حالیکه به او نگاه می کرد، داخل راهرو شد و ایستاد. وقتی تهیگاه لاغرش را می خاراند (می خاروند)، پیژامه اش تکان می خورد. (و) همچنان مراقب او ( شاید استفاده از نام زن) بود. ( یا (و) همچنان او را می پایید.)
دی 10, 1385 at 8:06 ب.ظ
پيرمردي اومد و توي درگاهي وايساد به
تماشاش. پهاوي
لاغرش رو که مي خاروند، پيژامه اش بالا و
پايين مي رفت.
همونطور به تماشاش وايساده بود.
توضيح: توجه دارند که تنها با اتکا به اين
پاراگراف کوتاه،
نميتوان در مورد فرد مونث مورد تماشا،
چيزي اضافه کرد.
اينجا ديگر بر خواننده است که يک دختر
جوان و زيبا
رو جاي “او” تجسمم کنه، يا عجوزه اي
نازيبا.
یکی از دوستانم ترجمه کرده. پروین
دی 11, 1385 at 12:42 ب.ظ
پیرمردی از چهارچوب در نگاهش می کرد. پهلویش را می خاراند، پیژامه اش بالا و پایین می رفت. همانطور دختر را تماشا می کرد.
تقصیر خودت بود نظر دادم.
دی 11, 1385 at 12:45 ب.ظ
پيرمرد وارد شد و توي درگاه ايستاد نگاهي به او انداخت و درحاليكه پاچه پيژامش تكان مي خورد پهلوي استخواني اش را با انگشتهايش خاراند. ايستاد و به او چشم دوخت
دی 12, 1385 at 12:59 ق.ظ
در حالیکه پیژاما واژه ای فارسی است که به زبانهای اروپائی وارد شده (اصل آن پای جامه بوده است) این واژه تنها در مورد شلوار استفاده نمی شود. در زبان انگلیسی (و احتمالاً) فرانسوی پیژاما به معنای پیراهن و شلوار خانه است. بنابراین می توان گفت که پیراهنش تکان می خورد. در مورد واژه ی “flank” هم توضیح دهم که گاهی این واژه در جمله جانشین واژه ای که استفاده از آن مودبانه نیست می شود. به عنوان نمونه:
The word flank is used as a substitute to most key words in a sentence, especially swear words
? What the ‘flank’
به جای
what the fuck
بنابراین امکان بسیار کمی هم هست که پیرمرد جای دیگرش را می خاراند .
دی 14, 1385 at 6:00 ب.ظ
پيرمردی آمد دم در، زل زد به […]*. لاغرمردنی چنان خودش میخاراند که نزديک بود پيژامهاش بيفتد. همين طور […]* را میپاييد.
ربطی نداشت، نه؟
* دخترک، زن، …
دی 26, 1385 at 8:31 ب.ظ
پيرمرد آمد دم در و خيره به…..همانجا ايستاد.پيژامه اش از شدت خارش پهلوي استخوانيش تكان مي خورد.همچنان به او زل زده بود.
ميشه لطفا دو جمله بعدي رو هم اضافه كني.اين طوري يه چيزايي بيشتر در مورد پيرمرد معلوم ميشه
دی 27, 1385 at 2:53 ب.ظ
ميشه لطفا به من در ترجمه اين جمله كمك كنيد
“ميكروفون حرمت دارد.”