شاید قدری غریب به نظر برسد، ولی من عموما معیار نقد را متن فارسی می‌دانم، نه متن اصلی. کتاب ترجمه شده به یک معنی محصول کار مترجم و مخلوق اگر نگوییم ذهن اوست که زبان اوست. ما روایت او را از متن اصلی می‌خوانیم. مسوولیت متن ترجمه شده به عهده اوست نه نویسنده اصلی. ترجمه شیشه شفاف نیست که عینا متن را باز نماید، شیشه رنگارنگی است که نور در آن می‌شکند و به هزار جلوه در می‌آید. دلنشینی این جلوه‌ها فراورده خلاقیت مترجم است، از آن لذت می‌بریم و تحسینش می‌کنیم و البته از تصاویر کژ و کوژ هم بیزار می‌شویم. متن ترجمه را باید در کلیت آن قضاوت کرد. امروزه رسم بر این است که در نقد ترجمه چند جمله‌ای که احیانا نادرست و نارسا ترجمه شده، ملاک قضاوت ما قرار می‌گیرد. البته از هر مترجمی انتظار می‌رود با دقت و صحت ترجمه کند، ولی کژروی‌های گهگاهی او نباید معیار اصلی قضاوت ما درباره اثر مترجم باشد. متن فارسی ترجمه برای خود مستقل است.

کامران فانی/ مجله مترجم/ شماره بهار و تابستان 85