30 آبان 1385
یا تو، ای صبح، خطا کردی و زود
سربرآوردهای از خواب امروز
یا که این دخترک ِ سطل به دست
میرود دیر پی آب امروز
…
عاشق چشم به راه
میجهد بیتاب بر پشت سمند
از پی دختر میتازد اسب
تا چه گیرد به کمند
…
میگذاری دختر
که کنم اسبم را
من از این جو سیراب؟
سطل را بگذار، ای ماه تمام
جان عطشان مرا دریاب!
دن آرام/ کتاب اول/ ترجمه احمد شاملو
از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که این از آن مواردی است که هیچ علاقهای ندارم بدانم اصل متن تصنیف چه بوده و مترجم احتمالا چه دستکاریهایی کرده. برایم مهم نیست عاشق در متن اصلی بر پشت سمند پریده یا مادیان یا پراید، میخواهد اسب را از آب جوب سیراب کند یا از آب حوض، دخترک در متن اصلی سطل به دست داشته یا دبه یا آفتابه.
–
پ.ن: آیا شاملو مترجم بدیست؟ [1] و[2] و[3]
آذر 1, 1385 at 6:55 ب.ظ
سلام دوست عزیز ..خوشحالم که بالاخره فیلم هم نام ساخته شد…تصویری که من از آشیما داشتم دقیقا تصویری بود که توی عکس هست…بهت تبریک می گم …خیلی فعالی…. موفق باشی
آذر 1, 1385 at 6:56 ب.ظ
در مورد مترجم بودن شاملو ….به نظر من شعر های لورکا را فوق العاده ترجمه کرده….