کاغذ سفید
شنبه, آذر ۲۵م, ۱۳۸۵ | محض تنوع
خبرنگار پرسید: «چی تو را بیشتر از هر چیز دیگر توی دنیا میترساند؟»
همینگوی راست نشست، چند ثانیه ساکت ماند، بعد گفت: « یک کاغذ سفید!»
۲ دیدگاه to کاغذ سفید
سلام
لطف کن ترجمه این جمله از برنارد شاو را محکی بزن. خوب است دیگران هم نظری بدهند.
ممنون
Life does not cease to be funny when people die any more than it ceases to be serious when people laugh.
ناگفتههایت تا زمانی که انکارشان نکنی به اندازه توپ پری خطرناکند
آذر ۲۵, ۱۳۸۵