یا تو، ای صبح، خطا کردی و زود

سربرآورده‌ای از خواب امروز

یا که این دخترک ِ سطل به دست

می‌رود دیر پی آب امروز

عاشق چشم به راه

می‌جهد بی‌تاب بر پشت سمند

از پی دختر می‌تازد اسب

تا چه گیرد به کمند

می‌گذاری دختر

که کنم اسبم را

من از این جو سیراب؟

سطل را بگذار، ای ماه تمام

جان عطشان مرا دریاب!

دن آرام/ کتاب اول/ ترجمه احمد شاملو

 

از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که این از آن مواردی است که هیچ علاقه‌ای ندارم بدانم اصل متن تصنیف چه بوده و مترجم احتمالا چه دستکاری‌هایی کرده. برایم مهم نیست عاشق در متن اصلی بر پشت سمند پریده یا مادیان یا پراید، می‌خواهد اسب را از آب جوب سیراب کند یا از آب حوض، دخترک در متن اصلی سطل به دست داشته یا دبه یا آفتابه.

پ.ن: آیا شاملو مترجم بدی‌ست؟ [1]  و[2] و[3]